انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1044 100 1

Collocation

تلفظ collocation
تلفظ collocation به آمریکایی/ˌkɒləˈkeɪʃn̩/ تلفظ collocation به انگلیسی/ˌkɒləˈkeɪʃn̩/

معنی: ترتیب، نظم، نوبت و ترتیب، باهم گذاری
معانی دیگر: مرتب سازی، پهلوی هم قرار گیری

بررسی کلمه Collocation

اسم ( noun )
(1) تعریف: in linguistics, the tendency of certain words to occur together in speech or writing with more frequency than chance would predict, or the particular ways that words tend to combine with each other within a particular language.

- Her knowledge of English collocation guided her to write "heavy rain" instead of "strong rain."
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دانش او از همنشینی انگلیسی او را به نوشتن \"باران سنگین\" به جای \"باران شدید\" هدایت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دانش او از لغزش انگلیسی او را هدایت کرد تا باران سنگین را به جای 'باران قوی' بنویسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a grouping of two or more words that are often found in combination with each other in speech or writing.

- "Brief description" and "close friend" are common collocations in English.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] توصیف مختصر و \"دوست نزدیک\" در زبان انگلیسی رایج است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] 'شرح مختصر' و 'دوست نزدیک' مشترکات مشترک در زبان انگلیسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Collocation در جمله های نمونه

1. 'Commit a crime' is a typical collocation in English.
ترجمه کاربر [ترجمه علی] "ارتکاب جرم" یک ترکیب معمول در زبان انگلیسی است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Commit یک همنشینی معمولی به زبان انگلیسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'اتهام جرم' یک توطئه معمول در زبان انگلیسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The phrase 'a hard frost' is a collocation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عبارت a سخت collocation
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عبارت 'یک سرمازدگی سخت' یک توهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Dictionary and collocation databases are also in preparation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرهنگ لغت و همنشینی با تطبیق نیز در حال آماده‌سازی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پایگاه داده های دیکشنری و هماهنگ سازی نیز در حال آماده سازی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. For this reason, the general collocation dictionary is suggested as the more appropriate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به همین دلیل، فرهنگ لغت همنشینی نشان داده می‌شود که مناسب‌تر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همین دلیل، فرهنگ لغت تعلیق عمومی پیشنهاد شده است که مناسب تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. In the second investigation, a general collocation dictionary was tested using the same document.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تحقیق دوم، یک فرهنگ تطبیق عمومی با استفاده از همان نوشتار مورد آزمایش قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تحقیق دوم، یک فرهنگ لغت کلاه برداری با استفاده از همان سند آزمایش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The complex potential method and the boundary collocation method are applied in the calculation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش پتانسیل پیچیده و روش همنشینی مرزی در این محاسبه اعمال می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش بالقوه پیچیده و روش جابجایی مرز در محاسبه استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Then, on the basis of least squares collocation, an iterative model is given to dispose the refraction error, and the effect is satisfactory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس براساس داده‌های حداقل مربعات، یک مدل تکرار شونده به منظور از بین بردن خطای شکست داده شده‌است و تاثیر آن رضایت‌بخش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس، بر اساس تقسیم مربعات کوچک، یک مدل تکراری برای رفع خطای refraction داده می شود و اثر آن رضایت بخش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Anomalous collocation results when two or more semantically incompatible words are combined in a syntagmatic structure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همنشینی غیرعادی زمانی که دو یا چند کلمه با واژه ناسازگار در یک ساختار syntagmatic ترکیب شوند به کار می‌افتد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که دو یا چند واژه ناسازگار معنایی در یک ساختار سنتگمایی ترکیب می شوند، نتیجه نابهنجار نتیجه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Transferred epithet, a super - conventional collocation, is composed of a transferred epithet and its new modified object.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این توصیف، یک همنشینی بسیار معمولی، از یک لقب انتقالی و شی تغییر یافته جدید آن تشکیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اپیتوم انتقال یافته، یک مکعب فوق العاده متعارف، از epithet انتقال داده شده و شی جدید اصلاح شده آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Collocation is an important concept of linguistics linguistics as well as the core domain corpus linguistics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زبان‌شناسی شناختی یک مفهوم مهم از زبان‌شناسی زبان‌شناسی و همچنین حوزه اصلی زبان‌شناسی پیکره زبانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همبستگی یک مفهوم مهم زبان شناسی زبان شناسی و همچنین زبان شناسی هسته دامنه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Suitable for collocation insipidity food, odd drink and taste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مناسب برای همنشینی، غذا، نوشیدنی و مزه عجیب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مناسب برای جابجایی بدون مواد غذایی، نوشیدنی عجیب و غریب و مزه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The wonderful collocation of shade head and shade body, massiness and easy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همنشینی عجیب با سر سایه و بدن سایه، ساده و آسان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترکیب فوق العاده سایه سر و بدن سایه، عظمت و آسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Banker: There are two other modes. One is collocation; the other is letter of Credit LIC.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خود دار: دو حالت دیگر وجود دارد یکی از آن‌ها همنشینی نشان می‌دهد؛ دیگری نامه اعتبار سنجی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانکدار دو حالت دیگر وجود دارد یکی است؛ تقسیم؛ دیگر نامه اعتباری LIC است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The proposal uses light color and brunet collocation, be like black, bottle green, blue-black feel more easily dirty, must cooperate white to use so.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پیشنهاد از رنگ روشن و همنشینی با همنشینی استفاده می‌کند، مانند مشکی، بطری سبز، آبی - سیاه به راحتی کثیف، و باید سفید باشد تا از این کار استفاده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پیشنهاد با استفاده از رنگ نور و جادوی سبز، مانند سیاه و سفید، سبز بطری، آبی و سیاه احساس راحتی کثیف، باید سفید برای استفاده از هم همکاری کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Both leben and much food collocation do not alternate very much, especially, breakfast is matching for bread, dessert, there is trunk having sparse, good mouth feeling nutrition enriches.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو leben و همنشینی با مواد غذایی بسیار زیاد نیستند، به خصوص، صبحانه مطابق با نان و دسر است، در حالی که دهان خوب و دهان خوب، تغذیه را تقویت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو لوبن و جمع آوری غذا بسیار جایگزین نیست، به ویژه، صبحانه مطابق با نان، دسر است، تنه داشتن ضعیف، خوب دهان احساس غنی سازی تغذیه وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Collocation

ترتیب (اسم)
order , arrangement , run , sequence , discipline , system , setup , ordonnance , rank , ordering , serialization , regularity , scheme , assortment , configuration , layout , management , collocation
نظم (اسم)
order , arrangement , discipline , system , array , rank , regularity , verse , poetry , poem , rhyme , collocation , meter , rime
نوبت و ترتیب (اسم)
collocation
باهم گذاری (اسم)
collocation

معنی Collocation در دیکشنری تخصصی

collocation
[ریاضیات] هم محل

معنی کلمه Collocation به انگلیسی

collocation
• act of placing together; act of arranging words side by side
• collocation is the way that some words occur regularly whenever another word is used; a technical term in linguistics.

Collocation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فریماه رفیعی ٠١:٣٣ - ١٣٩٦/١٠/٠٨
هم آیند
|

دیکشنری انگلیسی-فارسی محمدرضا باطنی ١٤:٠٤ - ١٣٩٧/٠٢/٠٤
۱.آرایش، ترتیب
۲.[زبان شناسی] هم نشینی، باهم آیی
۳. [کلمات] ترکیب
|

راضیه موسوی خورشیدی ١٠:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٠٧
همجواری
|

دکتر علی ناجی ١١:٤٩ - ١٣٩٧/١١/٢٦
کلمات ترکیبی
|

دکتر هلیا کرمی ٢١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
این یک واژه ی انگلیسی است که معادل فارسی آن کلمات ترکیبی یا پیشوند کلمات است. برای مثال:پیشوند های کلمه ی ability
کلمات artistic-physical و غیره می باشند که این دو پیشوند adj هستند.
کلماتی مانندhave-show پیشوند این کلمه هستند اما این کلماتverb هستند.
برای پیدا کردن پیشوند کلمات می توانید از دیکشنری های معتبر استفانه کنید.
|

mohammad ١٥:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٦
پهلو هم قرار گیری . همان اسپیلینگ کلمه و چگونگی نوشتار .
|

Jahan ١٦:١٥ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢
با هم ایی
|

سعید دولتی ٢٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٧/٠٥
همایند
|

مامان رهام ٠٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
با هم آیی،برای مثال make a mistake و یا do revision
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
هم‌جایی ، هم‌جایگاهی ، هم‌جایمندی

[زبان‌شناسی]
هم‌آیندی ، هم‌پهلویی ، کنارِ همی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی collocation
کلمه : collocation
املای فارسی : کللکتین
اشتباه تایپی : زخممخزشفهخد
عکس collocation : در گوگل


آیا معنی Collocation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )