برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1323 100 1

build up


1- دلخواه تر کردن، ترویج دادن، 2- (در زمینی) ساختمان سازی کردن، 3- تقویت کردن، 4- توسعه دادن، گردآوری کردن

بررسی کلمه build up

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to grow in size, amount, or intensity.
مشابه: accrue, augment, intensify

- The pressure is building up.
[ترجمه ترگمان] فشار در حال بالا آمدن است
[ترجمه گوگل] فشار ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to enlarge, strengthen, or develop, esp. in stages.
مشابه: gather

- She built up a resistance to disease.
[ترجمه سمیرا] او توانست در مقابل بیماری مقابله کند.
|
[ترجمه اری] او مقاومتش را در برابر بیماری افزیش داد|
[ترجمه ترگمان] او مقاومت در برابر بیماری را ایجاد کرد
[ترجمه گوگل] او مقاومت را به بیماری تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه build up در جمله های نمونه

1. Big waves will never build up in a small bay.
[ترجمه ترگمان]امواج بزرگ هرگز در خلیج کوچک ساخته نخواهند شد
[ترجمه گوگل]موج های بزرگ هرگز در خلیج کوچک ایجاد نخواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She has always been encouraged to swim to build up the strength of her muscles.
[ترجمه Saba] او همیشه برای بالا بردن قدرت عضلاتش به شنا کردن تشویق شده است.
|
[ترجمه ترگمان]او همیشه تشویق به شنا کردن برای بالا بردن قدرت ماهیچه‌ها بوده‌است
[ترجمه گوگل]او همیشه تشویق به شنا کرده است تا قدرت عضلاتش را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Carbon dust and oil build up in large motors and cause them to short-circuit.
[ترجمه ترگمان]گرد و غبار و روغن کربن در موتورهای بزرگ ایجاد می‌شوند و باعث ایجاد مدار کوتاه می‌شوند
[ترجمه گوگل]گرد و غبار کربن و روغن در موتورهای بزرگ ایجاد می شود و موجب کوتاه شدن آنها می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با build up به فارسی

(عامیانه) تعریف یا تبلیغات پی درپی برای محبوب ساختن چیزی، معروف سازی، ترویج، افزایش، افزودن تدریجی (قدرت یا نرخ و غیره)

معنی build up در دیکشنری تخصصی

[سینما] پرورش موضوع - (نوار) راهنما / لیدر
[زمین شناسی] تجمیع نیروها یا ذخایر همچنین رسوبات کربناته ضخیمی که اساسا از موجودات تشکیل یافتهاند و دارای گسترش جانبی محدود میباشند
[نساجی] خاصیت پوشانندگی رنگ
[ریاضیات] ایجاد کردن، ساختن
[پلیمر] تجمع
[نفت] بالا بردن فشار
[نفت] تزاید تدریجی شیب (در چاه انحرافی)
[پلیمر] گرمااندوزی
[نفت] افزایش فشار

معنی کلمه build up به انگلیسی

build up
• construct, build (something new); publicize, advertise, bring to the attention of the public, promote; intensify, strengthen, increase
• a build-up of something is a gradual increase in it.
• the build-up to an important event is the period of time immediately before the event and the preparations that take place during that time.
build up a deficit
• gradually increase a deficit, regularly spend in excess of one's income
build up one's health
• improve one's well-being, improve one's condition, improve one's health

build up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی افراسیابی
در فیزیک به معنی " انباشت " در بعضی جاها استفاده میشه !
فاضله کیان مهر
تجمع یافتن
Sara loghman
به معنی رسوب کردن(برای مثال رسوب کلسترول در دیواره رگ)
مهدی صباغ
ساختن، طراحی کردن
E.g: Build up a conversation between you and the policeman.
محمد شهسواری بمی
در نقش اسم به معنای 1) انباشت، تراکم، تجمع، افزایش 2) تبلیغ، تعریف 3) تدارک
Vafa
رسوبات
میثم علیزاده
1.Build up: انباشته شدن یا کردن
2.Build something up: توسعه دادن یا تقویت و بهبود چیزی مثلا:
Build your confidence up
محدثه فرومدی
گرد آوردن، تدارک دیدن
jahanaks.blog.ir
ساختن
محمد رومزی
ساختن ( بدن )
منبع : mosaic
متین خدایی
تجمع یافتن
علی انتظاری
1. از کسی یا چیزی چنان تعریف و تمجید کنیم یا به عبارتی چنان تبلیغ کسی یا چیزی را بکنیم که در افکار دیگران نفوذ کرده و تاثیر بگذارد.

2.موجب تقویت حس اعتماد به نفس در کسی شدن.
محمدمهدی ابراهیمی
build up the stress
استرس ایجاد کردن
اردوان طالبی
افزایش یافتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی build up
کلمه : build up
املای فارسی : بویلد آاپ
اشتباه تایپی : ذعهمی عح
عکس build up : در گوگل

آیا معنی build up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )