برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1280 100 1

Check in

/ʧɛk ɪn/ /ʧɛk ɪn/

1- (در هتل یا کنفرانس و غیره) نام نویسی کردن، اتاق (هتل) را تحویل گرفتن، 2- (عامیانه) حضور یافتن، آفتابی شدن

بررسی کلمه Check in

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to register at a hotel, conference, or the like.

(2) تعریف: to telephone or appear in person, esp. periodically, so as to obtain information or confirm one's interest or involvement.

- Would you check in every hour or so during the election returns?
[ترجمه ترگمان] آیا شما هر ساعت یا بیشتر در طی بازگشت انتخابات چک می‌کنید؟
[ترجمه گوگل] آیا شما در هر ساعت یا بیشتر در طول انتخابات بازبینی می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: the act or an instance of registering, as at a hotel.

واژه Check in در جمله های نمونه

1. Hold on, I'll check in my diary.
[ترجمه Ali] صبور و شکیبا باش،تا دفتر خاطراتم را بررسی کنم.
|
[ترجمه .armin] صبوری کن تا من بعدا دفتر خاطراتم را برسی کنم
|
[ترجمه ترگمان]صبر کن، دفتر خاطراتم رو چک می‌کنم
[ترجمه گوگل]نگه دارید، در دفتر خاطراتم چک میکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'll ring the hotel. I'll tell them we'll check in tomorrow.
[ترجمه خانم عباسی] من فردا به هتل زنگ میزنم . من بهشون میگم که ما فردا ثبت نام خواهیم کرد
|
[ترجمه Nh] من با هتل تماس خواهم گرفت و به آن ها خواهم گفت که ما فردا (اتاق) را تحویل خواهیم گرفت
...

معنی کلمه Check in به انگلیسی

check in
• reception desk, guest registration desk; register upon arrival, go through check-in procedures
• a check-in is the place in an airport or a port where you check-in. count noun here but can also be used as an attributive adjective. e.g. the new rules will apply at all check-in facilities run by us airlines throughout the world.

Check in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حسین احمدی
وارد شدن به هتل
mahsa
واردشدن نام نویسی کردن
عرفان
اتاق گرفتن(به قسمت پذیرش هتل مراجعه کردن
مژده
وارد شدن به هتل
علی
بازرسی کردن(چک کردن
Saghar
ثبت نام کردن
Erfan
برسی در
ahmadreza
ثبت نام اولیه برای ورود به هتل
Saba
وارد شدن به هتل وقتی شما در هتل رزرو دارید
پویا بهاروند
انجام پذیرش در هتل
zedd
اعلام حضور
فاضله کیان مهر
ورود به فرودگاه و ارائه بلیط
محمدرضا
دادن مشخصات
arshiya.z.2002
انجم پذیرش در هتل
Sarinadlove
پذیرش شدن
مریم
اتاق گرفت در هتل
پیام نوروزی
1- دادن اطلاعات برای گرفتن اتاق 2- گرفتن کلید 3-تحویل گرفتن و وارد شدن به اتاق
مرجان میری لواسانی
اوضاع را بررسی کردن
اعلام حضور کردن
بازرسی و بررسی کردن( چک کردن )
جویای حال و احوال کسی ( یا کسانی) شدن
پذیرش کردن ( بخصوص در هتل یا مهمانخانه )
سرزدن به کسی یا جایی
نام نویسی کردن ( ثبت نام کردن )
تحویل گرفتن ِ اتاق ( در هتل یا مهمانخانه )

نگین
پذیرش کردن
elahe
arrive at an airport and show your ticket to an official
محمد مهدی رضائی
علام حضور کردن
بهروز رضایی
علام حضور کردن
...
بررسی کردن
ابوالفضل
بررسی ورود
Helix
بازرسی در عین ورود
amin
رزرو کردن 《در هتل》
Oxford
اعلام حضور در (هتل یا هواپیما) arrive at a hotel where you have arranged to stay and give your personal detail to the person at the reception desk
Melissa
ورود به فرودگاه و ارائه بلیط
میثم علیزاده
دررفرودگاه یا هتل وقتی به پذیرش رفته و اعلام حضور میکنید
Atefe
اتاق گرفتن
عاطفه انارکی
Register at a hotel or an airport
آیناز برجلو
نام نویسی کردن
مسعود طلایی
اعلام حضور کردن در هتل یا فرودگاه
^.^
در هتل اتاق را تحویل گرفتن
Amirhossein
حضور یافتن در هتل و تحویل اتاق رزرو شده
زهرا رافت
اتاق گرفتن در هتل
Niloo
بازرسی کردن در فرودگاه
ابوالفضل فتحی
ریجستری یا ثبت نام
ghofrani
پذیرش شدن در بیمارستان
G .safari
نام نویسی کردن
موسی
پذیرش شدن ( در هتل )
Fatemeh
رزرو کردن
Ali
ورود به سیستم
anis
احوال پرسی کردن
To talk to or visit with someone for the purpose of saying hi , or letting someone know that you are OK.
مهمان
پذیرش کردن
nagii
رسیدن
امین
اعلام حضور کردن
amir behzadi
پزیرش شدن
دانیال رضی پور
Check in: The process of reporting your arrival
Ali
بررسی کردن
ابوالفضل
چک کردن و دادن اطلاعات
متین خدایی
ورود به فرودگاه و ارائه بلیط
تینوش میرزاده
ورود به سیستم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی check in
کلمه : check in
املای فارسی : چک این
اشتباه تایپی : زاثزن هد
عکس check in : در گوگل

آیا معنی Check in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )