انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1009 100 1

Carry forward

تلفظ carry forward
تلفظ carry forward به آمریکایی تلفظ carry forward به انگلیسی

1- ادامه دادن به، پرداختن به 2- (دفتر داری) از یک ستون یا صفحه یا دفتر یا حساب به دیگری انتقال دادن یا بردن

واژه Carry forward در جمله های نمونه

1. He called on his people to carry forward their struggle for national liberty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از مردم خواست تا برای آزادی ملی مبارزه خود را انجام دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از مردم خواسته است تا مبارزه خود را برای آزادی ملی ادامه دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. They are determined to carry forward the enterprise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها مصمم هستند که شرکت را به جلو ببرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها مصمم هستند تا این شرکت را حمل کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Defence is now allowed to carry forward a percentage of its vote into the next financial year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون به دفاع اجازه می‌دهد تا درصد آرا خود را در سال مالی آینده به پیش ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دفاع در حال حاضر مجاز به حمل یک درصد از رای خود را به سال مالی بعدی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We intend to carry forward this move towards greater openness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما قصد داریم این حرکت رو به سمت باز بودن بیشتر ادامه بدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قصد داریم که این حرکت را به سمت آزادتر شدن ادامه دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It is also possible to carry forward unused relief.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین این امکان وجود دارد که امدادرسانی به جلو استفاده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین ممکن است امدادرسانی بدون استفاده را به پیش ببرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We will carry forward a family support initiative, encouraging the voluntary sector to work in partnership with families and local authorities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما یک ابتکار حمایت خانوادگی را پیش خواهیم برد و بخش داوطلبانه را تشویق می‌کنیم تا در هم‌کاری با خانواده‌ها و مقامات محلی کار کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ابتکار عمل حمایت از خانواده را پیش رو خواهیم داشت، تشویق بخش داوطلبانه برای همکاری با خانواده ها و مقامات محلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Carry forward the fine quality of secondary school students civilization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیفیت خوب دانش آموزان دبیرستان را به پیش ببرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیفیت خوب دانشآموزان دبیرستان را به طور مداوم به پیش میبرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. To develop the orchid industry and carry forward the orchid culture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توسعه صنعت orchid و پیشبرد فرهنگ orchid
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای توسعه صنعت ارکیده و پرورش فرهنگ ارکیده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. To carry forward this peace project, House arrived in London on January 19
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای پیشبرد این پروژه صلح، خانه در ۱۹ ژانویه وارد لندن شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانه برای رسیدن به این پروژه صلح، در 19 ژانویه در لندن وارد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We need to carry forward the reform of monopoly industries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید اصلاحات صنایع انحصاری را به پیش ببریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید اصلاح صنایع انحصاری را ادامه دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. After the continuation opens, carry forward traditional constructionion, transfer constructionion distillation, select its essence, throw away its dreg to develop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از باز شدن، constructionion سنتی را به پیش ببرید، عصاره constructionion را بردارید، عصاره آن را انتخاب کنید، dreg خود را دور بریزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از ادامه باز می شود، پیاده سازی ساخت و ساز سنتی، انتقال تقطیر ساخت و ساز، جوهر آن را انتخاب کنید، DREG را دور بریزید تا توسعه یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We should vigorously carry forward the flags of the legal system and democracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید به شدت پرچم‌های نظام حقوقی و دموکراسی را به پیش ببریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید پرچم های نظام حقوقی و دموکراسی را به شدت تحمل کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We must carry forward our achievements and correct our mistakes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید دستاوردهای خود را به پیش ببریم و اشتباه‌ات خود را تصحیح کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید دستاوردهایمان را برآورده کنیم و اشتباهاتمان را اصلاح کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We should carry forward the reform of the power, telecommunications and civil aviation industries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید اصلاحات قدرت، مخابرات و صنایع هوایی داخلی را به پیش ببریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید اصلاح قدرت، ارتباطات راه دور و صنایع هواپیمائی مدنی را ادامه دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Continue to carry forward and cultivate the national spirit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به پیشبرد و پرورش روحیه ملی ادامه دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ادامه دادن به روحیه و روحیه ملی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی Carry forward در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] انتقال به آینده
[حسابداری] دوره مشمول انتقال به آینده

معنی کلمه Carry forward به انگلیسی

carry forward
• (finance) transfer an entry to a proceeding location (especially a column, page, or account)

Carry forward را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Carry forward

مقداد سلمانپور ١٠:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
در حسابداری: انتقال به دوره بعد
|

پیشنهاد شما درباره معنی Carry forward



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی carry forward
کلمه : carry forward
املای فارسی : کری فوروارد
اشتباه تایپی : زشققغ بخقصشقی
عکس carry forward : در گوگل


آیا معنی Carry forward مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )