برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1282 100 1

Controversial

/ˌkɑːntrəˈvɜːrʃl̩/ /ˌkɒntrəˈvɜːʃl̩/

معنی: جدلی، مباحثهای، هم ستیزگرانه، جدال امیز، هم ستیز، هم ستیزگر
معانی دیگر: بحث آفرین، مشاجره انگیز، بحث انگیز، مورد بحث، جدل آمیز

بررسی کلمه Controversial

صفت ( adjective )
مشتقات: controversially (adv.)
(1) تعریف: of, relating to, or characterized by controversy.
مترادف: arguable, at issue, factious
مشابه: contradictory, dialectic, litigious, polemical

- Immigration is a controversial issue in the areas close to the border.
[ترجمه ترگمان] مهاجرت یک موضوع بحث‌برانگیز در مناطق نزدیک به مرز است
[ترجمه گوگل] مهاجرت یک مسئله بحث برانگیز در مناطق نزدیک مرز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: subject to debate.
مترادف: contentious, debatable, disputable, moot, questionable

- The findings of this study are controversial and further research is being called for.
[ترجمه ترگمان] یافته‌های این مطالعه بحث‌برانگیز است و تحقیقات بیشتری مورد نیاز است
[ترجمه گوگل] یافته های این مطالعه بحث انگیز است و تحقیقات بیشتری برای آن مطرح شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- That the dinosaur bones are authentic has been well proven and is no longer controversial.
[ترجمه ترگمان] این که استخوان‌های دایناسور واقعی هستند، ...

واژه Controversial در جمله های نمونه

1. a controversial play
نمایشنامه‌ی بحث انگیز

2. one of today's controversial issues
یکی از موضوع‌های داغ روز (مورد بحث روز)

3. Since the controversial programme was broadcast, the BBC's mailbag has been bulging.
[ترجمه ترگمان]از زمان پخش این برنامه جنجالی، mailbag از شبکه بی‌بی‌سی بیرون‌زده است
[ترجمه گوگل]از زمانی که برنامه بحث انگیز پخش شد، صندوق پستی بی بی سی از بین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As a controversial public figure he has breasted much hostile criticism.
[ترجمه ترگمان]وی به عنوان یک چهره عمومی جنجالی، انتقادات شدیدی را از خود نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک افکار عمومی بحث برانگیز او انتقاد بسیار خصمانه ای به بار آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The committee backtracked by scrapping the controversial bonus system.
[ترجمه ترگمان]کمیته با حذف سیستم پاداش بحث‌برانگیز عقب‌نشینی کرد
[ترجمه گوگل]این کمیته با عقب نشینی سیستم جایزه بحث برانگیز کنار گذاشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Controversial

جدلی (صفت)
dialectic , dialectical , argumentative , polemical , polemic , controversial , forensic , disputant , disputatious
مباحثهای (صفت)
controversial , eristic
هم ستیزگرانه (صفت)
controversial
جدال امیز (صفت)
controversial
هم ستیز (صفت)
controversial
هم ستیزگر (صفت)
controversial

معنی Controversial در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] بحث انگیز

معنی کلمه Controversial به انگلیسی

controversial
• disputable, debatable, tending to cause differences of opinion
• someone or something that is controversial causes strong feelings of anger or disapproval and which often leads to a lot of discussion and disagreement.
controversial decision
• disputed resolution. disputed ruling
controversial personality
• personality which seeks controversy, personality which seeks disputes

Controversial را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
جنجالی
محمد مظفری
بحث برانگیز
زهره
ایجاد مخالفت
سعید ترابی
جدل برانگیز، جنجالی
parisa
دارای ضد و نقیض، متناقض

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی controversial
کلمه : controversial
املای فارسی : کنترورسیل
اشتباه تایپی : زخدفقخرثقسهشم
عکس controversial : در گوگل

آیا معنی Controversial مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )