برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1280 100 1

Cost of Living

/ˈkɑːstəvˈlɪvɪŋ/ /kɒstəvˈlɪvɪŋ/

(اقتصاد - میانگین هزینه ی نیازمندی های اصلی زندگی مانند خوراک و مسکن و پوشاک و بهداشت) هزینه ی زندگی

بررسی کلمه Cost of Living

اسم ( noun )
• : تعریف: the average cost of food, shelter, clothes, and other basic necessities for a household or a single person.
صفت ( adjective )
• : تعریف: determined by, or adjusted to, changes in the cost of living.

- a cost-of-living wage increase
[ترجمه ترگمان] افزایش دست‌مزد
[ترجمه گوگل] افزایش هزینه دستمزد زندگی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Cost of Living در جمله های نمونه

1. This forced the cost of living up considerably.
[ترجمه ترگمان]این کار هزینه زندگی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای کاهش داد
[ترجمه گوگل]این هزینه زندگی را به میزان قابل توجهی اجاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The cost of living is soaring.
[ترجمه ترگمان]هزینه زندگی در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]هزینه زندگی افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cost of living in the city is more expensive, but salaries are supposed to be correspondingly higher.
[ترجمه ترگمان]هزینه زندگی در شهر گران‌تر است، اما انتظار می‌رود حقوق‌ها هم بیشتر باشند
[ترجمه گوگل]هزینه زندگی در شهر گرانتر است، اما انتظار می رود که حقوق برابر بالاتر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cost of living is becoming unbearable for retired people in our part of the world .
[ترجمه ترگمان]هزینه زندگی برای افراد بازنشسته در بخش ما غیرقابل‌تحمل می‌شود
[ترجمه گوگل]هزینه زندگی برای افراد بازنشسته در بخش ما از جهان غیر قابل تحمل ...

معنی کلمه Cost of Living به انگلیسی

cost of living
• average price of food clothing and housing, average cost of basic necessities
• the cost of living is the average amount of money that people need to spend on food, housing, and clothing.
cost of living allowance
• addition to a worker's salary after a rise in the cost of basic necessities
cost of living increment
• addition to a salary due to an increase in the cost of consumer goods
cost of living index
• index which records the average cost of the necessities of life (i.e. food, clothing, shelter)

Cost of Living را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب زرمسلک
هزینه زندگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cost of living
کلمه : cost of living
املای فارسی : کست اوف لیوینگ
اشتباه تایپی : زخسف خب مهرهدل
عکس cost of living : در گوگل

آیا معنی Cost of Living مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )