انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 950 100 1

butter up

تلفظ butter up
تلفظ butter up به آمریکایی تلفظ butter up به انگلیسی

بررسی کلمه butter up

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) to praise insincerely in hope of reward.

- He was buttering up the teacher for a good grade.
ترجمه کاربر [ترجمه sina] اون داشت برای یه نمره خوب چاپلوسی معلم را میکرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون داشت برای یه نمره خوب از معلم استفاده می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او معلم را برای یک کلاس خوب شیر داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه butter up در جمله های نمونه

1. The bank has to butter up investors because it is in a fiercely competitive market.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بانک باید سرمایه گذاران را پرورش دهد زیرا در یک بازار رقابتی به شدت رقابتی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بانک باید سرمایه گذاران را بخورد، زیرا در یک بازار شدیدا رقابتی قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She liked to butter up every new boss she had.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون دوست داشت هر رئیس جدیدی که داشت رو جمع کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دوست داشت هر رئیس جدید او داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He's always trying to butter up the boss.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون همیشه سعی می کنه که رئیس رو جمع و جور کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همیشه سعی دارد رئیس را بخورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Butter up: if you add a teaspoon of oil to butter when frying it will prevent the butter from burning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کره بالا: اگر یک قاشق چای خوری روغن را به کره اضافه کنید در صورتی که سرخ کردن آن، کره را از سوختن منع می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کره را اگر یک قاشق چای خوری روغن کره بخورید، سرخ کردن باعث جلوگیری از سوزاندن کره می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The Bank has to butter up both investors and intermediaries because it is in a fiercely competitive international market.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک باید هم سرمایه گذاران و هم واسطه‌ها را تامین کند زیرا در یک بازار بین‌المللی رقابتی به شدت رقابتی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک باید هر دو سرمایه گذار و واسطه را بخرد، زیرا در بازار بین المللی رقابتی جدی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. If you can butter up your boss, he won't give you a hard time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر شما بتوانید رئیس خود را جمع کنید، او به شما اوقات سختی نخواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما رئیس خود را بخرید، او به شما سختی نمی دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He tried hard to butter up the Mayor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سخت تلاش می‌کرد که از شهردار کره بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سخت تلاش کرد تا شهردار را بخورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. People have a fine sense of who to butter up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم حس خوبی از اینکه چه کسی کره را کره می‌دهد دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم حس خوبی دارند که کره را بخورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He is two - faced person, He knows how to butter up those power!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دو - است، می‌داند چگونه آن قدرت را کره کند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دو نفر است، او می داند که چگونه این قدرت را بخورند!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He is two - faced subordinate and knows how to butter up the president!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دو نفر زیردست است و می‌داند چگونه رئیس‌جمهور را کره کند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دو زیردریایی است و می داند چگونه رئیس جمهور را بخورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه butter up به انگلیسی

butter up
• suck up, adulate someone in order to gain favor or advantage by behaving obsequiously

butter up را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی butter up

امیر ١٠:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/١٢
تعریف و تمجید از کسی بمنظور خاص
|

مریم ٢٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢١
چاپلوسی کردن
|

حسن امامی ٢٢:١٤ - ١٣٩٧/١٠/١٤
تعریف و تمجید کردن از کسی به منظور جلب نظر او یا گرفتن چیزی از او
مثلا دانشجو از استاد برای گرفتن نمره تمجید کنه یا براش چایی یا گل بیاره
|

لیلا ١٤:٤٤ - ١٣٩٧/١٠/١٧
سر کسی را شیره مالیدن
|

عاطفه انارکی ١٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
چاپلوسی کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی butter up



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر



آیا معنی butter up مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )