برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

CO

/ˈkoʊ/ /kəʊ/

مخفف:، (روی پاکت پستی می نویسند) توسط، (دفتر داری) نقل از ستون پیش، شرکت، پیشوند:، با هم [coact]، متساویا، متقابلا [coextensive]، (شیمی) کبالت، (انجیل) کتاب قرنتی ها، کلرادو، افسر فرمانده، پیشوندیست بمعنی با و باهم

بررسی کلمه CO

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: symbol of the chemical element cobalt.
پیشوند ( prefix )
(1) تعریف: together; with; jointly.

- coincide
[ترجمه ترگمان] همزمان کردن
[ترجمه گوگل] مصادف شدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- cooperate
[ترجمه ترگمان] هم‌کاری
[ترجمه گوگل] همکاری کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- coeducation
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] همدردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: same; equally.

- coextend
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] گسترش دادن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه CO در جمله های نمونه

1. national shoe co. has sponsored tonight's program
شرکت کفش ملی برنامه‌ی امشب را برپا کرده است.

2. he was given the brief on mazda co.
پرونده‌ی شرکت مزدا به او محول شد.

3. She accused her co - star of trying to hog the limelight.
[ترجمه ترگمان]او هم‌کار خود را به تلاش برای hog مورد توجه متهم کرد
[ترجمه گوگل]او همسرش را متهم كرد كه سعی می كند توجه او را جلب كند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. David Grenfell runs a 170-acre stud farm in Co. Wexford, Ireland.
[ترجمه ترگمان]دیوید Grenfell یک مزرعه ۱۷۰ هکتاری در Wexford، ایرلند دارد
[ترجمه گوگل]دیوید گرنفل یک مزرعه پرورش 170 عدد در شرکت وکسفورد ایرلند را اجرا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The engineer was an eager participant in technical co - operation.
[ترجمه ترگمان]مهندس یکی از شرکت کنندگان مشتاق در هم‌کاری فنی بود
[ترجمه گوگل]مهندس مشتاق مشارکت در همکاری فنی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. All relevant de ...

معنی عبارات مرتبط با CO به فارسی

علوم دریایى : متمم میل
(اقتصاد) هم فرمانی (روش مدیریت صنعتی که در آن کارگران هم در اداره‌ی کارخانه سهیم‌اند)
(شیمی آلی) کودان (دسته‌ی کوچکی از نوکلئوتیدها که در dna و rna موجوداند)
دختری که دردبیرستان یا دانشکده مختلط تحصیل میکند، وابسته به مدارس مختلط پسرودختر
زیست شناسى : همزیستى
بازرگانى : بیمه مشترک
متمم عر­جغرافیایی
cooperative تعاونی
(به عضویت) برگزیدن، هموند کردن، (به عنوان عضو وابسته) برگزیدن، (به همکاری) پذیرفتن، (دشمن یا رقیب را با استدلال یا حیله به عضویت دسته یا حزب خود درآوردن) زیرپای کسی نشستن، (از نظر مسلک و غیره) جلب کردن (co-opt هم می نویسند - co-opatate هم می گویند)، بهمکاری پذیرفتن، بعنوان همقطار پذیرفتن
option co پذیرفتن بعنوان همکار
optation co پذیرفتن بعنوان همکار
گزینش، پذیرش
رجوع شود به: correlation، بستگی دوچ ...

مخفف CO

عبارت کامل: Carbon monOxide
موضوع: علمی
کربن مونوکسید، (با فرمول شیمیایی CO)، گازی است که بر اثر ناقص سوختن کربن بوجود می آید. این گاز بسیار سمی است اما رنگ و بوی خاصی ندارد.

تمامی وسایل و دستگاه هایی که وظبفه سوزاندن چیزی را دارند (مانند یک بخاری گازی یا نفتی، یک آب گرم کن و یا حتی موتور یک خودرو) تا حدودی مونواکسیدکربن تولید می کنند، میزان این تولید به شرایط احتراق (سوختن) بستگی دارد؛ هرچه میزان اکسیژن در هنگام سوختن کمتر باشد بخش بیشتری از کربن ها دچار ناقص سوزی می شوند و به جای کربن دی اکسید (CO۲) مونواکسیدکربن تولید می کنند.

افرادی که در یک فضای سربسته در معرض استنشاق این گاز قرار می گیرند ابتدا احساس کرختی و خواب آلودگی می کنند و در صورتی که هرچه سریعتر مکان را ترک نکنند و یا هوای تازه تنفس نکنند دچار بیهوشی و در نهایت خفگی می شوند.

برای دوری از خطرات همین گاز است که مدام توصیه می شود برای بخاری های گازی منازل حتماً از دودکش های کلاهک دار استفاده شود.

معنی CO در دیکشنری تخصصی

[خودرو] گاز کربن مونو اکسید که در هنگام احتراق ناقص سوخت ایجاد شده و گازی مضرر است.
[شیمی] کبالت - عنصر فلزى خاکسترى فام و براق و سخت و رسانا
[برق و الکترونیک] central office-اداره مرکزی [ سی او] مرکز تلفن اصلی که معمولاُ تا چند کیلومتری مشترک قرار دارد و دارای شبکه راهگزینی پیامهای تلفنی برای حدود 1000 مشترک است .
[ریاضیات] پیشوندی به معنای »مشترک« و »هم«
[زمین شناسی] کبالت ،فلز لاجورد - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Cobalt - شماره اتمی :27 - وزن اتمی :58.933 - آرایش الکترونی :2-8-15-2 - نوع عنصر :فلزات حد واسط - گروه جدول تناوبی :9 - VlllB - دوره جدول تناوبی :4
[زمین شناسی] روش چند متغیری برای درون یابی با استفاده از کریکینگ که دو یا چند خصیصه را برای تعیین مقادیر مجموعه ای از داده های خصیصه ای دیگر مورد استفاده قرار می دهد .
[پلیمر] کابل هم محور
[نساجی] سیستم ریسندگی هم محوری
[ریاضیات] هم راستا، هم جهت
[ریاضیات] هم دامنه، متمم دامنه
[ریاضیات] هم دامنه ی یک تابع
[پلیمر] هم-ناجور آرایش
...

معنی کلمه CO به انگلیسی

co
• state in the western united states
• one who refuses to serve in the military due to personal or religious beliefs
• any military rank between second lieutenant and colonel (in the u.s. army)
• brittle silver-white metallic element used in a variety of alloys
• together, as partners
co author
• the co-authors of a book are the people who have written it together.
co education
• joint education, education of both sexes at the same institution
co educational
• a co-educational school is a school which is attended by both boys and girls.
co existence
• side-by-side harmonious living
co op
• a co-op is a co-operative; an informal word.
co operate
• when people co-operate, they work or act together, often for a specific purpose.
• to co-operate also means to undertake willingly what someone has asked you to do.
co operation
• working together
co operative
• a co-operative is a business or organization which is owned by the people who manage it. they then share its benefits and profits.
• a co-operative activity is done by people working together.
• someone who is co-operative does what you ask them to.
co operative society
• in britain, a co-operative society is a commercial organization which customers can join and receive a share of its profits.
co opt
• if someone is co-opted onto a committee, they are asked by the committee to become a member of it without being elected by the other members of the organization.
• if you co-opt ...

CO را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Angel
correctional officer:C.O.
....
Cobalt
فلز کبالت
محدثه فرومدی
پیشوند هم-، کمک-
coexistence : همزیستی
coworker : همکار
cosolvent : کمک‌حلّال
Fat Mz
افسر اصلاحات ( Correctional Officer)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی co
کلمه : co
املای فارسی : سو
اشتباه تایپی : زخ
عکس co : در گوگل

آیا معنی CO مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )