برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1180 100 1

Carry forward


1- ادامه دادن به، پرداختن به 2- (دفتر داری) از یک ستون یا صفحه یا دفتر یا حساب به دیگری انتقال دادن یا بردن

واژه Carry forward در جمله های نمونه

1. He called on his people to carry forward their struggle for national liberty.
[ترجمه ترگمان]او از مردم خواست تا برای آزادی ملی مبارزه خود را انجام دهند
[ترجمه گوگل]او از مردم خواسته است تا مبارزه خود را برای آزادی ملی ادامه دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They are determined to carry forward the enterprise.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها مصمم هستند که شرکت را به جلو ببرند
[ترجمه گوگل]آنها مصمم هستند تا این شرکت را حمل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Defence is now allowed to carry forward a percentage of its vote into the next financial year.
[ترجمه ترگمان]اکنون به دفاع اجازه می‌دهد تا درصد آرا خود را در سال مالی آینده به پیش ببرد
[ترجمه گوگل]دفاع در حال حاضر مجاز به حمل یک درصد از رای خود را به سال مالی بعدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We intend to carry forward this move towards greater openness.
[ترجمه ترگمان]ما قصد داریم این حرکت رو به سمت باز بودن بیشتر ادامه بدیم
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم ...

معنی Carry forward در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] انتقال به آینده
[حسابداری] دوره مشمول انتقال به آینده

معنی کلمه Carry forward به انگلیسی

carry forward
• (finance) transfer an entry to a proceeding location (especially a column, page, or account)

Carry forward را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مقداد سلمانپور
در حسابداری: انتقال به دوره بعد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی carry forward
کلمه : Carry forward
املای فارسی : کری فوروارد
اشتباه تایپی : زشققغ بخقصشقی
عکس Carry forward : در گوگل

آیا معنی Carry forward مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )