برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

Competitor

/kəmˈpetətər/ /kəmˈpetɪtə/

معنی: رقیب، حریف، هم اورد، هم کار، سبقت جو
معانی دیگر: مسابقه دهنده، هم چشم

بررسی کلمه Competitor

اسم ( noun )
• : تعریف: a person or organization that competes.
مترادف: antagonist, competition, contestant, rival
مشابه: aspirant, candidate, challenger, entrant, fighter, foe, go-getter, participant

واژه Competitor در جمله های نمونه

1. he is two points ahead of his competitor
او دو امتیاز از حریفش جلو است.

2. She was the only British competitor apart from Richard Meade.
[ترجمه ترگمان]او تنها رقیب بریتانیایی جدا از ریچارد مید بود
[ترجمه گوگل]او تنها رقیب بریتانیا بود که از ریچارد میاد جدا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Japanese can outsell any competitor in the market.
[ترجمه ترگمان]ژاپنی‌ها هم می‌توانند هیچ رقیبی را در بازار پیدا کنند
[ترجمه گوگل]ژاپنی ها می توانند هر رقیبی را در بازار بیرون بیاورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's known in racing circles as a fierce competitor.
[ترجمه ترگمان]او در محافل racing به عنوان رقیب سرسخت شناخته می‌شود
[ترجمه گوگل]او در رشته های مسابقه به عنوان یک رقیب شدید شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Our competitor has filed for Chapter
[ترجمه ترگمان]رقیب ما برای فصل تشکیل شده‌است
[ترجمه گوگل] ...

مترادف Competitor

رقیب (اسم)
adversary , antagonist , rival , competitor , corrival
حریف (اسم)
opponent , match , adversary , foe , rival , competitor
هم اورد (اسم)
supplement , adversary , antagonist , competitor , corrival
هم کار (اسم)
bloke , cohort , competitor , coadjutor , colleague , teammate , co-worker , counterpart , cooperator
سبقت جو (اسم)
competitor

معنی کلمه Competitor به انگلیسی

competitor
• rival, contestant, one who participates in a contest
• companies that are competitors sell similar kinds of goods.
• a competitor is a person who takes part in a competition.

Competitor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

()
Opponent

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی competitor
کلمه : competitor
املای فارسی : کمپتیتر
اشتباه تایپی : زخئحثفهفخق
عکس competitor : در گوگل

آیا معنی Competitor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )