انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1015 100 1

Conditions

تلفظ conditions
تلفظ conditions به آمریکایی تلفظ conditions به انگلیسی

وضعیتها، حالات، شرایط روانشناسى : اوضاع ورزش : مقررات و شرایط اسبدوانى علوم نظامى : اوضاع

واژه Conditions در جمله های نمونه

1. economic conditions necessitated immediate action
ترجمه اوضاع اقتصادی مستلزم اقدام فوری بود.

2. if conditions were otherwise
ترجمه اگر شرایط غیر از این بود

3. living conditions
ترجمه شرایط زندگی

4. the conditions of the contract
ترجمه شرایط قرار داد

5. the conditions that induced many young people to emigrate
ترجمه شرایطی که خیلی از جوانان را ناچار به مهاجرت می‌کرد.

6. the conditions were favorable for progress
ترجمه شرایط برای پیشرفت مساعد بود.

7. those conditions no longer obtain
ترجمه آن شرایط دیگر وجود ندارد.

8. initial conditions
ترجمه (ریاضی) شرایط آغازی،شرایط اولیه

9. fearful slum conditions
ترجمه وضع وحشتناک گدامحله‌ها

10. nasty living conditions
ترجمه شرایط زندگی وحشتناک

11. seeing the conditions of the prison revolted him
ترجمه دیدن وضع زندان حال او را به هم زد.

12. the degenerative conditions of the nervous system
ترجمه شرایط روبه وخامت دستگاه سلسله‌ی اعصاب

13. the pathetic conditions in some government offices
ترجمه وضع اسف بار برخی از ادارات دولتی

14. their living conditions are truly wretched
ترجمه شرایط زندگی آنان واقعا فلاکت‌بار است.

15. under optimal conditions
ترجمه تحت شرایط بهینه

16. under severe conditions
ترجمه تحت شرایط دشوار

17. unsteady economic conditions
ترجمه شرایط اقتصادی متزلزل

18. volatile social conditions
ترجمه شرایط اجتماعی بی‌ثبات

19. the dire economic conditions of this area should no longer be disregarded
ترجمه اوضاع خراب اقتصادی این ناحیه نباید بیش ازاین نادیده گرفته شود.

20. the hospital's sanitary conditions were deplorable
ترجمه شرایط بهداشتی بیمارستان‌ها تاسف‌آور بودند.

21. to set certain conditions as part of the contract
ترجمه برخی شرایط را به عنوان بخشی از قرارداد تعیین کردن

22. under the existing conditions
ترجمه تحت شرایط موجود

23. seeds spire under suitable conditions
ترجمه تحت شرایط مناسب دانه می‌روید.

24. the social and economic conditions drive young people to addiction
ترجمه وضع اجتماعی و سیاسی جوانان را به اعتیاد می‌کشاند.

25. they lamented the bad conditions in the schools
ترجمه آنان به وضع بد مدارس افسوس می‌خوردند.

26. a deterioration of the weather conditions
ترجمه بدتر شدن وضع آب و هوا

27. a whimsical market fluctuating according to political conditions
ترجمه بازار بی‌ثبات که طبق شرایط سیاسی نوسان می‌کند

28. freedom of expression is one of the indispensable conditions of democracy
ترجمه آزادی بیان یکی از شرایط واجب دموکراسی است.

29. if a consignment does not satisfy all the conditions agreed upon, it will be sent back
ترجمه اگر محموله طبق همه‌ی شرایط مورد توافق نباشد پس فرستاده خواهد شد.

30. the machine was given extensive trials under different conditions
ترجمه این موتور را تحت شرایط گوناگون آزمایش کردند.

31. in the catholic church celibacy is one of the conditions for becoming a priest
ترجمه در کلیسای کاتولیک تجرد یکی از شروط کشیش شدن است.

32. the stock market is a barometer of the economic conditions
ترجمه بورس سهام معیاری برای سنجش وضع اقتصادی است.

معنی عبارات مرتبط با Conditions به فارسی

(ریاضی) شرایط آغازی، شرایط اولیه

معنی کلمه Conditions به انگلیسی

conditions of arrest
• circumstances of arrest, situation of arrest
boundary conditions
• conditions on a border
damp conditions
• slightly wet conditions
defence readiness conditions
• conditions in which (a country, group of people, etc.) is ready to defend itself
ecological conditions
• environmental conditions
environmental conditions
• state of the environment (weather, topography, etc.)
favorable conditions
• advantageous circumstances, suitable situation, auspicious conditions
good conditions
• satisfactory circumstances; satisfactory terms, acceptable stipulations
harsh conditions
• severe conditions
impose conditions
• make qualifications, set terms, place requirements, make stipulations
imposed conditions
• made qualifications, set terms, placed requirements, made stipulations
inhuman conditions
• substandard circumstances, wretched conditions
laboratory conditions
• conditions characteristic of a laboratory (sterility, hygiene, lack of interference from outside forces)
living conditions
• state in which one lives
sanitary conditions
• hygienic conditions, clean conditions, system for maintaining hygiene
set conditions
• create conditions, enforce terms
stipulated conditions
• stated conditions, placed conditions
under certain conditions
• under specific terms, by definite circumstances
unfavorable conditions
• bad terms, unpromising conditions
unusual weather conditions
• irregular weather for a particular season

Conditions را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Conditions

مقداد سلمانپور ١٥:٠٥ - ١٣٩٧/١١/١٢
شرایط
Terms and Conditions
تعهدات و شرایط
|

نیازعلی شمس ٠٨:٢٧ - ١٣٩٧/١٢/١٩
این واژه را اگر با سامه برابر کنیم نادرست است زیرا سامه چنین آمده:
سامه هم در فرهگ دهخدا وهم در فرهنگ معین بار درونمایه سخن را نمیرساند:بنابر این ما بر پایه واژه عربی ( شرایط) چند واژه پیشنهاد کردیم تقدیم به پارسی دوستان:
پیرامن در معین:
(مَ) (اِ.) نک پیرامون .
پیرامون
[ په . ] (اِ.)1 - گرداگرد،حوالی . 2 - محیط .
گر در دهخدا:
مفهوم میگردد. (برهان ). استعمال این لفظ در چیزی کنند که جعل جاعل را تصرف در هیئت آن چیز باشد، چون : شمشیرگر و زرگر مجاز است ، زیرا که جعل و جاعل را در ذات زر و آهن هیچ وضع نیست از جواهر الحروف . (از آنندراج ) (غیاث ). بمعنی صاحب و دارنده آید، چون : خصومتگر. توانگر. (آنندراج ). کننده و سازنده . (جهانگیری ) (برهان ). در اوستا کره (ساخته )، پهلوی کر ، گر ، هندی باستان کره ، کردی کر (ویرانگر [ ویران کننده ]) آمده .
اکنون با آمیختن این دو واژه (پیرامونگر )یا به شیوه ای بهتر (پیرامگر) بدست می‌آید که می‌تواند به کار رورد.
با سپاس
|

نیازعلی شمس ٠٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٤/١٥
بنده باز در واژه به دست آمده دگرش‌هایی پدید آوردم و بدین روی می‌نگارم:
نه: در خانه،کاشانه،ویرانه
پس اینجا هم می‌توان پیرامونه را به کار برد
با سپاس
|

پیشنهاد شما درباره معنی Conditions



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی conditions
کلمه : conditions
املای فارسی : کوندیتیونس
اشتباه تایپی : زخدیهفهخدس
عکس conditions : در گوگل


آیا معنی Conditions مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )