انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 926 100 1

بررسی کلمه calculator

اسم ( noun )
(1) تعریف: a machine used in calculating or computing numbers.

- A calculator makes it so easy to multiply large numbers.
ترجمه کاربر [ترجمه الناز] یک ماشین حساب باعث میشود راحت تر چند عدد را ضرب کنیم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ماشین‌حساب استفاده از اعداد بزرگ را آسان می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک ماشین حساب باعث می شود که تعداد زیادی عدد را چند برابر کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a person using such a machine.

واژه calculator در جمله های نمونه

1. a pocket calculator
ترجمه ماشین حساب جیبی،حسابگر کوچک

2. This pocket calculator needs two batteries.
ترجمه کاربر [ترجمه یاسمن] این ماشین حساب جیبی به دو باتری نیاز دارد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین‌حساب جیبی به دو باتری نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ماشین حساب جیبی نیاز به دو باتری دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A pocket calculator only works to eight decimal places.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین‌حساب جیبی فقط به هشت رقم اعشار کار می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین حساب جیبی فقط به هشت رقم اعشار عمل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I needed to use a calculator to add up the bill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من احتیاج داشتم یک ماشین‌حساب استفاده کنم تا این لایحه را اضافه کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نیاز به استفاده از یک ماشین حساب برای اضافه کردن این لایحه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Cross - check your answer by using a calculator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاسخ خود را با استفاده از ماشین‌حساب بررسی کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صلیب - با استفاده از یک ماشین حساب، پاسخ خود را بررسی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Candidates are not allowed to use a calculator in this exam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داوطلبان مجاز به استفاده از ماشین‌حساب در این آزمون نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاندیدان مجاز به استفاده از ماشین حساب در این امتحان نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Do you got a calculator?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین‌حساب داری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا ماشین حساب دارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Cross-check your answers with a calculator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاسخ خود را با ماشین‌حساب چک کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاسخ های خود را با یک ماشین حساب چک کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The calculator was damaged accidentally, and we needed to buy a new one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین‌حساب به طور تصادفی آسیب دید و ما نیاز به خرید یک ماشین‌حساب جدید داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین حساب به طور تصادفی آسیب دیده بود و ما نیاز به خرید یکی از جدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. You wouldn't, by any chance, have a calculator on you, would you?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو که هیچ شانسی نداری، مگه نه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما به هیچ وجه نمیتوانید یک ماشین حساب بر روی شما داشته باشید، آیا شما؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It'll be quicker if I use a calculator for these sums.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر از ماشین‌حساب استفاده کنم، سریع‌تر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر از ماشین حساب برای این مبلغ استفاده کنم سریعتر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. First we thought the PC was a calculator. Then we found out how to turn numbers into letters with ASCII - and we thought it was a typewriter. Then we discovered graphics, and we thought it was a television. With the World Wide Web, we've realized it's a brochure. Douglas Adams
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اول فکر کردیم که کامپیوتر یک ماشین‌حساب است سپس ما فهمیدیم که چگونه اعداد را به حروف با اسکی تبدیل کنیم - و ما فکر می‌کردیم که این یک ماشین‌تحریر است سپس ما گرافیک را کشف کردیم و ما فکر کردیم که این یک تلویزیون است با وب گسترده جهانی، ما متوجه شدیم که بروشور است داگلاس آدامز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابتدا فکر کردیم کامپیوتر یک ماشین حساب بود سپس ما متوجه شدیم که چگونه اعداد را به حروف ASCII تبدیل کنیم - و ما فکر می کردیم که یک ماشین تایپ است سپس ما گرافیک را کشف کردیم، و ما فکر می کردیم این تلویزیون است با World Wide Web، متوجه شدیم که این یک بروشور است داگلاس آدامز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Rescalc 0 resistor calculator has been much improved since its original release.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین‌حساب ۰ مقاومت Rescalc ۰ از زمان انتشار اولیه بسیار بهبود یافته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محاسبه کننده Rescalc 0 از زمان انتشار اولیه آن بسیار بهبود یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Out comes my pocket calculator to work out if I have an exact number of repeats.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین‌حساب جیبی من برای کار کردن در صورتی که تعداد زیادی تکرار شود، از ماشین‌حساب بیرون می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجا که ماشین حساب جیبی من به کار می رود، اگر تعداد دقیقی از تکرارها را داشته باشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Instead they have calculated benefits using a calculator and storing files in manila folders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عوض، مزایا را با استفاده از ماشین‌حساب و ذخیره کردن پرونده‌ها در پوشه‌های مانیل به دست آورده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض، با استفاده از یک ماشین حساب و ذخیره فایل ها در پوشه های مانیل، مزایا محاسبه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف calculator

محاسب (اسم)
accountant , calculator
حسابگر (اسم)
arithmetic , calculator
حساب کننده (اسم)
calculator

معنی عبارات مرتبط با calculator به فارسی

محاسب دقیق
حسابگر رومیزی
حسابگر الکترونیکی حسابگر الکترونیکی
حسابگر جیبی

معنی calculator در دیکشنری تخصصی

calculator
[کامپیوتر] محاسب ، حسابگر ، ماشین حساب . - ماشین حساب - هر وسیله الکترونیکی یا مکانیکی که برای محاسبات به کار می رود بر خلاف کامپیوترها . ماشین حسابها تا حدودی نیاز به دخالت انسان دادند .
[برق و الکترونیک] ماشین حساب
[ریاضیات] حسابگر، ماشین حساب، حساب کننده، محاسب
[کامپیوتر] وجه حسابگر ، مد ماشین حساب .
[زمین شناسی] نرم افزاری برای تبدیل واحدهای مختصاتی
[ریاضیات] ماشین حساب رومیزی
[برق و الکترونیک] ماشین حساب الکترونیکی ماشین حسابی که با استفاده از یک پردازنده ی مدار مجتمع محاسبات ریاضی را انجام و نتایج را روی نمایشگر رقمی نشان می دهد. در مدلهای پیشرفته ی ماشین حساب الکترونیکی علاوه بر چهار عمل اصلی ،توابع مختلف ریاضی نظیر نمایی ،مثلثاتی ، ونیز قابلیت اجرای برنامه های محدود وجود دارد. در مدلهای رومیزی که از برق«ای سی» تغذیه می شوند. علاوه بر نمایشگر رقمی امکان چاپ نتایج نیز وجود دارد. در مدلهای جیبی باتری دار معمولاً از نمایشگرهای هشت رقمی استفاده می شود. نمایشگرها نیز یا از دیودهای نورگسیل هفت - قطعه ای و یا بلورهای مایع استفاده می کنند.
[کامپیوتر] ماشین حساب دستی
[کامپیوتر] ماشین حساب قابل برنامه نویسی .
[برق و الکترونیک] ماشین حساب قابل برنامه ریزی ماشین حساب الکترونیکی برای تغییر برنامه داخلی خود، معمولاً با وارد کردن کارت مغناطیسی جدیدی که برنامه محاسباتی مطلوب روی آن ذخیره شده است ، دارد . بعضی ماشین حسابها امکان وارد کردن برنامه جدید را به صورت دستی فراهم می کند.

معنی کلمه calculator به انگلیسی

calculator
• small machine that makes computations; calculating machine
• a calculator is a small electronic device used for doing mathematical calculations.
electronic calculator
• mathematical device that is charged by electrons, mini-computer
pocket calculator
• mini-computer the size of one's palm that is used usually for arithmetic calculations
• a pocket calculator is a small and inexpensive electronic machine which does arithmetic calculations.

calculator را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی calculator

هانا ٠٢:١٧ - ١٣٩٧/٠١/٢٣
ماشین حساب
|

روژینا ١٧:٣٩ - ١٣٩٧/٠٤/١٠
ماشین حساب
|

Noshika_severi ١٣:٤٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٢
A small electronic machine
|

Parisa ١٤:٤٨ - ١٣٩٧/٠٤/١٢
A small electronic machine that can add,subtract,multiply,and divide numbers
|

Hojjat ١١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩
ماشین حساب
|

رادین ١٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
ماشین حساب یا کسی که حساب میکند
|

کوثر ١٧:٠١ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
حسابگر وقتی کلمه vیا فعل باشه
ماشین حساب وقتی کلمه n اسم باشد
|

پیشنهاد شما درباره معنی calculator



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرهاد سليمان‌نژاد > unfalsifable
زهرايعقوبيان > Stay away
رویا لطفی > Exposure therapy
ب. الف. بزرگمهر > ابلاغ
Reza > طهارت گرفتن
مهدی > take down
مظاهر هستم از لرستان > قزات
مهسا > مهسا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی calculator
کلمه : calculator
املای فارسی : کلکولتر
اشتباه تایپی : زشمزعمشفخق
عکس calculator : در گوگل


آیا معنی calculator مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )