انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1011 100 1

Classic

تلفظ classic
تلفظ classic به آمریکایی/ˈklæsɪk/ تلفظ classic به انگلیسی/ˈklæsɪk/

معنی: باستانی، کلاسیک، مطابق بهترین نمونه، پیرو سبکهای باستانی، ردهای، وابسته به ادبیات باستانی
معانی دیگر: عالی، (در رده ی خود) بهترین، (بهترین) نمونه، موثق ترین، (معمولا با the و به صورت جمع) آثار هنرمندان و نویسندگان برجسته ی یونان و روم باستان، رویداد معروف و سنتی، اصیل، شناخته شده، وابسته به هنر و ادبیات یونان و روم باستان، وابسته به اصول و سنت های هنری روم و یونان باستان (رجوع شود به: classical)، (هنر و ادبیات - دارای سبکی متوازن و ساده و مهار شده و منظم و عاری از نظر و غرض خصوصی) کلاسیک (در مقایسه با: romantic)، (در مورد لباس) ساده و از مد نیافتادنی، همیشه مقبول، (هنرمند یا نویسنده یا اثر هنری و ادبی) معروف و خوب و موثق، ادبیات باستانی یونان و روم، مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان

بررسی کلمه Classic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: representative or typical of a class or category; serving as a standard.
مترادف: exemplary, model, typical
متضاد: atypical, unrepresentative
مشابه: ideal, representative, standard

- Here is a classic Chippendale chair, unlike that one with its straighter lines.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این یک صندلی Chippendale کلاسیک است، بر خلاف آن یکی با خطوط straighter
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در اینجا یک صندلی Chippendale کلاسیک است، بر خلاف آن که با خطوط راست آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: serving as the best of its type.
مترادف: definitive, exemplary, standard
مشابه: authoritative, model

- His book represents the classic study of gang behavior, and it is required reading for anyone interested in the subject.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کتاب او مطالعه کلاسیک رفتار باند را نشان می‌دهد و برای هر کس که به موضوع علاقه‌مند باشد نیاز به مطالعه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کتاب او نشان دهنده مطالعه کلاسیک رفتار باند است و برای هر کسی که علاقه مند به موضوع است خواندن آن لازم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: having qualities that assure enduring interest.
مترادف: timeless
متضاد: avant-garde
مشابه: ageless, deathless, enduring, eternal, imperishable, lasting, old-fashioned, perennial

- Charles Dickens wrote many classic works of fiction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چارلز دیکنز تعداد زیادی از آثار کلاسیک تخیلی را نوشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چارلز دیکنز بسیاری از آثار کلاسیک داستان را نوشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: of the first rank or class; excellent.
مترادف: excellent, first-class, first-rate, outstanding, superior
مشابه: A one, ace, capital, consummate

- That horror movie we saw last night was classic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون فیلم ترسناک که دیشب دیدیم کلاسیک بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این فیلم ترسناکی که شب گذشته شاهد آن بود، کلاسیک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(5) تعریف: of or pertaining to ancient Greek and Roman culture.
مترادف: classical
مشابه: ancient, archaic, Greek
اسم ( noun )
(1) تعریف: a work of art or literature that is considered of the first rank, or as a standard by which to judge others.
مترادف: magnum opus, masterpiece, masterwork
مشابه: chef-d'oeuvre, exemplar, ideal, model, paragon, prototype, standard

- Shakespeare's "Hamlet" is a classic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شکسپیر \"هملت\" یک نمونه کلاسیک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] 'هملت' شکسپیر کلاسیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: (pl.) writers or literary works of ancient Greece or Rome.
مشابه: ancients, antiquity

- She enjoys reading the Roman classics in their original Latin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او از خواندن آثار کلاسیک رومی در زبان اصلی خود لذت می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او خواندن کلاسیک های رومی را در اصلی لاتین خود لذت می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: any work that is generally considered to be a standard.
مترادف: exemplar, ideal, model, prototype, standard
مشابه: paragon

- This song by Chuck Berry is considered a 1950s classic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این آهنگ از چاک بری یک کلاسیک دهه ۱۹۵۰ در نظر گرفته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این آهنگ توسط چاک بری به عنوان یک کلاسیک 1950 در نظر گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Classic در جمله های نمونه

1. an undeniable literary classic
ترجمه یک کلاسیک ادبی بی‌نظیر

2. the poem is a classic example of the khorassani style
ترجمه این شعر نمونه‌ی برجسته‌ای از سبک خراسانی است.

3. the kentucky derby is a racing classic
ترجمه مسابقه‌ی اسبدوانی کنتاکی دربی در نوع خود معروف است.

4. I have a blind spot where classic music is concerned.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یک نقطه کور دارم که در آن موسیقی کلاسیک به آن مربوط می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک نقطه کور در جایی که موسیقی کلاسیک دارد، وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She displayed the classic symptoms of depression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او علائم کلاسیک افسردگی را به نمایش گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او علایم کلاسیک افسردگی را نمایش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Too many job hunters make the classic mistake of thinking only about what's in it for them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از شکارچیان کار اشتباه کلاسیک را فقط در مورد آنچه که برای آن‌ها وجود دارد انجام می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکارچیان شغل خیلی اشتباه کلاسیک از تفکر فقط در مورد آنچه که در آن برای آنها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This is a classic example of a badly designed building.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک نمونه کلاسیک از یک ساختمان بد طراحی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک مثال کلاسیک از یک ساختمان بد طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The novel is regarded as one of the classic works.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رمان به عنوان یکی از آثار کلاسیک شناخته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این رمان به عنوان یکی از آثار کلاسیک در نظر گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. 'Wuthering Heights' is a classic of English literature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وودرینگ هایتز یکی از آثار کلاسیک ادبیات انگلیسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'Wuthering Heights' کلاسی از ادبیات انگلیسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The menu is based on classic French cooking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منوی غذا مبتنی بر پخت‌وپز کلاسیک فرانسه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این منو بر اساس پخت و پز کلاسیک فرانسه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Classic A book which people praise and don't read.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کتابی کلاسیک که مردم تعریف می‌کنند و نمی‌خواند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلاسیک یک کتاب که مردم ستایش می کنند و خواندن ندارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His brilliance renders this film an indubitable classic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درخشندگی و درخشندگی او این فیلم را به صورت یک اثر کلاسیک و قطعی در نظر می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درخشش او این فیلم را یک کلاسیک بی قید و شرط می سازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It's a classic case of bad planning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک مورد کلاسیک از برنامه‌ریزی بد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک مورد کلاسیک از برنامه ریزی بد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Have you ever read Fielding's classic novel 'Tom Jones'?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا تا به حال رمان کلاسیک فیلدینگ، تام جونز را خوانده‌اید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا تا به حال رمان کلاسیک فیلدینگ 'تام جونز' را خوانده اید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I am fond of classic music.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از موسیقی کلاسیک خوشم می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من موسیقی کلاسیک را دوست دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Classic

باستانی (صفت)
prime , gray , old , ancient , age-old , classical , antique , antiquarian , classic , traditionary , relict , primeval
کلاسیک (صفت)
classical , classic
مطابق بهترین نمونه (صفت)
classical , classic
پیرو سبکهای باستانی (صفت)
classical , classic
ردهای (صفت)
classical , serial , classic
وابسته به ادبیات باستانی (صفت)
classical , classic

معنی Classic در دیکشنری تخصصی

[سینما] باستانی
[ریاضیات] کلاسیک
[آب و خاک] طرح صریح کلاسیک

معنی کلمه Classic به انگلیسی

classic
• creation that serves as an example to be followed (outstanding piece of art, excellent book, etc.); something worth remembering; something traditional
• excellent; timeless; traditional; serving as a model (in art and literature); of or pertaining to greek and roman antiquities
• a classic example of something has all the features which you expect that kind of thing to have.
• a classic film or piece of writing is of high quality and has become a standard against which similar things are judged.
• a classic is a book which is well-known and of a high literary standard.
• classics is the study of ancient greek and roman civilizations, especially their languages, literature, and philosophy.
classic example
• typical example, commonly-used example
hall of fame classic
• classic works of art or people that are honored at the hall of fame (for outstanding work in a particular profession, sport, etc.), hofc

Classic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Classic

آرش وجود ١٣:٢٦ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
این واژه زمانی بکار می رود که بخواهیم درباره چیزی صبحت کنیم که ارزش آن بخاطر سبک سنتی و کهن یا به عبارتی جا افتاده آن است که همان کلاسیک معنی می شود.
|

آراز فرشباف آقاجانی ١٦:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٠١
قدیمی، برای زمان قدیم
|

مقداد سلمانپور ٠٧:٣٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
سنتی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Classic



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی > selloape
toohid sharifi > reimburse
ریرا > entering
ایالات > فدایی
Mahsa > Arise
سیدمهدی حسینی > Spared no expense
امين منفرد > Would you mind
پ ص ر > abode

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی classic
کلمه : classic
املای فارسی : کلاسیک
اشتباه تایپی : زمشسسهز
عکس classic : در گوگل


آیا معنی Classic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )