برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

Crepitate

/ˈkrepɪteɪt/ /ˈkrepɪteɪt/

معنی: صدای خش خش کردن، انفجار پی در پی کردن
معانی دیگر: ترق تروق کردن (مثل هنگام بو دادن ذرت)، جرق جرق کردن

بررسی کلمه Crepitate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crepitates, crepitating, crepitated
مشتقات: crepitation (n.)
• : تعریف: to make repeated crackling sounds; crackle.

مترادف Crepitate

صدای خش خش کردن (فعل)
crepitate , swoosh
انفجار پی در پی کردن (فعل)
crepitate

معنی کلمه Crepitate به انگلیسی

crepitate
• crackle; rattle

Crepitate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Dictionary
ترق توروق کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crepitate
کلمه : Crepitate
املای فارسی : کرپیتت
اشتباه تایپی : زقثحهفشفث
عکس Crepitate : در گوگل

آیا معنی Crepitate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )