برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1318 100 1

Closing


نهایى، بستن قانون ـ فقه : اخرى علوم نظامى : بستن پیمایش، خاتمه عملیات

واژه Closing در جمله های نمونه

1. closing the door so that cattle will not stray
بستن در برای اینکه احشام فرار نکنند

2. closing the windows will keep the cold out
بستن پنجره‌ها جلو سرما را می‌گیرد.

3. they debated closing the shop
آنان بستن مغازه را مورد بحث قرار دادند.

4. they tried to downplay the importance of the embassy's closing
آنان کوشیدند بسته شدن سفارت را کم اهمیت جلوه دهند.

5. A fire in the gallery caused the premature closing of the exhibition.
[ترجمه ترگمان]آتش‌سوزی در گالری منجر به تعطیلی زودرس این نمایشگاه شد
[ترجمه گوگل]آتش سوزی در گالری سبب توقف زودگذر نمایشگاه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Last year's tax demands are closing on me.
[ترجمه ترگمان]مطالبات مالیاتی سال گذشته به من بسته می‌شود
[ترجمه گوگل]تقاضای مالیات سال گذشته به من بسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He was in the pub until closing time.
[ترجمه ترگمان]او تا زمان تعطیل در کافه بود
[ترجمه گوگل]او تا زمانی ...

معنی عبارات مرتبط با Closing به فارسی

خودبه خود بسته شونده، خودبند، بطور خودکار بسته شونده

معنی کلمه Closing به انگلیسی

closing
• shutting; conclusion (of a speech, etc.)
• shutting; concluding, ending, summarizing
• the closing part of an activity or period of time is its final part.
closing argument
• statements made by a lawyer immediately before a judgment is decided
closing balance
• balance of an account after a particular period
closing cost
• (economics) costs that accompany the closing of a deal (such as registering, lawyer's fees, buyer's insurance, etc.)
closing one`s eyes to
• ignoring, putting out of mind, paying no attention to -
closing ranks
• lessening the distance between rows of soldiers; unifying
closing speech
• statements made at the end of a convention or conference; statements made by a lawyer immediately before a judgment is decided
closing statement
• last few sentences of a speech
closing summation
• concluding remarks (especially of a trial)
closing the distance
• reducing the distance
closing time
• time when a business stops operating for the day, time to lock the doors
• closing time is the time when something such as a shop, library, or pub closes and people have to leave.
account closing
• termination of an account (in a bank, etc.)
book closing
• shutting of books, ending, completing

Closing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مُدا
اگر در جایگاه صفت به کار رفته باشد به معنای بسته و بسته شده است.
رئیس علی دلواری
اختتامیه
مثال:
closing ceremony = مراسم اختتامیه
مهرداد عزیزی
پایانی
For example
Add your closing remarks
نکات پایانی خود را اضافه کنید
Mohammad hosein
بستن
ایمان حجتی
انحلال (شرکت)
گندم
انعقاد قرارداد
a.tazesh
جمع بندی (جمع بندی در ارائه گزارش ها)
خلاصه کردن
ارائه چکیده متن
متن پایانی و حسن خطاب ارایه یا سخنرانی
محدثه فرومدی
پایان‌بخشی، خاتمه‌دهی
یوسف صابری
پایانی
Final

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی closing
کلمه : closing
املای فارسی : کلسینگ
اشتباه تایپی : زمخسهدل
عکس closing : در گوگل

آیا معنی Closing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )