برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

Context

/ˈkɑːntekst/ /ˈkɒntekst/

معنی: زمینه، مفاد، متن
معانی دیگر: هم بافت، قرینه، فحوا، سیاق، بافتار، شرایط، مفهوم

بررسی کلمه Context

اسم ( noun )
(1) تعریف: the language surrounding a particular usage of a word, phrase, or sentence, or the situation in which the piece of language is used.

- The meaning of a word like "fly" depends on its context.
[ترجمه سعید] معنای کلمه ای مانند �پرواز� به متنش بستگی دارد
|
[ترجمه محمدرضا] معنی کلمه مانند پرواز بستگی به محیط دور و بر آن دارد.
|
[ترجمه بهروز] معنای کلمه ای مانند پرواز، به موقعیت استفاده اش بستگی دارد
|
[ترجمه فاطمه] معنی کلمه ای مثل پرواز با متن آن بستگی دارد.|
[ترجمه ترگمان] ...

واژه Context در جمله های نمونه

1. sometimes the context of a word reveals its meaning
برخی اوقات متن (هم‌بافت) واژه معنی آن را آشکار می‌کند.

2. out of context
بدون در نظر گرفتن همبافت یا متن،تحریف شده

3. he took my remarks out of context
او اظهارات مرا تحریف کرد.

4. This statement must be understood in the context of the entire document.
[ترجمه داود سلیمانی] این بیانیه باید درچارچوب کل سند قابل درک باشد.
|
[ترجمه ترگمان]این جمله باید در متن کامل سند قابل‌درک باشد
[ترجمه گوگل]این بیانیه باید در متن کل سند درک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The context makes the meaning clear.
[ترجمه مرتضی] زمینه معنی را روشن می کند.|
[ترجمه ترگمان]این زمینه مفهوم را روشن می‌سازد
[ترجمه گوگل]زم ...

مترادف Context

زمینه (اسم)
base , ground , tendency , design , basis , setting , root , background , terrain , context , conspectus , theme , sketch , groundwork , outline
مفاد (اسم)
substance , meaning , sense , significance , signification , content , intent , purport , context , contents , tenor , text , contexture , raison d'etre
متن (اسم)
context , version , text , textuality

معنی عبارات مرتبط با Context به فارسی

مستقل از متن
حساس نسبت به متن
بدون در نظر گرفتن همبافت یا متن، تحریف شده

معنی Context در دیکشنری تخصصی

context
[فوتبال] زمینه
[صنعت] فضا ، زمینه ، مفهوم
[ریاضیات] زمینه، مبحث، متن، محدوده، زمینه، بافت، ساختمان
[کامپیوتر] وابستگی به زمینه
[صنعت] نمودار سطح صفر ، نمودار محدوده - نمودار سطح صفر سیستم کلی ترین تصویر سیستم است که سیستم را به صورت یک پردازش واحد نشان می دهد .
[ریاضیات] مستقل از متن
[ریاضیات] دستور زبان مستقل از متن
[ریاضیات] حساس به متن
[ریاضیات] دستور زبان حساس به متن، دستور وابسته به متن
[کامپیوتر] راهنمایی حساس به مضمون - اطلاعات فراهم شده به وسیله ی کامپیوتر هنگام تقاضای کم از آن . اگر رفتار گزینه help به عملکرد شما در هنگام فشار دکمه ی help وابسته باشد ، به این گزینه «احساس به مضمون » می گویند . مثلاً اگر هنگام ویرایش یک فایل ، دکمه ی help را فشار دهید ، اطلاعاتی درباره ی متن به شما می دهد ؛ و یا اگر هنگام چاپ از آن استفاده کنید ، مطالبی درباره ی چگونگی چاپ دریافت خواهید کرد. - کمک حساس به قرینه
[کامپیوتر] کلید ظهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
[کامپیوتر] منوی ...

معنی کلمه Context به انگلیسی

context
• paragraphs surrounding a word or sentence; overall situation, background
• the context of an idea or event is the general situation that relates to it and which helps it to be understood.
• the context of a word or sentence consists of the words or sentences before it and after it which help make its meaning clear.
• if something is seen in context or if it is put into context, it is considered with all the factors that relate to it.
• if a statement or remark is taken or quoted out of context, the circumstances in which it was said are not correctly reported so the statement or remark is misleading.
context sensitive help
• help screen with contents that match the user's current situation
from the context
• according to the surrounding words; considering attendant circumstances
his words were taken out of context
• his words were taken out of the setting in which they were originally said, his words were twisted around
in a different context
• under different circumstances, in a different background
in this context
• within a particular context, in relation to
was taken out of context
• was taken out of the actual situation in which it was said, was presented in the wrong light, was slanted, was distorted

Context را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ali
contex of the organization
ماهیت سازمان
محمد
بستر
محمدرضا خسروی
فضا، بستر

به عنوام مثال:

business context: فضای کسب و کار
ebi
نوشته ، نوشتار

شرایط ، حال و هوا
مهدي
زُمره
ram ran
some word that help you to underseand the meaning
علی صمدی
قالب
فیض
مورد - محیط - چارچوب
ماندانا بهرامی
باستان شناسی: بافت
پاکیزه
محیط و ماحول
تیمورخانی
محتوا
Nicola
محتوی
پاکباز
بستر معنایی
سپهر رضوانیان
شرایط زمینه بستر
Massih
ماهيتي ( ماهوي )
Matin
شرایط
حسین رحیمی دستک
دید، دیدگاه
مثلاً
specific context
دید خاص
پیوند عزیزی
محتوای متنی
سامان
محتوای متنی
jahanaks.blog.ir
بستر، محدوده
مصطفی
(context)به معانی بافت، زمینه و متن از واژۀ لاتین (contextus) ریشه گرفته که اشاره به ارتباط میان کلمات و انسجام میان آنها دارد. فعل آن (contexere) است که به معنای درهم بافتن و در هم تافتن است. از این رو، ( (contextارتباط، اتصال، هم نشینی و هم بافی میان اجزا است.
F
زمینه. شرایط
محسن نوبخت
بافتار
Shabnam
Context
بافت
علی ماشا اله زاده
زیر ساخت
زیر ساخت های فرهنگی cultural contexts
majidgh
context is the situations that form the background of an event
حسین
حیطه
سعیده
پیش زمینه، معادل background
سامان
کانکست در هنر:
در هنر معادل فارسی کانتکست، بافت یا همبافت نمیشه. معادل تکسچر، بافت معنی میشه.
مفهوم کانتکست بصورت زیر هست:
مجموعه‌ای از شرایط یا حقایق که بر رویداد یا موقعیت خاصی حکم‌فرماست. که میتونه شامل این باشه که اثر هنری، کی، کجا، چگونه و به چه هدفی خلق شده و شامل روحیات هنرمند و سابقه هنری و میزان معلومات و سواد هنری هنرمند نیز میشه. پس کانکست درون یک اثر نیست! بلکه تمامی موارد تاثیرگذار بر خلق یک اثر هنری هست (معنی بسیار جامع و کلی‌ای داره).
بنابراین نزدیکترین معانی‌ برای کانتکست در هنر، �فضای حاکم�، �بستر�، �شرایط�، �شرایط حاکم� و �موضوع� میشه.
بااین حال این سه کلمه situation، circumstance و subject کلماتی هستن که کانکست در بردارنده هر سه تاشون هست.
پس نیاز داریم کسی یا نهادی واقعا واژه جدیدی اختراع کنه!!!
همچنین در کنار معادل کانتکست، بایستی به معادلی برای contextual analysis که یکی از شیوه‌های تحلیل آثارهنری هست و شرایط حکم‌فرما بر خلق اون اثر رو میسنجه نیز فکر کرد.
گل
ساختار-ماهیت
سولماز
شرايط يا موقعيتي كه چيزي در آن رخ مي دهد
Hamed
کاربرد کلمه
موقعیت بکارگیری کلمه در جمله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی context
کلمه : context
املای فارسی : کانتکست
اشتباه تایپی : زخدفثطف
عکس context : در گوگل

آیا معنی Context مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )