برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1325 100 1

burst into

/bɜrst ˈɪntu/ /bɜːst ˈɪntuː/

1- سراسیمه یا با شتاب وارد شدن، پریدن تو 2- شکفتن، گل دادن، زدن زیر خنده (و غیره)

واژه burst into در جمله های نمونه

1. He burst into peals of laughter.
[ترجمه ترگمان]قاه‌قاه خندید
[ترجمه گوگل]او به لب از خنده خیره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The mob burst into the office ranting and raving.
[ترجمه ترگمان]جمعیت به داخل دفتر هجوم آوردند و دیوانه‌وار شروع به حرف زدن کردند
[ترجمه گوگل]این توطئه به دفتر وحشت زده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The car crashed into the safety barrier and burst into flames.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل به مانع امنیتی برخورد کرد و آتش گرفت
[ترجمه گوگل]ماشین به سد ایمنی سقوط کرد و به شعله های آتش زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The audience burst into wild applause.
[ترجمه ترگمان]تماشاچی‌ها شروع به کف زدن کردند
[ترجمه گوگل]تماشاگران به طعنه وحشی واگذار شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی عبارات مرتبط با burst into به فارسی

(غفلتا) ظاهر شدن

معنی کلمه burst into به انگلیسی

burst into flames
• ignited, caught on fire quickly
burst into laughter
• suddenly start laughing, start giggling
burst into song
• began singing spontaneously and with gusto
burst into tears
• begin to cry, start weeping

burst into را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامبیز اخوان
(یهو) وارد ... شدن
Xرضا
آرام گذشتن
سید محمود حسینی
سریع آتیش گرفتن، با صدای بلند خندیدن گریه کردن دست زدن کف زدن قاه قاه خندیدن، زار زار گریه کردن، بلند دست زدن
Mehrab
ناگهان شروع به کار کردن
مثلا : the engine of that old car suddenly burst into life

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی burst into
کلمه : burst into
املای فارسی : بورست اینتو
اشتباه تایپی : ذعقسف هدفخ
عکس burst into : در گوگل

آیا معنی burst into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )