انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1068 100 1

built up

تلفظ built up
تلفظ built up به آمریکایی/ˈbɪltˈəp/ تلفظ built up به انگلیسی/bɪltʌp/

معنی: پر از ساختمان
معانی دیگر: برافزوده، هرچه که تدریجا بر ارتفاع یا قدرت و غیره ی آن افزوده باشند

بررسی کلمه built up

صفت ( adjective )
(1) تعریف: made greater in amount, size, strength, or the like, esp. by augmentation.

- a built-up reserve
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک ذخیره ساخته‌شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ذخیره سازی ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: having much development or many buildings, as an area or region.

- This neighborhood has really become built-up over the past decade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این محله در دهه گذشته ساخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این محله واقعا در دهه گذشته رشد کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه built up در جمله های نمونه

1. a built-up heel
ترجمه پاشنه‌ی کفش که آن را بلندتر کرده باشند

2. this neighborhood is completely built-up
ترجمه این محله کاملا ساخته شده است.

3. My neighbourhood has really been built up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همسایگی من واقعا ساخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محله من واقعا ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The country built up a stockpile of strategic metals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشور ذخیره‌ای از فلزات استراتژیک ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کشور یک ذخایر از فلزات استراتژیک را ساخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A huge backlog of work had built up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد زیادی کار انباشته شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عقب افتادگی زیادی از کار ایجاد شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. You have built up a huge property empire by buying from wretched people who had to sell or starve.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو با خریدن یک امپراتوری بزرگ از مردم پست که مجبور به فروش یا گرسنگی شده بودی، یک امپراتوری بزرگ ساختی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما امپراتوری اموال عظیم را با خرید از افرادی که باید فروش و یا گرسنگی داشته باشید، ساخته اید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She has built up an enviable reputation as a harpist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شهرت enviable را به عنوان یک harpist بنا کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شهرت غم انگیزی را به عنوان یک برده دار ساخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She had built up a protective shell of indifference around herself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خودش یک پوسته محافظ را در اطراف خودش ساخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک پوسته محافظ بی تفاوتی را در اطراف خود ساخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Tension built up as the crisis approached.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با نزدیک شدن بحران، تنش ایجاد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با در نظر گرفتن بحران، تنش ایجاد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The area has been built up since I moved.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این منطقه از زمان حرکت من ساخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این منطقه از زمان نقل مکان من ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The tension between the two countries built up to a climax.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنش میان دو کشور به اوج خود رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنش میان دو کشور به اوج خود رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The team built up an impregnable 5-1 lead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تیم یک پیشتازی ۵ - ۱ غیرقابل تسخیر را ایجاد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تیم 5-1 سرمربی غیرقابل قبول را ساخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Their products were built up everywhere.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محصولات آن‌ها همه جا ساخته شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محصولات آنها در همه جا ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Harriet has built up quite a reputation for herself as a reporter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هریت هم به عنوان یک خبرنگار مشهور شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هریت به عنوان یک خبرنگار برای خود شهرت پیدا کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The show has built up a cult following.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نمایش با پیروی از یک فرقه مذهبی ساخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نمایش به دنبال یک فرقه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف built up

پر از ساختمان (صفت)
built up

معنی built up در دیکشنری تخصصی

built up
[عمران و معماری] سرهم شده
[ریاضیات] انباشته، انباشت، روکش
[عمران و معماری] تیرساخته شده در محل کار - تیرچند لایه ای - تیر مرکب
[عمران و معماری] تیرباربر ساخته شده - شاهتیر ساخته شده
[عمران و معماری] پوشش مرکب
[عمران و معماری] عضو ساخته شده از دو یا چند نیمرخ - قطعه ساخته شده
[عمران و معماری] مقطع مرکب - نیمرخ تقویت شده - عضو مرکب

معنی کلمه built up به انگلیسی

built up
• developed, increased, expanded, reinforced, strengthened
• a built-up area is an area where there are many buildings.
built up area
• area with many buildings, congested area

built up را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عاطفه انارکی ١٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
توسعه دادن
|

Aylin ٠٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣
With a lot of buildings around you
ساختمان ها و اپارتمان های بلند اطراف شما
|

اکبر قلی پور ٠٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
در رشته عمران سازه بعضی از اندازه ها ی پروفیلهای ساختمانی در کارخانه های تولیدی فولاد تولید نمیشوند را بایستی با دست ساخت لذا به مقاطع یا پروفیلهای ساخته شده با دست را Built-up sections می گویند.
|

ناشید ١٤:٥٧ - ١٣٩٨/٠٧/٠٩
جوشی (برای قطعاتی که با دست ساخته و سر هم بندی شده اند استفاده میشود)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی built up
کلمه : built up
املای فارسی : بیلت آاپ
اشتباه تایپی : ذعهمف عح
عکس built up : در گوگل


آیا معنی built up مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )