برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1291 100 1

brush up

/ˈbrəʃˈəp/ /brʌʃʌp/

1- تمیز و مرتب کردن، آماده ی پذیرایی کردن 2- (در مورد آموختن) دوره کردن، مرور کردن، دوباره خواندن، باقلم مو رنگ کردن، معلومات خود را تجدیدکردن، تجدید خاطره کردن

واژه brush up در جمله های نمونه

1. I would like to brush up my zoology.
[ترجمه ترگمان]دلم می‌خواهد جانور شناسی من را پیدا کنم
[ترجمه گوگل]من می خواهم زونا را خرد کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I had hoped to brush up my Spanish.
[ترجمه محمد بخشی] امیدوار بودم اسپانیایی ام را تقویت کنم‌
|
[ترجمه ترگمان]امیدوار بودم که اسپانیایی را مسواک بزنم
[ترجمه گوگل]من امیدوار بودم اسپانیایی خودم را بشکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I need to brush up my computer skills.
[ترجمه ترگمان]من باید مهارت‌های کامپیوتری خودم رو اصلاح کنم
[ترجمه گوگل]من نیاز به مهارت های کامپیوتری خود دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He wants to brush up his knowledge of electronics.
[ترجمه ترگمان] ...

معنی کلمه brush up به انگلیسی

brush up
• refresh knowledge or skill, review a subject; clean up, fix up, renovate

brush up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
بهبود دانش یا مهارت
مصطفا
مرور کردن
محمد علیزاده
ارتقا دانش یا مهارت
احسان

to improve your knowledge of something already learned but partly forgotten:
Shirinbahari
پیشرفت کردن در علمی یا موضوعی
You’d better brush up on your general knowledge
before putting yourself down for the college quiz.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brush up
کلمه : brush up
املای فارسی : براش آاپ
اشتباه تایپی : ذقعسا عح
عکس brush up : در گوگل

آیا معنی brush up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )