انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1070 100 1

brute

تلفظ brute
تلفظ brute به آمریکایی/ˈbruːt/ تلفظ brute به انگلیسی/bruːt/

معنی: حیوان، جانور، مخلوق، ادم بی شعور و کودن یا شهوانی، بی خرد، بی رحم، سبع، خشن، حیوان صفت، جانور خوی
معانی دیگر: زبان بسته، فاقد قدرت تعقل و استدلال، بی شعور، فاقد خود آگاهی و درایت، پوست کلفت، بی احساس و عاطفه، حیوانی، سنگدل، احمق، دد

بررسی کلمه brute

اسم ( noun )
(1) تعریف: any nonhuman animal, esp. a mammal.
مترادف: animal, beast
مشابه: creature, mammal

(2) تعریف: a cruel, unintelligent, or insensitive person.
مترادف: barbarian, beast, monster
مشابه: animal, boor, cave man, churl, lout, ogre, savage, yahoo
صفت ( adjective )
مشتقات: brutelike (adj.)
(1) تعریف: of, concerning, or characteristic of an animal.
مترادف: animal, bestial
مشابه: animallike, dumb

(2) تعریف: driven or characterized by instinct rather than intelligence.
مترادف: gut, instinctive, visceral
مشابه: animal, bestial, impulsive, natural

- a brute reaction
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک عکس‌العمل حیوانی …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] واکنش خشن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: savage or cruel; brutal.
مترادف: atrocious, barbarous, brutal, ruthless, savage, vicious
مشابه: abusive, bestial, bloodthirsty, brutish, callous, cruel, ferocious, fiendish, inhumane, merciless, monstrous, pitiless, remorseless, truculent, violent

واژه brute در جمله های نمونه

1. a brute beast
ترجمه جانور زبان بسته

2. the brute force of nature
ترجمه نیروی بی‌تمایز طبیعت

3. They used brute force to break open the door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ان‌ها از نیروی حیوانی استفاده می‌کردند تا در را باز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها برای خنثی کردن درب از نیروی خشن استفاده کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. His father was a drunken brute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرش یک حیوان مست بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدرش یک جادوگر مست بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He is a brute to his children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک حیوان وحشی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فرزندانش خشن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Strength without love produces the brute. Love without strength produces the weakling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قدرت بدون عشق، حیوان را تولید می‌کند عشق بدون قدرت، the را تولید می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدرت بدون عشق باعث خشن شدن می شود عشق بدون قدرت باعث ایجاد ضعف می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The bear was a great brute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خرس وحشی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خرس بزرگ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. You've forgotten my birthday again, you brute!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو دوباره تولدم رو فراموش کردی، ای حیوان وحشی!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما روز تولد من را دوباره فراموش کرده اید، بی رحمانه!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The horse broke its leg, the poor brute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسب پای خود را شکست، حیوان بیچاره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسب پای خود را شکست، زخمی فقیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The government used brute force to keep people in subjection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت از نیروی حیوانی استفاده می‌کرد تا مردم را در اسارت نگه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حکومت با استفاده از نیروی بی رحمانه، مردم را در معرض قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He got the door open with brute strength.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با زور باز در را باز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او درب را با قدرت خشن باز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He was a great brawny brute of a man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرد قوی هیکلی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک مرد باهوش باهوش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The fellow is an ill-mannered brute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مرد یک حیوان بد رفتاری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همکار یک جسد بدبخت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The brute fact is that the situation will not improve.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واقعیت این است که وضعیت بهبود نخواهد یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واقعیت بی رحمانه این است که وضعیت بهبود نخواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The oldest elephant was lame, poor brute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قدیمی‌ترین فیل ضایع بود، حیوون بیچاره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدیمی ترین فیل بود لنگ، فقیر خشن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف brute

حیوان (اسم)
beast , animal , brute
جانور (اسم)
beast , animal , brute , creature
مخلوق (اسم)
brute , creature , critter
ادم بی شعور و کودن یا شهوانی (اسم)
brute
بی خرد (صفت)
inconscient , unreasonable , brute , insipient
بی رحم (صفت)
brute , brutal , atrocious , cruel , merciless , relentless , bloodthirsty , pitiless , butcherly , dispiteous , uncharitable , unrelenting , unmerciful , stony-hearted , truculent
سبع (صفت)
fierce , brute , wild , savage , ferocious , atrocious , lupine , murderous , rapacious , truculent
خشن (صفت)
raucous , rough , harsh , coarse , randy , rude , sore , tough , high , brutish , brute , wooden , blatant , stark , impolite , bearish , churlish , caddish , unkempt , blowsy , blowzy , boorish , indelicate , ragged , brusque , stocky , gruff , hoarse , plebeian , offish , crusty , scabrous , woolly , ungracious , iron-bound , rough-and-ready , rowdy , scraggy , truculent , unmannered
حیوان صفت (صفت)
brute , brutal , beastly
جانور خوی (صفت)
bestial , brute , brutal

معنی brute در دیکشنری تخصصی

[سینما] چراغ آرک - نورافکن آرک - آرک
[کامپیوتر] روش برنامه سازی پرقدرت ( در مقابل روش ظرفیت )
[کامپیوتر] استفاده ناشیانه از کامپیوتر
[سینما] آرک کوچک
[سینما] آرک کوچک

معنی کلمه brute به انگلیسی

brute
• brutus, administrator in ancient rome, one of the assassins of julius caesar
• of or pertaining to a beast, animal; savage; cruel; severe; coarse; physical
• beast, animal; savage, cruel person
• if you call a man a brute, you mean that he is rough and insensitive.
• you can also call a large animal a brute.
• when you refer to brute strength or brute force, you are contrasting it with gentler methods or qualities.
brute savagery
• senseless cruelty, brutality without reason

brute را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی brute
کلمه : brute
املای فارسی : بروت
اشتباه تایپی : ذقعفث
عکس brute : در گوگل


آیا معنی brute مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )