برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1353 100 1

Call for


1- (به خدا و کائنات) روآوردن 2- (عامیانه) سخت نکوهش کردن، عیبجویی و بازخواست کردن، 1- ایجاب کردن، نیاز داشتن، 2- آمدن و بردن، سراغ کسی یا چیزی رفتن، 3- پیش بینی کردن

بررسی کلمه Call for

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to stop by for; fetch.
مشابه: collect

- She called for the letter at the post office.
[ترجمه ترگمان] نامه را در اداره پست صدا کرد
[ترجمه گوگل] او خواستار نامه ای در دفتر پست شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to request; summon.
مشابه: summon

- He called for the waiter.
[ترجمه ترگمان] زنگ زد و پیشخدمت را صدا زد
[ترجمه گوگل] او برای پیشخدمت تماس گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to require; demand.
مشابه: claim, command, demand, need, require, take

- The situation calls for action.
[ترجمه ترگمان] این وضعیت خواستار اقدام است
[ترجمه گوگل] وضعیت خواستار اقدام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Call for در جمله های نمونه

1. Well, I can call for help.
[ترجمه رحمان] خوب، میتوانم تقاضای کمک کنم
|
[ترجمه ترگمان] خب، من میتونم کمک کنم
[ترجمه گوگل]خوب، من می توانم برای کمک تماس بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A call for a vote of no-confidence in the president was rejected.
[ترجمه ترگمان]فراخوان برای رای عدم اعتماد به رئیس‌جمهور رد شد
[ترجمه گوگل]درخواست برای رأی عدم اعتماد به رئیس جمهور رد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A call for 100 bottles of blood was answered promptly.
[ترجمه ترگمان]سریع جواب داد: یه تماس با ۱۰۰ بطری خون
[ترجمه گوگل]یک تماس برای 100 بطری خون به سرعت پاسخ داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He didn't even have the intelligence to call for an ambulance.
...

معنی کلمه Call for به انگلیسی

call for
• ask for, request, summon
call for early elections
• request that elections be held earlier than scheduled
call for votes
• voting process on a newsgroup about establishing new groups, cfv (internet)

Call for را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسرین عدالت
به سراغ کسی رفتن
علی اکبر منصوری
تقاضا کردن،احضار کردن چیزی یا کسی بصورت قانونی، طلب کردن
حسین کاوه
لازم داشتن ، نیاز داشتن ، درخواست کردن
Salman Azimi
پیش بینی کردن
The forecast called for rain
امیرسلیم اسدی
مثل . This question call for your commercialاین سئوال مثل آگهی بازرگانی شماست
میلاد علی پور
اعلامِ نیاز کردن، خواستارِ چیزی شدن، خواهانِ چیزی بودن
میلاد علی پور
فرا خواندن
فرهاد سليمان‌نژاد
مستلزم بودن
محمد نورانی
در پی چیزی بودن، به دنبال چیزی بودن، فراخواندن، مطالبه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی call for
کلمه : call for
املای فارسی : کال فور
اشتباه تایپی : زشمم بخق
عکس call for : در گوگل

آیا معنی Call for مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )