برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1339 100 1

burst out laughing

واژه burst out laughing در جمله های نمونه

1. At last, I couldn't control myself and burst out laughing.
[ترجمه امین جهانگرد] آخرش دیگه نتونستم خودم و کنترل کنم و زدم زیر خنده
|
[ترجمه ترگمان]بالاخره، نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم و خنده‌ام گرفت
[ترجمه گوگل]در نهایت من نمیتوانستم خودم را کنترل کنم و خندیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Everyone who heard it just burst out laughing when he came out with it.
[ترجمه ترگمان]هر کسی که این حرف را شنید، وقتی که با آن بیرون آمد، خنده را سر داد
[ترجمه گوگل]هرکسی که آن را شنید، وقتی از آن بیرون آمد، خندید و خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The class burst out laughing.
[ترجمه امین جهانگرد] کل کلاس زدن زیر خنده|
...

معنی کلمه burst out laughing به انگلیسی

burst out laughing
• start laughing, start giggling

burst out laughing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
به یکباره زیر خنده زدن، به یکباره از خنده ریسه رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی burst out laughing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )