برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

Certain

/ˈsɜːrtn̩/ /ˈsɜːtn̩/

معنی: خاطرجمعی، خاطر جمع، قطعی، معلوم، معین، مسلم، محقق، فلان، تاحدی، بعضی، بعض
معانی دیگر: مطمئن، حتمی، حتما، یقین، بی شک، بی تردید، واثق، بدون برو و برگرد، بی چون و چرا، (در مواردی که ذکر نام مقتضی نیست) به خصوص، (در مورد اشخاصی که نمی شناسیم)، مقرر

بررسی کلمه Certain

صفت ( adjective )
عبارات: for certain
(1) تعریف: without doubt; convinced; sure.
مترادف: confident, convinced, positive, sure
متضاد: doubtful, dubious, hesitant, uncertain, undecided
مشابه: cocksure, doubtless, satisfied, undoubting

- I'm certain that she's still alive.
[ترجمه ترگمان] مطمئن هستم که او هنوز زنده است
[ترجمه گوگل] من مطمئن هستم که او هنوز زنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You shouldn't be so certain about winning; there is still a chance you will lose.
[ترجمه سجاد مصلحی] تو نباید در مورد برنده شدن خیلی مطمئن باشی. هنوز یک احتمال وجود دارد که تو شکست بخوری.
|
[ترجمه ترگمان] تو نباید انقدر درباره پیروزی مطمئن باشی؛ هنوز شانسی وجود دارد که تو شکست بخوری
[ترجمه گوگل] شما نباید بیش از حد مطمئن باشید که برنده شوید هنوز هم فرصتی برای از دست دادن وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه Certain در جمله های نمونه

1. certain advantages accrue to people when they reach adulthood
وقتی افراد به سن بلوغ می‌رسند امتیازات بخصوصی به آنها تعلق می‌گیرد.

2. certain chemicals are carcinogens
برخی مواد شیمیایی سرطان‌زا هستند.

3. certain places of denim pants are sewn with metal rivets
شلوارهای جین در برخی جاها با همبندهای فلزی دوخته شده‌اند.

4. certain roads can be traveled only on horseback
برخی راه‌ها را فقط با اسب می‌توان پیمود.

5. certain things can never be known with certainty
برخی چیزها را هرگز نمی‌توان به تحقیق دانست.

6. a certain cure
علاج قطعی

7. a certain friend of mine
یکی از دوستان من

8. a certain mr. akbary wants you
آقایی به نام اکبری شما را کار دارد.

9. a certain person is interested in buying that house
فرد به خصوصی مایل به خرید آن خانه است.

10. his certain aim
نشانه‌گیری بی خطای او

11. make certain all the doors are locked
اطمینان حاصل کن که همه‌ی درها قفل‌اند.

12. on certain important points the letter is quite silent
...

مترادف Certain

خاطرجمعی (اسم)
certain , assurance
خاطر جمع (صفت)
certain , calm , sure , assured , tranquil , cool-headed , even-minded , even-tempered
قطعی (صفت)
absolute , decisive , definite , definitive , certain , final , unconditional , critical , decretive , decretory , positive , categorical , sure , last , categoric , conclusive , deterministic , trenchant , decided , magistral , terminative , peremptory , uncompromising , irrevocable
معلوم (صفت)
definite , certain , clear , active , given , apparent , determinate , intelligible , assignable , overt
معین (صفت)
certain , helping , given , aiding , specified , determined , defined , auxiliary , appointed , fixed , assigned , regular , supporting , thetic , thetical
مسلم (صفت)
definite , certain , apparent , sure , incontrovertible , undoubted , assured , doubtless
محقق (صفت)
right , certain , unquestioning , positive , sure , ascertained , unquestionable , incontestable
فلان (صفت)
certain
تاحدی (صفت)
certain
بعضی (ضمير)
some , certain
بعض (ضمير)
some , certain

معنی عبارات مرتبط با Certain به فارسی

بدون شک، حتمی، مسلم، محقق
اطمینان به عمل آوردن، مطمئن شدن

معنی Certain در دیکشنری تخصصی

certain
[ریاضیات] حتمی، معین، مشخص، یقین، مسلم، قطعی، یقینی
[ریاضیات] پیشامد حتمی، حادثه ی یقین، پیشامد یقینی
[آمار] پیشامد حتمی
[ریاضیات] پیشامد حتمی
[ریاضیات] اسکالری

معنی کلمه Certain به انگلیسی

certain
• sure, definite; particular, specific
• if you are certain about something, you have no doubt in your mind about it.
• if an event or situation is certain, you are sure that it will definitely happen or exist.
• you use certain to indicate that you are referring to one particular thing, person, or group, although you are not saying exactly which it is.
• if you know something for certain, you have no doubt at all about it.
• when you make certain that something happens, you take action to ensure that it happens.
• if something is done or achieved to a certain extent, it is only partly done or achieved.
certain person
• particular individual, specific person
almost certain
• nearly positive, almost absolutely sure
feel certain
• be sure, be convinced, feel confident, know
for certain
• certainly, evidently, for sure
it became certain
• it became sure, it became clear beyond all doubt
know for certain
• know for sure, be confident in one's knowledge
make certain
• certify, validate, check out

Certain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

yazdan
تا حد معینی، تا حد معلومی
yazdan
مشخص
Alikharazi
خاص، مانند certain things :کار های خاص
سجاد مصلحی
مطمئن - قطعی - حتمی - مسلّم - معین - مشخص - خاص
zahra
معین,خاص
محمدرضا جهان نژادی
certain ways برخی جهات
درین درین
خاص/معین بودن
Elnaziii
certain kinds =بعضی/برخی از انواع دیگر
نوشین والافر
برخی
خاص
بخصوص
قطعی
مسلم
Armin
مشخص - معين
romina
نا معلوم
Pariya
فروتن
zahra
Certain food
غذاهای ادویه دار
Behfar
خاص
برای مثال:در مدرسه نظم خاصی وجود دارد
There is a certain order in school
tinabailari
قطعی ، مطمئن ، معین
I think I met her in 1998 but I can't say for certain ⛵️
فکر میکنم اونو سال 1998 دیدم اما نمیتونم به طور قطع بگم
هنر 95 ، ریاضی 94 ، تجربی 93 ، زبان 92 و ...
Mohammad
بره گمشه
امیرحسین طاهری
مشخص و متمایز
میلاد علی پور
ضرس قاطع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی certain
کلمه : certain
املای فارسی : کرتین
اشتباه تایپی : زثقفشهد
عکس certain : در گوگل

آیا معنی Certain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )