برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1324 100 1

Cascade

/kæˈskeɪd/ /kæˈskeɪd/

معنی: ابشار، ابشاری، ابشیب، ابشار کوچک، بشکل ابشار ریختن
معانی دیگر: آبشار پله پله، آبشیب، شرشره، (مانند آبشار پله پله یا آبشیب) سرازیر شدن، (پی در پی) فرود آمدن، شریدن

بررسی کلمه Cascade

اسم ( noun )
(1) تعریف: a steep waterfall or series of small waterfalls.
مترادف: cataract, chute, falls, waterfall
مشابه: fall, flow, rapids, torrent

- We admired the sparkling water as we looked up toward the top of the cascade.
[ترجمه ترگمان] وقتی به بالای آبشار نگاه کردیم، آب درخشان و درخشان را تحسین کردیم
[ترجمه گوگل] ما آب جوش را تحسین کردیم، همانطور که در بالای آبشار نگاه کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: anything that falls or seems to fall like a cascade.
مشابه: avalanche, deluge, downpour, fall, flood, flow, plethora, plunge, torrent

- a cascade of ruffles on a dress
[ترجمه ترگمان] یک تابوت روی لباسی پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل] یک آبشار از لباس بر روی یک لباس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a series of electrical components arranged so that the output of one serves as the input to the next.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: cascades, cascading, cascaded
• : تعریف: to fall from ...

واژه Cascade در جمله های نمونه

1. A cascade of golden hair fell down his back.
[ترجمه ترگمان]آبشاری از موهای طلایی از پشت سرش پایین افتاد
[ترجمه گوگل]یک آبشار از موی طلایی افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her hair fell over her shoulders in a cascade of curls.
[ترجمه ترگمان]موهایش روی شانه‌هایش روی شانه‌هایش ریخته بود
[ترجمه گوگل]موهایش در یک کاسه فر از روی شانه هایش افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A fresh cascade of splintered glass tinkled to the floor.
[ترجمه ترگمان]موجی از خرده‌شیشه بر کف اتاق به صدا در آمد
[ترجمه گوگل]آبشار تازه از شیشه تقسیم شده به کف زمین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cascade falls over a tall cliff.
[ترجمه ترگمان]آبشار از بالای صخره‌ای بلند سقوط می‌کند
[ترجمه گوگل]آبشار بیش از یک صخره بلند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Cascade

ابشار (اسم)
fall , cascade , waterfall , lin , linn
ابشاری (اسم)
cascade
ابشیب (اسم)
cascade
ابشار کوچک (اسم)
cascade
بشکل ابشار ریختن (فعل)
cascade

معنی عبارات مرتبط با Cascade به فارسی

رقم نقلی ابشاری رقم نقلی ابشاری
اتصال ابشاری
کنترل ابشاری کنترل ابشاری
کوه های کاسکید (که از استان بریتیش کلمبیا در کانادا تا کالیفرنیا در امریکا امتداد دارد)

معنی Cascade در دیکشنری تخصصی

cascade
[عمران و معماری] شرشره - آبشار - آبشارکوچک
[کامپیوتر] پشت سر هم چیدن - آرایش چندین پنجره به طوری که به نظر می رسد پشته ای از کارتها به وجود آمده است . در این نوع آرایش به استثنای لبه های بالا و چپ پنجره ها تمامی قسمتهای دیگر آنها به وسیله پنجره جلویی پنهان می شود ( شکل زیر ) وقتی پنجره ها به این شکل پشت سر هم چیده شده باشند . می توانید سر تیتر آنها را مشاهده کنید بر خلاف overlade windows: tiled windows
[برق و الکترونیک] زنجیره ای ، آبشاری ، متوالی
[زمین شناسی] کاسکید ، آبشار آبشار کوچک و یا یک سری از آبشارهای کوچک که در طول مسیر از ارتفاع آنها کاسته می شود.
[بهداشت] آبشار - آبشاری
[ریاضیات] معلق
[پلیمر] سیستم آبشاری
[آب و خاک] شرشره آبشار
[برق و الکترونیک] تقویت کننده زنجیره ای - تقویت کننده ی زنجیره ای نوعی تقویت کننده ی چند طبقه که طبقات آن پشت سر هم ، طوری قرار گرفته اند که خرجی هر طبقه توسط طبقه بعدی تقویت می شود .
[برق و الکترونیک] کلایسترون تقویت کننده - زنجیره ای کلابسترونی که به منظور افزایش توان و تقویت خروجی دارای سه کاواک مشدد است . مشدد اضافی بین مشددهای ورودی و خروجی قرار می گیرد و توسط باریکه ی دسته ای حاصل از مشدد اول تحریک می شود و به نوبه ی خود هرچه بیشتر الکترونهای باریک را دسته بندی می کند .
[کامپیوتر] دویا چندین دستگاه مشابه که پشت سر هم مرتب شده اند و خروجی یکی به ورودی دیگری وصل می شود .
[برق و الکترونیک] اتصال زنجیره ای اتصال سری طبقات تقویت کننده ، شبکه ها، یا مدارهای تنظیم به گونه ای که خروجی هر طبقه ورودی طبقه بندی را تغذیه می کند . - اتصال زنجیره ای
[پلیمر] راکتور پیوسته آبشاری ...

معنی کلمه Cascade به انگلیسی

cascade
• waterfall; waves, billows (of fabric or hair); (internet) addition of quoted text to a follow-up message on the internet
• fall, pour out, flow (as in a waterfall)
• a cascade is a waterfall; a literary use.
• when water cascades, it pours downwards very fast and in large quantities.
• a cascade of things is a large amount of them.
cascade style sheets
• html documents that include several levels of styles that can be changed by a person creating a website (allows for flexible design options), css

Cascade را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا امینی
کاهش یافتن، تنزل کردن ، کم شدن
مهدی خسروی مجدر
مجموعه
یک سری
سجاد مصلحی
مجموعه ای از آبشار های کوچک
فرانک زارع
روی سرازیری قرار داشتن
جهان
یک رشته، سلسله
محمدرضا
سراریز شدن
علی نیک سرشت
فراز و فرود ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cascade
کلمه : cascade
املای فارسی : کسکد
اشتباه تایپی : زشسزشیث
عکس cascade : در گوگل

آیا معنی Cascade مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )