برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1349 100 1

Come one's way


تسلیم شدن، توافق کردن، رضایت دادن

معنی کلمه Come one's way به انگلیسی

come one's way
• happen along the way, occur by chance; be lucky, it is his lucky hour

Come one's way را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
سر راه کسی قرار گرفتن، قابل دسترس شدن برای کسی، برای کسی اتفاق افتادن،
he did whatever jobs came his way
او هر شغلی که سر راهش قرار می گرفت را انجام می داد.
محمد جواد شمسایی
سر راه سبز شدن (موقعیت خوب )
احمد
You have no choice . You must come my wa
تو هیچ انتخابی نداری. باید با من کنار بیای (تسلیم من بشی یا با من توافق کنی)
نسرین رنجبر
سر راه کسی قرار گرفتن
به پست کسی خوردن
(موقعیت یا شرایطی)برای کسی پیش آمدن
To be encountered or obtained by one.
I really hope this promotion comes my way because it sounds like a fascinating position. Good opportunities always seem to come my brother's way, whether he works hard for them or not.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی come ones way
کلمه : come one's way
املای فارسی : سوم انئس وای
اشتباه تایپی : زخئث خدث'س صشغ
عکس come one's way : در گوگل

آیا معنی Come one's way مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )