برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

Catch a glimpse

واژه Catch a glimpse در جمله های نمونه

1. Thousands of people had gathered, hoping to catch a glimpse of the Queen.
[ترجمه ترگمان]هزاران نفر جمع شده‌بودند و امیدوار بودند که ملکه را ببینند
[ترجمه گوگل]هزاران نفر جمع شده بودند، امیدوار بودند که یک نگاه اجمالی به ملکه پیدا کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. People swarmed over the pavements, trying to catch a glimpse of the President's car.
[ترجمه ترگمان]مردم در پیاده‌روها ازدحام کرده بودند و سعی می‌کردند یک نظر اتومبیل رئیس‌جمهور را ببینند
[ترجمه گوگل]افراد بیش از پیاده روها را می کشند، تلاش می کنند نگاهی به خودروی رئیس جمهور بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Fans waited for hours at the airport to catch a glimpse of their idol.
[ترجمه ترگمان]طرفداران ساعت‌ها در فرودگاه منتظر ماندند تا به بت آن‌ها نگاه کنند
[ترجمه گوگل]طرفداران منتظر ساعت ها در فرودگاه برای دیدن یک نگاه اجمالی از بت خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In this way we catch a glimpse of what might be called the hermeneutical communion of saints.
...

معنی کلمه Catch a glimpse به انگلیسی

catch a glimpse
• catch a quick sight, see quickly, view for a moment

Catch a glimpse را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه انارکی
یک لحضه چیزی را دیدن
نگار
نگاه اجمالی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Catch a glimpse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )