انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1018 100 1

Cascade

تلفظ cascade
تلفظ cascade به آمریکایی/kæˈskeɪd/ تلفظ cascade به انگلیسی/kæˈskeɪd/

معنی: ابشار، ابشاری، ابشیب، ابشار کوچک، بشکل ابشار ریختن
معانی دیگر: آبشار پله پله، آبشیب، شرشره، (مانند آبشار پله پله یا آبشیب) سرازیر شدن، (پی در پی) فرود آمدن، شریدن

بررسی کلمه Cascade

اسم ( noun )
(1) تعریف: a steep waterfall or series of small waterfalls.
مترادف: cataract, chute, falls, waterfall
مشابه: fall, flow, rapids, torrent

- We admired the sparkling water as we looked up toward the top of the cascade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی به بالای آبشار نگاه کردیم، آب درخشان و درخشان را تحسین کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما آب جوش را تحسین کردیم، همانطور که در بالای آبشار نگاه کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: anything that falls or seems to fall like a cascade.
مشابه: avalanche, deluge, downpour, fall, flood, flow, plethora, plunge, torrent

- a cascade of ruffles on a dress
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک تابوت روی لباسی پوشیده شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک آبشار از لباس بر روی یک لباس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a series of electrical components arranged so that the output of one serves as the input to the next.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: cascades, cascading, cascaded
• : تعریف: to fall from one level to the next.
مترادف: fall, flow, plunge, rush, tumble
مشابه: gush, pour, stream, surge

- water cascading over the rocks
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آب در آبشاری از تخته‌سنگ‌ها فرو می‌ریزد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آب آبشار بیش از سنگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to cause to fall or flow in a cascade.
مترادف: tumble
مشابه: pour

واژه Cascade در جمله های نمونه

1. A cascade of golden hair fell down his back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آبشاری از موهای طلایی از پشت سرش پایین افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک آبشار از موی طلایی افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Her hair fell over her shoulders in a cascade of curls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موهایش روی شانه‌هایش روی شانه‌هایش ریخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موهایش در یک کاسه فر از روی شانه هایش افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A fresh cascade of splintered glass tinkled to the floor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موجی از خرده‌شیشه بر کف اتاق به صدا در آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آبشار تازه از شیشه تقسیم شده به کف زمین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The cascade falls over a tall cliff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آبشار از بالای صخره‌ای بلند سقوط می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آبشار بیش از یک صخره بلند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Her hair was styled into a cascade of spiral curls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موهایش به شکل آبشاری از حلقه‌های مارپیچ حرکت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موهایش به یک آبشار از فرفره مارپیچ متصل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He crashed to the ground in a cascade of oil cans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با آبشاری از قوطی‌های روغن به زمین برخورد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در یک کاسه قوطی های نفت به زمین افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She watched the magnificent waterfall cascade down the mountainside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آبشار با شکوه آبشار را تماشا می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او آبشار شگفتانگیز را در کوهستان تماشا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Her hair tumbled in a dark brown cascade down her back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موهایش با آبشاری به رنگ قهوه‌ای تیره از پشتش سرازیر شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موهای او در یک آبشار قهوه ای تیره به پشت او فرو ریخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Something had made her uneasy; perhaps the recent cascade of letters from Maxime du Camp.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید چیزی بود که او را ناراحت کرده بود، شاید آخرین cascade نامه‌هایی که از سوی خآنم ماکسیم آمده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چیزی باعث ناراحتی او شد شاید آبشار اخیر نامه های Maxime du Camp
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He continued to bathe in a small cascade that lay in the narrows between Goat and its diminutive neighbor, Moss Island.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به آب‌تنی در آبشاری کوچک ادامه داد که در تنگه میان بز و همسایه کوچکش ماس قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وی ادامه داد: در یک آبشار کوچک که در کوچه های بین بز و همسایه ی کوچک آن، جزیره مون قرار دارد، حمام می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The shimmering cascade became a mere backdrop for a circus act.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آبشار لرزان به یک افت صرف برای یک عمل سیرک تبدیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آبشار شفاف فقط یک پس زمینه برای یک عمل سیرک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The entire period-doubling cascade can be given a similar interpretation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کل آبشار دو برابر می‌تواند تفسیر مشابهی داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام آبشار دوبرابر دوره را می توان تفسیر مشابهی به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. When it rained the water would cascade down the banks and wash great lumps of soil into the road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی باران می‌بارید، آب سرازیر می‌شد و تکه‌های بزرگ خاک را در جاده می‌شست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که آب باران می آید، آب به آبشارها می افتد و دانه های بزرگی از خاک را به جاده می کشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. There is a final item in the cascade of causes and consequences, a retribution for pollution that seems almost biblically apt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مورد نهایی در آبشاری از علل و عواقب وجود دارد، مجازات آلودگی که به نظر می‌رسد بسیار مناسب به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک ماده نهایی در حوادث علل و پیامدها وجود دارد، مجازات برای آلودگی که به نظر می رسد تقریبا biblically مناسب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Rainbows glanced off the cascade of the waterfall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رنگین کمون از آبشار آبشار به بیرون خیره شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Rainbows از آبشار آبشار نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Cascade

ابشار (اسم)
fall , cascade , waterfall , lin , linn
ابشاری (اسم)
cascade
ابشیب (اسم)
cascade
ابشار کوچک (اسم)
cascade
بشکل ابشار ریختن (فعل)
cascade

معنی عبارات مرتبط با Cascade به فارسی

رقم نقلی ابشاری رقم نقلی ابشاری
اتصال ابشاری
کنترل ابشاری کنترل ابشاری
کوه های کاسکید (که از استان بریتیش کلمبیا در کانادا تا کالیفرنیا در امریکا امتداد دارد)

معنی Cascade در دیکشنری تخصصی

cascade
[عمران و معماری] شرشره - آبشار - آبشارکوچک
[کامپیوتر] پشت سر هم چیدن - آرایش چندین پنجره به طوری که به نظر می رسد پشته ای از کارتها به وجود آمده است . در این نوع آرایش به استثنای لبه های بالا و چپ پنجره ها تمامی قسمتهای دیگر آنها به وسیله پنجره جلویی پنهان می شود ( شکل زیر ) وقتی پنجره ها به این شکل پشت سر هم چیده شده باشند . می توانید سر تیتر آنها را مشاهده کنید بر خلاف overlade windows: tiled windows
[برق و الکترونیک] زنجیره ای ، آبشاری ، متوالی
[زمین شناسی] کاسکید ، آبشار آبشار کوچک و یا یک سری از آبشارهای کوچک که در طول مسیر از ارتفاع آنها کاسته می شود.
[بهداشت] آبشار - آبشاری
[ریاضیات] معلق
[پلیمر] سیستم آبشاری
[آب و خاک] شرشره آبشار
[برق و الکترونیک] تقویت کننده زنجیره ای - تقویت کننده ی زنجیره ای نوعی تقویت کننده ی چند طبقه که طبقات آن پشت سر هم ، طوری قرار گرفته اند که خرجی هر طبقه توسط طبقه بعدی تقویت می شود .
[برق و الکترونیک] کلایسترون تقویت کننده - زنجیره ای کلابسترونی که به منظور افزایش توان و تقویت خروجی دارای سه کاواک مشدد است . مشدد اضافی بین مشددهای ورودی و خروجی قرار می گیرد و توسط باریکه ی دسته ای حاصل از مشدد اول تحریک می شود و به نوبه ی خود هرچه بیشتر الکترونهای باریک را دسته بندی می کند .
[کامپیوتر] دویا چندین دستگاه مشابه که پشت سر هم مرتب شده اند و خروجی یکی به ورودی دیگری وصل می شود .
[برق و الکترونیک] اتصال زنجیره ای اتصال سری طبقات تقویت کننده ، شبکه ها، یا مدارهای تنظیم به گونه ای که خروجی هر طبقه ورودی طبقه بندی را تغذیه می کند . - اتصال زنجیره ای
[پلیمر] راکتور پیوسته آبشاری
[شیمی] کنترل زنجیره ای
[برق و الکترونیک] کنتترل زنجیره ای نوعی سیستم کنترل خودکار که در آن بخشهای مختلف سیستم کنترل به ترتیب به هم متصل شده اند به گونه ای که هر بخش عملکرد بخش بعدی را تنظیم می کند .
[زمین شناسی] فروپاشی آبشاری یک اصطلاح با استفاده ی کم برای فروپاشی رادیواکتیو از یک ایزوتوپ مادر، به وسیله چندین ایزوتوپ دختر به یک ایزوتوپ پایدار.
[ریاضیات] کلاهی، پله ای
[عمران و معماری] آبشار پله ای
[زمین شناسی] آبشار پله ای
[برق و الکترونیک] عناصر زنجیره ای
[عمران و معماری] آبشار پله ای
[زمین شناسی] آبشار پله ای
[عمران و معماری] آبشار زیر زمینی
[زمین شناسی] آبشار گدازه ،وقتی که جریان های ملتهب گدازه از روی پرتگاه عبور کرده وبطرف پائین جریان پیدا می کنند این آبشارها بوجود می آید.
[زمین شناسی] آبشار گدازه ریزش آبشار مانند گدازه های سیال و سرد، از روی صخره یا سطحی پرشیب.
[پلیمر] برج تقطیر

معنی کلمه Cascade به انگلیسی

cascade
• waterfall; waves, billows (of fabric or hair); (internet) addition of quoted text to a follow-up message on the internet
• fall, pour out, flow (as in a waterfall)
• a cascade is a waterfall; a literary use.
• when water cascades, it pours downwards very fast and in large quantities.
• a cascade of things is a large amount of them.
cascade style sheets
• html documents that include several levels of styles that can be changed by a person creating a website (allows for flexible design options), css

Cascade را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Cascade

سارا امینی ٠٠:٣٢ - ١٣٩٦/٠٦/١٩
کاهش یافتن، تنزل کردن ، کم شدن
|

مهدی خسروی مجدر ٢٢:٢٠ - ١٣٩٦/٠٧/٢١
مجموعه
یک سری
|

سجاد مصلحی ٢١:١٣ - ١٣٩٧/١١/٠٧
مجموعه ای از آبشار های کوچک
|

مقداد سلمانپور ١٤:٥٣ - ١٣٩٨/٠١/١٤
متوالی
|

فرانک زارع ١٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩
روی سرازیری قرار داشتن
|

پیشنهاد شما درباره معنی Cascade



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی cascade
کلمه : cascade
املای فارسی : کسکد
اشتباه تایپی : زشسزشیث
عکس cascade : در گوگل


آیا معنی Cascade مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )