انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1069 100 1

Cut out

تلفظ cut out
تلفظ cut out به آمریکایی/ˈkətˈaʊt/ تلفظ cut out به انگلیسی/kʌtaʊt/

معنی: کندن، برش دادن، جدا کردن در اثر بریدن
معانی دیگر: 1- بریدن و برداشتن، بریدن و سوا کردن 2- حذف کردن، از قلم انداختن 3- (عامیانه) جای دیگری را غصب کردن 4- (عامیانه - موتورو غیره) ایستادن، خاموش شدن 5- قال گذاشتن، ترک کردن، قطع جریان، سویچ قطع برق وغیره جریان بر

بررسی کلمه Cut out

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to delete.
مشابه: delete

(2) تعریف: (informal) to forgo or discontinue.
مشابه: forgo

- He cut out red meat in his diet.
ترجمه کاربر [ترجمه پریا] او گوشت قرمز را از رژیم غذایی خود حذف کرد
|

ترجمه کاربر [ترجمه Miss.Helen] او گوشت قرمز را در رژيم خود برداشت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او گوشت قرمز را در رژیم غذایی خود برید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او گوشت قرمز خود را در رژیم خود را برش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Cut out در جمله های نمونه

1. In the spring, cut out the old wood and shorten the young stems .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بهار، چوب کهنه را ببرید و ساقه‌های جوان را کوتاه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بهار، چوب قدیمی را بریزید و ساقه های جوان را کوتاه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. With her speed and agility, Cage cut out all her competitors in the hurdle race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با سرعت و چابکی او، کیج (کیج)تمام رقبای خود را در مسابقه رقابت حذف می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با سرعت و چابکی او، کاید تمام رقبای خود را در مسابقه مانع از بین برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Don't cut out when everyone is going fast.
ترجمه کاربر [ترجمه امیرعلی] وقتی همه دارن سریع میرن منحرف نشو
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی همه دارن سریع میرن بیرون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمانی که همه به سرعت می روند، قطع نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Sweets should be cut out of diabetics diet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوییتز \"باید از رژیم دارویی استفاده کنه\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیرینی ها باید از رژیم غذایی دیابتی ها برداشته شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He is cut out for an artist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای یک هنرمند بریده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای یک هنرمند قطع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Try to cut out the foods that are making you fat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سعی کنید غذاهایی را که باعث چربی شما می‌شوند را حذف کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سعی کنید از مواد غذایی که باعث چربی شما می شوند را قطع کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She cut out his picture from the magazine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عکسش رو از مجله حذف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تصویر خود را از مجله قطع کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Some factories have cut out the middleman and sell their products directly to customers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی کارخانه‌ها این واسطه را قطع کرده و محصولاتشان را مستقیما به مشتریان می‌فروشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی کارخانجات واسطه را قطع کرده و محصولات خود را به طور مستقیم به مشتریان فروخته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Cut out the coupon and send those cheques off today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوپن را ببرید و آن چک را امروز ارسال کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوپن را بردارید و امروز آن چک را بردارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It would be wiser to cut out all alcohol during pregnancy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عاقلانه‌تر این است که تمام مشروبات الکلی را در دوران بارداری از بین ببرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول دوران بارداری علامت گذاری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I cut out the article and pasted it in my scrapbook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقاله رو قطع کردم و توی دفتر خاطراتم نوشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مقاله را قطع کردم و آن را در دفترچه خاطراتم گذاشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He cut out the picture from the newspaper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او عکس را از روزنامه جدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تصویر را از روزنامه قطع کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The doctor cut out his tonsils.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکتر tonsils را قطع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکتر لوزه ها را از بین برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Why don't they cut out the middleman and let us do it ourselves?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا the رو قطع نکنن و به ما اجازه بدن که این کار رو خودمون انجام بدیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرا آنها واسطه را نمی گیرند و اجازه می دهند خودمان آن را انجام دهیم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He's not cut out to be a politician.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به عنوان یک سیاست‌مدار از رده خارج نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قطعا سیاستمدار نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Cut out

کندن (فعل)
gnaw , pluck , channel , pug , pick , gully , pull , peel , trench , gouge , mine , dig , incise , enucleate , cut out , rend , scoop , evulse
برش دادن (فعل)
cut , rift , section , cut out
جدا کردن در اثر بریدن (فعل)
cut out

معنی عبارات مرتبط با Cut out به فارسی

(عامیانه) مناسب، مستعد

معنی Cut out در دیکشنری تخصصی

[سینما] بریده - تصویر بریده - بریده فیلم - برش حذفی - اشکال بریده شده - بریده مقوا - بریدگی
[زمین شناسی] کانال پر کن یک توده شیل، سیلت استون یا ماسه سنگ که یک کانال فرسایشی را که به درون یک رگه زغال سنگ حفر شده است، پر می کند. مقایسه شود با: (زغال سنگ) آب شست (استخراج معدن). مترادف: horseback (زغال سنگ شناسی).
[ریاضیات] خم کردن
[سینما] متحرک سازی بریده
[سینما] نواحی بریده شده
[سینما] بریدگی نقش دار (بریده نقش دار)

معنی کلمه Cut out به انگلیسی

cut out
• switch that cuts off electricity in case of an overload; stop doing; leave out
• a cut-out is an automatic device that turns off a motor, often because there is something wrong with it.
• a cardboard cut-out is a shape cut from card.
cut out a window
• prepare an opening in a wall for a window
cut out area
• specific area in which the use of firearms is forbidden
cut out for a sailor
• a natural seaman, a born sailor
cut out for him
• made for him, tailored for him, specially designed for him
cut out for it
• made for it, built for it, designed for it
cut out of
• deprived of -
cut out on someone
• not to come as promised
azimuth firing cut out
• restriction of firing range
have the work cut out
• have a hard job to do, have a job which demands a lot of work and effort

Cut out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Messi ١٨:٢٧ - ١٣٩٦/٠٦/٢١
بريدن
|

محمد ١٩:٤١ - ١٣٩٦/٠٨/٠٨
بریدن کاغذ برای ساختن شکلی مثل قلب یا سایر موارد
|

istella ٠٩:١٤ - ١٣٩٦/١١/٠٦
بريدن
|

Saghar ١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٢/٢٩
قطع کردن مصرف چیزی
|

حامد نیازی ١٦:٤٢ - ١٣٩٧/٠٣/١١
Cut out
Cut out to be an engineer
Cut out for sth


Cut out=مستعد برای چیزی یا کاری=استعداد کاری را داشتن=مناسب کاری بودن
|

alireza ١١:٤١ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
Skip doing ،اجتناب از مصرف چیزی
|

Salam ١٢:١٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٦
بریدن چیزی
|

Niloo ١٢:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٣٠
از روی شکلی که کشیده شده قیچی کردن یا بریدن
|

shiva_sisi‌ ١٧:١٨ - ١٣٩٧/٠٨/٠٣
to cut a shape from a piece of paper, cloth etc:
|

رکسانا ١٧:١١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦
cut a pice of paper or cloth into a shape
|

..Fu ١٩:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٦
cut a pice of paper or cloth into a shape
|

Reyhaneh_hii:( ٠٠:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
Cut a piece of paper or cloth into a shape
|

Shadi ٢٣:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٥
To remove somthing by cutting around it
بریدن، برش دادن
|

amir ١٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٦/٣١
بریدن وسیله کاغذی یا خود کاغد
|

Hengam ١٥:٠٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
طرد کردن
|

حسین داسانتوس ١٨:٢٤ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
همونایی که بیشتر مثبت دارن
نظر منه
|

دوست هوایی ٠٨:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
کنده شدن یا کندگی حاصل در سطوح قطعات قسمت توربین موتور(در اثر حرارت) که در بازرسی حین تعمیر شناسایی و اصلاح می شود و یا قطعه اسقاط می گردد بعنوان مثال
cut out up to 65 mm long and 7mm max depth
|

Parisa 74 ١٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٨/٠٩
I'm not cut out for this job
من برای این کار ساخته نشدم
|

اسرا ودایع خیری ١٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٨/١٠
Cut a piece of paper or cloth into a shape
خیلی ها اینو نوشتن بااینکه درسته ولی وقتی دیدین یکی دیگه هم اینو نوشته لطف کنید دیگه همونو ننویسید.باتشکر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی cut out
کلمه : cut out
املای فارسی : کات آوت
اشتباه تایپی : زعف خعف
عکس cut out : در گوگل


آیا معنی Cut out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )