انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1017 100 1

Conception

تلفظ conception
تلفظ conception به آمریکایی/kənˈsepʃən/ تلفظ conception به انگلیسی/kənˈsepʃən/

معنی: فهم، عقیده، ادراک، تصور، حاملگی، لقاح تخم و شروع رشد جنین
معانی دیگر: آبستنی، لقاح، گشن، بسته شدن نطفه، آغاز هرفرایند، تکوین، اندیش زایی، مفهوم آفرینی، برداشت، فرایافت، دریافت (فکری)، بینش، پنداشت، پیش پندار، تعقل، طرح اولیه، فکر اولیه، نطفه ی بسته شده

بررسی کلمه Conception

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of bringing into being.
مترادف: creation, generation, origination, procreation, production

(2) تعریف: the fertilizing of an egg by sperm; beginning of pregnancy.
مترادف: fecundation, fertilization, impregnation
مشابه: procreation, propagation

(3) تعریف: the forming of concepts or ideas, or the power to do so.
مترادف: conceptualization, imagination, invention, ratiocination
مشابه: creativity, production, visualization

(4) تعریف: a plan.
مترادف: intention, plan
مشابه: aim, design, draft, idea, method, outline, proposal, purpose, scheme, sketch

واژه Conception در جمله های نمونه

1. conception is the union of spermatozoid and ovum
ترجمه گشن (لقاح) عبارت است از آمیزش اسپرماتوزئید و تخمک.

2. his conception of the ideal life
ترجمه پنداشت او درباره‌ی زندگی دلخواه

3. i have no conception of what will happen
ترجمه تصوری از آنچه که روی خواهد داد ندارم.

4. the plan of attack was good in its conception but badly executed
ترجمه طرح اولیه‌ی نقشه‌ی حمله خوب بود ولی بد اجرا شد.

5. I have no conception of what you mean.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من هیچ تصوری از منظور شما ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هیچ مفهومی از آنچه شما به آن معنی ندارید ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The plan, brilliant in its conception, failed because of inadequate preparation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طرح، که در مفهوم آن درخشان بود، به سبب آمادگی ناکافی، شکست خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح، درخشان در درک آن، به دلیل آماده سازی ناکافی، شکست خورده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He has no conception of how difficult life is if you're unemployed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هیچ تصوری از این که زندگی تا چه اندازه دشوار است، ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هیچ تصوری از اینکه چقدر زندگی دشوار است اگر شما بیکار هستید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He's got a pretty strange conception of friendship.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصوری عجیب و غریب از دوستی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک تصور کاملا عجیب و غریب از دوستی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We now have a clearer conception of the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما الان یه مفهوم واضح از مشکل داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر، تصور واضحتری از این مسئله وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Conception occurs when a single sperm fuses with an egg.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Conception زمانی اتفاق می‌افتد که یک اسپرم یک اسپرم با یک تخم‌مرغ ترکیب شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مفهوم زمانی رخ می دهد که یک اسپرم تنها با یک تخم مرغ متصل شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She has a conception of people as being basically good.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تصوری از مردم دارد که اساسا خوب هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مفهومی از مردم را به عنوان اساسا خوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His work is strikingly fresh in conception.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار او کاملا تازه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کار او به طور قابل ملاحظه ای تازه در مفهوم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They have no conception of what women really feel and want.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها هیچ تصوری از آنچه که زنان واقعا احساس می‌کنند ندارند و می‌خواهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها هیچ تصوری از آنچه زنان واقعا احساس می کنند و نمی خواهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The plan was brilliant in its conception but failed because of lack of money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طرح در مفهوم آن درخشان بود اما به دلیل کمبود پول شکست خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح درخشان درخشان بود اما به دلیل کمبود پول شکست خورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I have no conception of what he means.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من هیچ تصوری از منظور او ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هیچ تصوری از آنچه که به معنای آن نیست، ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. You have no conception of what her life is like.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو هیچ تصوری از زندگی اون نداری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما تصور نمی کنید که زندگی اش چطور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Conception

فهم (اسم)
understanding , consciousness , intelligence , insight , apprehension , appreciation , realization , comprehension , grasp , conception , uptake
عقیده (اسم)
impression , say , view , judgment , opinion , viewpoint , faith , belief , thought , notion , conception , estimation , review , credo , conviction , tenet , creed
ادراک (اسم)
understanding , impression , notion , perception , realization , conception , uptake , scent , cognition , headpiece , savvy , cognizance , conceptualization , hindsight , mother wit , sentience
تصور (اسم)
supposition , vision , if , supposal , fancy , idea , notion , imagination , visualization , image , picture , conception , conceptualization
حاملگی (اسم)
expectancy , expectance , conception , gestation
لقاح تخم و شروع رشد جنین (اسم)
conception

معنی عبارات مرتبط با Conception به فارسی

(کلیسای کاتولیک - این باور: حضرت مریم از لحظه باروری به بعد از گناه پاک شد) باروری پاکساز (با بکرزایی اشتباه نشود)

معنی Conception در دیکشنری تخصصی

conception
[علوم دامی] لقاح ؛ عمل آبستن شدن.
[علوم دامی] بازدهی آبستنی

معنی کلمه Conception به انگلیسی

conception
• thought, idea; formation of a thought; becoming pregnant; embryo
• a conception is an idea or the forming of an idea in your mind.
• conception is also the process in which a woman becomes pregnant.
immaculate conception
• doctrine which states that the virgin mary was impregnated by the holy spirit (christianity)

Conception را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Conception

حسینی ٢٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٨
لقاح
|

مقداد سلمانپور ١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠١/١٤
نقطه شروع
نقطه آغاز
ابتدای کار
|

پیشنهاد شما درباره معنی Conception



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

منصور رخشانی > بازیگر رزمی کار فیلم معبدشائولین
منصور رخشانی > امیدوار کردن
منصور رخشانی > دیوی در شاهنامه که با رستم جنگید
منصور رخشانی > نیم تنه آستین
ah.banaei@hotmail > faster parent
مریم عبادتیان > Queens peace
وانیا > لغزید
محدثه فرومدی > dendritic

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی conception
کلمه : conception
املای فارسی : کنکپتین
اشتباه تایپی : زخدزثحفهخد
عکس conception : در گوگل


آیا معنی Conception مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )