برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1319 100 1

Cinnamon

/ˈsɪnəmən/ /ˈsɪnəmən/

معنی: دارچین، رنگ زرد سبز
معانی دیگر: دارای دارچین، دارچینی، دار چین (پوست درونی درختان جنس cinnamomum از خانواده ی laurel - بومی جنوب شرقی آسیا)، پوست این درختان، درخت دارچین، رنگ دارچین، قهوه ای مایل به زرد، دارچین فام، ش دارچین

بررسی کلمه Cinnamon

اسم ( noun )
(1) تعریف: a spice made from the inner bark of any of several tropical Asian trees.

- The apple pie smelled of cinnamon.
[ترجمه ترگمان] پای سیب بوی دارچین می‌داد
[ترجمه گوگل] سیب سیب بذر دارچین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a tree that bears this bark.

واژه Cinnamon در جمله های نمونه

1. cinnamon bread
نان دارچین دار

2. Ginger, nutmeg, cinnamon, pepper and cloves are common spices.
[ترجمه ترگمان]زنجبیل، جوز هندی، دارچین، فلفل و میخک نوعی ادویه معمولی هستند
[ترجمه گوگل]زنجبیل، ماکارونی، دارچین، فلفل و میخک دارای ادویه معمولی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Cinnamon, ginger and cloves are all spices.
[ترجمه ترگمان]دارچین، زنجبیل و میخک همه ادویه هستند
[ترجمه گوگل]دارچین، زنجبیل و گیاهان همه ادویه ها هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mix the cinnamon with the rest of the sugar.
[ترجمه ترگمان]دارچین را با بقیه شکر مخلوط کنید
[ترجمه گوگل]دارچین را با بقیه قند مخلوط کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Their bread is spiced with cinnamon.
[ترجمه ترگمان]نان آن‌ها با دارچین است
[ترجمه گوگل]نان آنها با دارچین تلخ است
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف Cinnamon

دارچین (اسم)
cinnamon
رنگ زرد سبز (اسم)
cinnamon

معنی عبارات مرتبط با Cinnamon به فارسی

(جانورشناسی) نوعی خرس سیاه امریکایی که پوست آن به رنگ قهوه ای مایل به قرمز است
خامه پر، قلم پر
رجوع شود به: essonite
قلم دارچین

معنی Cinnamon در دیکشنری تخصصی

cinnamon
[شیمی] 1- دار چین (پوست درونی درختان جنس Cinnamomum از خانواده ى laurel بومی جنوب شرقی آسیا) 2- پوست این درختان 3-درخت دارچین 4- رنگ دارچین ، قهوه اى مایل به زرد، دارچین فام 5- داراى دارچین ، دارچینی
[کامپیوتر] کلوچه دارچینی - اصطلاحی عامیانه برای نماد @ نگاه کنید به at sign
[زمین شناسی] سنگ دارچین نوعی گروسولر به رنگ قهوه ای ـ زرد تا قهوه ای مایل به قرمز. مترادف: سینامیت.

معنی کلمه Cinnamon به انگلیسی

cinnamon
• spice made from the bark of an east indian tree
• tasting like cinnamon; reddish brown
• cinnamon is a spice used for flavouring sweet food and curries.

Cinnamon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahak
دارچین
Matin
دارچین
Matin
دارچین
.
My mother use a lot of cinnamon in her food

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cinnamon
کلمه : cinnamon
املای فارسی : کیننمن
اشتباه تایپی : زهددشئخد
عکس cinnamon : در گوگل

آیا معنی Cinnamon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )