برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1358 100 1

brutally


وحشیانه، بیرحمانه

واژه brutally در جمله های نمونه

1. he spoke brutally and frankly
او رک و راست و با بی‌پردگی صحبت کرد.

2. A pro - democracy uprising was brutally suppressed.
[ترجمه ترگمان]قیام طرفدار دموکراسی به طور وحشیانه سرکوب شد
[ترجمه گوگل]قیام طرفدار دموکراسی به شدت سرکوب شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Let's be brutally honest about this: you haven't a hope of succeeding.
[ترجمه ترگمان]بیا با خشونت در این مورد صادق باشیم: تو امیدی به موفقیت نداری
[ترجمه گوگل]بیایید به نحوی بی رحمانه در مورد این موضوع صادق باشیم، امیدوار نیستید که موفق شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The government has brutally crushed the rebellion.
[ترجمه ترگمان]دولت به طور وحشیانه شورش را سرکوب کرده‌است
[ترجمه گوگل]دولت شورش را به شدت خرد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. All protest is brutally repressed by the regime.
[ترجمه ترگمان]همه اعتراضات به طور وحشیانه توسط رژیم سرکوب شده‌است
[ترجمه ...

معنی کلمه brutally به انگلیسی

brutally
• cruelly, savagely

brutally را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
شدیدا
شهره
رک و راست- بی پرده
میلاد علی پور
با بی رحمی، با قساوت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی brutally
کلمه : brutally
املای فارسی : بروتللی
اشتباه تایپی : ذقعفشممغ
عکس brutally : در گوگل

آیا معنی brutally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )