انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 992 100 1

bull

تلفظ bull
تلفظ bull به آمریکایی/ˈbʊl/ تلفظ bull به انگلیسی/bʊl/

معنی: نر، گاو نر، حیوانات نر بزرگ، برج ثور، مثل گاو نر رفتارکردن، بی پروا کار کردن
معانی دیگر: مخفف: بولتن، آگه برگ، آگه بخش، آگه نامه، پیشوند:، نره گاو، گاونر [bullfight]، نره گاو مانند، گاوی [bullhead]، ورزا، (در مورد نهنگ و فیل و آهو و گاومیش و برخی پستانداران بزرگ دیگر) نر، کسی که نسبت به بالا رفتن قیمت سهام خوش بین است (و لذا سهام می خرد)، کسی که سهام یا اوراق بهادار می خرد تا قیمت آن را بدین طریق بالا برده و از فروش آنها سود ببرد، در بالا بردن قیمت سهام کوشیدن، ترقی کردن (قیمت)، (بازار سهام و اوراق بهادار) روبه ترقی (در مقابل رو به تنزل: bear)، (بازار) داغ، (در مورد مرد) گاوتن، تنومند، سترگ، گردن کلفت، ستبر سینه، گنده، چرند، چرت و پرت، یاوه، مزخرف، رجوع شود به: bulldog، (خودمانی) سخن تهی گفتن، چاخان کردن، پوچ گویی کردن، چرت گفتن، (نجوم - با b بزرگ) صورت فلکی (استارگان) ثور، (امریکا - عامیانه) پاسبان، آجان، خال هدف، مهر یا خاتم سربی پاپ، پلمب پاپ، اظهار غیرمنطقی و احمقانه، چرند گویی، فرمان، امر بی پرواکارکردن

بررسی کلمه bull

پیشوند ( prefix )
(1) تعریف: of or like a bull.

- bullpen
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آغل گوسفند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کپنهاگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- bulldog
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بول گر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بولداگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: large.

- bullhorn
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بوقلمون
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- bullfrog
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] گاو نر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
عبارات: take the bull by the horns
(1) تعریف: a sexually mature male of several animal species, such as cattle and elephants.
مشابه: male

(2) تعریف: a large, muscular, or aggressive person.
مشابه: bruiser, cave man, he-man, hunk, powerhouse, tarzan

(3) تعریف: one who believes that prices will rise in a particular market such as the stock market, esp. one who buys on the basis of this expectation. (Cf. bear
مشابه: optimist

(4) تعریف: (cap.) the constellation or astrological sign of Taurus.
مترادف: Taurus

(5) تعریف: (slang) a policeman.
مترادف: cop, policeman
مشابه: officer
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bulls, bulling, bulled
• : تعریف: to force or shove.
مترادف: push
مشابه: bore, elbow, jostle, press, shove

- She bulled her way through the crowded train.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از میان قطار شلوغ راه خود را باز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او راه خود را از طریق قطار شلوغ به راه انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
مشتقات: bull-like (adj.)
(1) تعریف: of the male sex.
مترادف: male
مشابه: masculine, virile

(2) تعریف: of, concerning, or like a bull, esp. in size or strength.
مترادف: bullish
مشابه: beefy, big, brawny, burly, heavyset, hefty, husky, muscular, strapping, strong

(3) تعریف: of or characterized by an increase in the price of something, esp. stocks.
مترادف: bullish
مشابه: confident, favorable

- a bull market
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک بازار گاو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک بازار گاو نر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
• : تعریف: an official papal document, usu. sealed with a round lead seal.
مشابه: document, excommunication

واژه bull در جمله های نمونه

1. bull one's way
ترجمه (علیرغم دشواری) پیش رفتن

2. bull through
ترجمه (علیرغم مخالفت) انجام دادن

3. a bull elephan
ترجمه فیل نر،نره فیل

4. a bull ladle
ترجمه یک ملاقه‌ی بزرگ،چمچه‌ی بزرگ

5. a bull market
ترجمه بازار رو به ترقی

6. the bull hooked him
ترجمه گاو نر به او شاخ زد.

7. the bull tried to horn the spectators
ترجمه گاو کوشید به تماشاچیان شاخ بزند.

8. a castrated bull
ترجمه گاو اخته

9. a stock bull
ترجمه گاو نر تخم کشی

10. shoot the bull
ترجمه (امریکا - خودمانی) گپ زدن،حرف خودمانی زدن

11. take the bull by the horns
ترجمه خطر کردن،با مشکلات و مخاطرات مقابله کردن،از خطر نترسیدن

12. strong as a bull
ترجمه زورمند مثل گاو نر

13. a bear market and a bull market
ترجمه بازار رو به نزول و بازار رو به ترقی

14. the dogs were worrying the bull constantly
ترجمه سگ‌ها دایما گاو را آزار می‌دادند.

15. the huge track of a bull elephant
ترجمه ردپای عظیم یک فیل نر

16. the boy was gored by a bull
ترجمه یک گاو نر به پسر شاخ زد و او را زخمی کرد.

17. through the door came a dark bull of a man
ترجمه مرد سیه چرده‌ی گاو تنی از در وارد شد.

18. they graded up the cow with a pure-bred bull
ترجمه گاو ماده را با گاوی اصیل جفت گیری کردند.

19. what he had to say was a load of bull
ترجمه حرف‌های او همه مزخرف بود.

20. Get along with you. It's a cock and bull story.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برو کنار داستان خروس و بول است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با شما همراه شوید این داستان خروس و گاو است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. We were chased by a bull while crossing the field.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حین عبور از زمین توسط یه گاو تعقیب شده بودیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در حین عبور از یک گاو تحت تعقیب بودیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The bull gored the farmer to death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاو نر کشاورز را به قتل رساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاو به کشاورز ختم می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. I had a ploughman's in The Bull.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یک گاریچی در بول در داشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من تا به حال یک هواپیما در The Bull داشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

24. He glared at me like a bull at a red rag.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مثل یک گاو نر با پارچه قرمز به من خیره شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مثل یک گاو نر در یک تکه قرمز به من نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

25. Maddened with pain, the wounded bull ran at them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاو زخمی با درد به آن‌ها حمله کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با غم و اندوه با درد، گاو زخمی به آنها حمله کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

26. Many dogs closed about the bull.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از سگ‌ها در اطراف گاو نر بسته شده‌بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از سگ ها در مورد گاو بستگی داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

27. An ox is a castrated bull.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاو نر یک گاو نر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاو یک گاو کشیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف bull

نر (اسم)
buck , male , bull , tom
گاو نر (اسم)
bull , ox
حیوانات نر بزرگ (اسم)
bull
برج ثور (اسم)
bull , taurus
مثل گاو نر رفتارکردن (فعل)
bull
بی پروا کار کردن (فعل)
bull

معنی عبارات مرتبط با bull به فارسی

(انگلیس - در قدیم) تفریح عمومی که عبارت بود از گاوی که زنجیر شده و به او سگ کیش می دادند
گوساله نر، ادم نادان
(عامیانه) رجوع شود به: double bass
کله گاوی
کله شق
دست و پا چلفتی
سگ بول مستیف (که از جفت گیری مستیف و بولداگ به وجود می آید و بسیار قوی است)
دارای گردن کوتاه و کلفت
(دامپزشکی) گاو دماغ (بیماری واگیر خوک که توسط باسیلی به نام fusobacterium necrophorum ایجاد می شود و موجب آماس پوزه و دهان می گردد)
(علیرغم دشواری) پیش رفتن
(امریکا - عامیانه) گردهمایی کوچک و خودمانی (برای صحبت و بحث)، جلسه محاوره ومرور
سگ بول تریر (که از اختلاط بولداگ و تریر به دست می آید)
(علیرغم مخالفت) انجام دادن
(امریکا) تیغه ی تعویض پذیر دستگاه شخم زنی (ویژه ی شخم زدن زمین های سخت و بکر)
نهنگ ماده، نهنگ نر
رجوع شود به: boston terrier
اشتباه لپی، خطای خنده آور، بیان بظاهر موافق و در حقیقت مخالف
انگلیسی، اهل انگلیس، (مظهر) انگلستان، لقب ملت انگلیس
سگ پیت بول (کوتاه و ستبر سینه و گاز گیر) (pit bull terrier هم می گویند)
(امریکا - خودمانی) گپ زدن، حرف خودمانی زدن
(نام سردار سرخپوست) سیتینگ بول

معنی bull در دیکشنری تخصصی

bull
[علوم دامی] گاو نر ؛ یک گاو نر بالغ اخته نشده
[علوم دامی] اصطبل گاو نر .
[علوم دامی] استراحتگاه گاو نر .
[علوم دامی] گوساله نر
[عمران و معماری] تخته ماله با دسته بلند
[نفت] توپک انتهای لوله
[نفت] در پوش سرگرد
[نفت] تبدیل فشار قوی
[نفت] تلمبه ی ساقه یی
[نفت] کوآرتز دودی
[نفت] کابل چرخ اصلی
[علوم دامی] گاو نر داشتی ؛ گاو نری که برای تولید مثل در گله نگهداری می شود .

معنی کلمه bull به انگلیسی

bull
• male bovine; male ox; male elephant; police officer; official papal letter; harassment (military); large and strong man; 2nd sign of the zodiac; center of a target
• cause or attempt to cause prices to rise (in the stock exchange); push, shove
• big and strong like a bull; male
• a bull is a male animal of the cow family.
• some other male animals, such as male elephants and whales, are also called bulls.
bull durham
• 1988 baseball film starring kevin costner (directed by ron shelton)
bull in a china shop
• one who cannot handle delicate situations, one who causes destruction
bull pen
• pen in which a bull is kept; cell for the temporary confinement of prisoners or suspects; place where a relief pitcher warms up (baseball)
bull terrier
• a bull terrier is a strong dog with a short, whitish-coloured coat and a long nose.
goring bull
• goring ox, bull attacking with its horns; violent person
john bull
• typical englishman; the english people; cartoon character made to typify britain which was popularized by thomas nast (american cartoonist)
like a red rag to a bull
• in a manner that attracts, causing uncontrollable attraction
service bull
• bull which is used for mating, stud bull
sitting bull
• (1834-1980) sioux indian chief and leader in the fight against general custer and his troops in the battle of little bighorn (u.s. history)
useful as a bucket under a bull
• totally useless
young bull
• young male cow

bull را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی bull

Elena ١٤:٤٧ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
Male cow
|

علی اکبر منصوری ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
گاو نر اخته نشده!
فرقش با ox یا bullock در اخته بودن یا نبودن آنهاست!
|

موسسه تخصصی بوستان ترجمه آروند ٢٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
در حسابداری bull marketبه بازار پررونق گفته می شود که متضاد bear market به معنی بازار کم رونق است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی bull



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی bull
کلمه : bull
املای فارسی : بول
اشتباه تایپی : ذعمم
عکس bull : در گوگل


آیا معنی bull مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )