برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1291 100 1

cache

/ˈkæʃ/ /kæʃ/

معنی: نهانگاه، مخزن، ذخیره گاه، چیز ذخیره، چیز نهان شده، پنهان کردن
معانی دیگر: (جایی که شکارچیان و غیره در آنجا خوراک و ملزومات خود را پنهان می کنند) نهانگاه، نهفتگاه، آبشتگاه، پسله، چیز پنهان شده، جای امن و امان (برای پنهان شدن یا پنهان کردن)، پنهانگاه، خلوتگاه، در نهفتگاه ذخیره کردن، در آبشتگاه نهفتن، آبشتن

بررسی کلمه cache

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hiding place for treasures or supplies, esp. in the ground.
مشابه: crypt, hole, repository

- The dogs easily found the cache where the explosives were hidden.
[ترجمه فرشته غرا] سگها براحتی مخزن مواد منفجره را کشف کردند
|
[ترجمه امین] سگ‌ها مخفیگاهی را که مواد منفجره پنهان شده بود،به راحتی پیدا کردند.
|
[ترجمه ترگمان] سگ‌ها به راحتی مخفیگاه را پیدا کردند که مواد منفجره در آن مخفی شده‌بودند
[ترجمه گوگل] این سگ ها به راحتی کشف کردند که مواد منفجره پنهان شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something stored or hidden.
مترادف: stash, treasure
مشابه: cash, hoard, loot, nest egg, secret

- A cache of rifles and other arms was found near the rebels' camp.
[ترجمه ...

واژه cache در جمله های نمونه

1. an arms cache
سلاح نهفته

2. a ruined cabin containing a cache of food and water
کلبه‌ای مخروبه حاوی آبشتگهی از خوراک و آب

3. the police discovered the terrorists' cache of weapons and amunitions
پلیس مخفیگاه اسلحه و مهمات تروریست‌ها را کشف کرد.

4. A huge arms cache was discovered by police.
[ترجمه ترگمان]یک انبار بزرگ اسلحه توسط پلیس کشف شد
[ترجمه گوگل]یک انبار بزرگ سلاح توسط پلیس کشف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Police discovered a cache of weapons in the room.
[ترجمه ترگمان]پلیس یک انبار اسلحه در این اتاق کشف کرده‌است
[ترجمه گوگل]یک پلیس کشف سلاح در اتاق را کشف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In your Web browser's cache are the most recent Web files that you have downloaded.
[ترجمه ترگمان]در حافظه مرورگر وب شما جدیدترین فایل‌های وب هستند که شما دانلود کرده‌اید
[ترجمه گوگل]در حافظه پنهان مرورگر شما، آخرین فایل های وب که دانلود کرده اید، هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف cache

نهانگاه (اسم)
background , cache , hideaway
مخزن (اسم)
store , reservoir , storeroom , storehouse , repository , pool , cache , warehouse , depot , tank , storage , repertory , fount , magazine , watering place , depository , fountain , stank , wareroom
ذخیره گاه (اسم)
cache
چیز ذخیره (اسم)
cache
چیز نهان شده (اسم)
cache
پنهان کردن (فعل)
cloak , hide , shadow , cover , mask , conceal , closet , cache , wrap , disguise , dissemble , secrete , dissimulate

معنی عبارات مرتبط با cache به فارسی

حافظه پنهانی
(فرانسه) شرمگاه پوش (پارچه ی کوچک یا نواری که رقاصان برهنه برای ستر عورت به کار می برند)

معنی cache در دیکشنری تخصصی

cache
[کامپیوتر] حافظه پنهانی . - حافظه نقد - محلی که می توان داده را ذخیره کرد تا از دستگاه کند تری مانند دیسک خوانده نشود . مثلا" حافظه نقد یک دیسک . نسخه هایی از قطاع های چند بار استفاده شده دیسک را در رام ذخیره می کند تا بدون دسترسی به دیسک خوانده شوند ریزپردازنده 80486 یک حافظه نقد داخلی برای دستورالعمل های برنامه دارد که باید به رام آورده شوند . گاهی یک حافظه نقد خارجی نیز اضافه می شود . این حافظه شامل نوعی تراشه های رام است که از تراشه های حافظه اصلی کامپیوتر هم سریعترند.
[کامپیوتر] کارت حافظه پنهان .
[کامپیوتر] حافظه پنهان ، زک حافظه کوچک و بسیار سریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات می باشد .
[برق و الکترونیک] حافظه ی نهان نوعی حافظه ی نیمه رسانای کوچک و بسیار سریع که در نزدیکی واحد پردازش مرکزی ( سی پی یو ) و حافظه ی اصلی کامپیوتر قرار می گیرد و به کمک آن سی پی یو دسترسی سریع تری به بلوک های داده پیدا می کند . حافظه ی نهان به طور خودکار با داده ها و دستورالعملهای فراخوانده شده مرتبط هستند ، پر می شود زیرا احتمال درخواست این اطلاعات بسیار بیشتر از بقیه خواهد بود . حافظه ی نهان نوعاً با منطق ( ای سی ال ) ساخته می شود تا سریع ترین زمان دستیابی را داشته باشد .
[برق و الکترونیک] آهنگ خطای حافظه ی نهان تعداد دفعاتی که عملوند مورد نیاز سی پی یو در حافظه ی نهان پیدا نشده است . این عدد معیاری از کارایثی الگوریتم حافظه ی نهان خواهد بود .
[کامپیوتر] حافظه پهنان سی پی یو
[کامپیوتر] نهانگاه دیسک
[کامپیوتر] حافظه ی L 1 - حافظه ی سر ...

معنی کلمه cache به انگلیسی

cache
• hoard, stash; storage area containing data that the computer will need soon (computers); hiding place
• conceal; hide away
• a cache is a quantity of things that have been hidden.
cache memory
• small unit of memory with a short access time and which is managed by the computers in a manner that improves its processing time (computers)
cache server
• (internet) server that stores frequently-requested web sites and provides them when on demand, server that "represents" the user on the internet
disk cache
• memory which stores information from the disk and allows fast activation of the disk
hardware cache
• designated memory which stores data from a disk in order to enable fast retrieval of the data
internal cache
• high-speed memory located on the cpu which is used to accelerate the cpu's performance (computers)
memory cache
• high-speed memory intended to temporarily store information which the processor is likely to need (computers)
primary cache
• cache memory which is located in the processor and used to accelerate reading from the random access memory
secondary cache
• cache memory located on the motherboard which provides fast access to information in the memory
software cache
• large area of memory for random access used to store data from a drive which the computer is likely to need

cache را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا خلیلیان
نهان گاه، نهانی سازی: محل یا عمل ذخیره سازی (موقتی) مجموعه ای اقلام (معمولاً) هم نوع در حافظه ی (کوچک) پرسرعت غیرقابل دسترس یا پنهان برای استفاده آتی و افزایش کارایی کامپیوتر
فاطمه
مخفی‌گاه
التن قاسمپور
ذخیره گاه،منبع،مخزن غذا
محمدجعفری
حافظه پنهان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cache
کلمه : cache
املای فارسی : کچ
اشتباه تایپی : زشزاث
عکس cache : در گوگل

آیا معنی cache مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )