برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1160 100 1

burn up


1- کاملا سوختن، 2- (سوخت) زیاد مصرف کردن، 3- (امریکا - خودمانی) خشمگین کردن یا شدن

واژه burn up در جمله های نمونه

1. Meteors produce streaks of light as they burn up in the Earth's atmosphere.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در اتمسفر زمین، پرتوه‌ای نور تولید می‌کنند
[ترجمه گوگل]شهاب سنگهایی که در فضای زمین سوزانده می شوند، رگه های نور تولید می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The plane circled the airport to burn up excess fuel.
[ترجمه ترگمان]هواپیما فرودگاه را دور می‌زد تا سوخت اضافی را آتش بزند
[ترجمه گوگل]هواپیما برای سوختن سوخت اضافی به فرودگاه رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The station would burn up on re-entry into the earth's atmosphere.
[ترجمه ترگمان]ایستگاه به جای ورود به اتمسفر زمین در حال سوختن بود
[ترجمه گوگل]این ایستگاه در هنگام ورود مجدد به فضای زمین سوزانده خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The satellite will fragment and burn up as it falls through the Earth's atmosphere.
[ترجمه ترگمان]ماهواره در حالی که در اتمسفر زمین سقوط می‌کند، از بین خواهد رفت و آتش خواهد زد
[ترجمه گوگل]ماهواره به صورت فیزیکی از جو ...

معنی کلمه burn up به انگلیسی

burn up
• imprison by fire; make or become very angry (slang)

burn up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امین
سوزاندن
Bom
Use something as a feul
سید محمد هاشمی
بدجور تب داشتن
Cambridge:👇👇👇👇
To have a bad fever

Eg: she's burning up.she's really hot. Honey, I think you have a fever.

Eg: Feel his forehea - he's burning up
سید محمد هاشمی
از تب سوختن
سیمین بنی کاظمی
اعصاب خورد کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی burn up
کلمه : burn up
املای فارسی : برن آاپ
اشتباه تایپی : ذعقد عح
عکس burn up : در گوگل

آیا معنی burn up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )