برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1353 100 1

Come up with


پیشنهاد کردن، یافتن، ارائه دادن

واژه Come up with در جمله های نمونه

1. We must come up with a solution that our shareholders will find acceptable.
[ترجمه امیر] ما باید راه حلی پیشنهاد کنیم که سهامداران ما آنرا قابل قبول بدانند
|
[ترجمه Sadra] ما بایست راه حلی ارائه کنیم که سهامداران ما آن را قبول کنند.
|
[ترجمه مهدی] ما بایستی به راه حلی برسیم که سهامداران ما آن را قابل قبول بدانند
|
[ترجمه پانیا] ما باید ایده ای بدهیم که سهامداران ما آن را قبول کنند|
[ترجمه ترگمان]ما باید یک راه‌حل پیدا کنیم که سهامداران ما قابل‌قبول خواهند بود
[ترجمه گوگل]ما باید راه حلی پیدا کنیم که سهامداران ما قابل قبول پیدا کنند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Come up with به انگلیسی

come up with
• think of, be struck with, invent (an idea)
come up with a gimmick
• think of a something which will attract attention

Come up with را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الی
ارائه / پیشنهاد دادن
احسان
(ایده/ راه حلی) ارائه دادن، تدبیر کردن
آرمین مظاهری
1- به نتیجه ای رسیدن
2- تامین کردن (پول)
نازنین بهار
فکر کردن راجب چیزی
نعیمه
suggest /offer
پیدا کردن /گیر اوردن
فرشید شریفی
to think about
آزیتا
To think of an idea
مهتاب
نزدیک شدن به
shiva_sisi‌
ارائه دادن،رفتن با...
eli
think of a plane or idea and suggest it.
love of leader
مطرح کردن
sevil
مطرح کردن
میثم کنعانی
come up with sth:
to suggest or think of an idea or plan:
She's come up with some amazing scheme to double her income.
He's come up with a new way to use up cold chicken.
Gavin came up with the idea of dividing the rooms in half.
We'll think about a present for her and see what we can come up with.
چیمن
Start thinking about idea
سعید صفاری مقدم
رسیدن(فکری، منطقی) به چیزی (ایده، پیشنهاد، انتخاب، ...)، دست یافتن (فکری، منطقی)
تهیه کردن، مطرح کردن، ارائه دادن
M.Sh
کشف کردن
انصاری
ارائه ایده، پیدا کردن راه حل
Maryam
ارائه کردن ، پیشنهاد دادن
Let us come up with a range of investments that we think you might be interested in ....
اجازه بده ما یه لیستی از سرمایه گزاری هایی که ممکنه علاقه داشته باشی تهیه( ارائه) کنیم ....
Love always won
to suggest or think of an idea or plan
Masoud
To think about something or some one
T
ایده ،راه حل دادن
Hooshyar H
بوجود آوردن
محدثه فرومدی
به ذهن خطور کردن
Mina suz
آماده کردن چیزی (برای ارائه)
سید محمد هاشمی
Come up with sth:
به فکر چیزی افتادن

Collins:👇👇👇

If you come up with a plan or idea, you think of it or suggest it.

Eg: how'd you come up with this?
چطور شد به این فکر افتادین؟
فیروزآبادی
به ذهن خطور کردن
He came up with a great idea for the ad campaign
ایده معرکه ای برای کارزار تبلیغاتی، به ذهنش خطور کرد.


آرش
پیشنهاد کردن
جلال
یافتن ،پیداکردن
Mohamad
1-خطور یک ایده به ذهن
2-به تفاهم رسیدن
غ ع مسجدی
چیزی به فکر(تان-شان-و....)رسید
ساراقاسمی
یافتن ، رسیدن به (فکر، راحل ،...)
Come up whith(v):think of solution, excuse, exc
Ex:Nobody could come up with a satisfactory explanation for the accident
هیچ کس نمی توانست توضیح قابل قبولی در مورد تصادف بدهد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی come up with
کلمه : come up with
املای فارسی : سوم آاپ وید
اشتباه تایپی : زخئث عح صهفا
عکس come up with : در گوگل

آیا معنی Come up with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )