برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

caliber

/ˈkæləbər/ /ˈkæləbə/

معنی: استعداد، گنجایش، کالیبر، قطر گلوله، قطر دهانه تفنگ یا توپ
معانی دیگر: قطر داخلی لوله ی جنگ افزار، (اندازه ی دهانه ی هر چیز استوانه یا لوله مانند) پرازه، قطر یا کلفتی گلوله (بر حسب میلیمتر)، (در مورد اشخاص) میزان کارایی، لیاقت، کاردانی، (انگلیس: calibre)، calibre : قطرگلوله

بررسی کلمه caliber

اسم ( noun )
مشتقات: calibered (adj.)
(1) تعریف: degree of competence, virtue, or worthiness.
مترادف: merit, quality, stature, value, worth
مشابه: ability, capability, capacity, competence, endowment, excellence, faculty, gift, skill, talent, virtue

- The school is known for having teachers of very high caliber.
[ترجمه Henna] این مدرسه برای داشتن معلم هایی با استعداد بالا شناخته شده است
|
[ترجمه ترگمان] این مدرسه به خاطر داشتن توانایی بسیار بالا شناخته شده‌است
[ترجمه گوگل] این مدرسه برای داشتن معلمان بسیار عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His acting in this film was not of the same caliber as he'd achieved in his earlier films.
[ترجمه ترگمان] بازیگری او در این فیلم همان اندازه که او در فیلم‌های قبلی خود به دست آورده بود نبود
[ترجمه گوگل] نقش او در این فیلم، همان چیزی نبود که او در فیلم های قبلیش به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- ...

واژه caliber در جمله های نمونه

1. heavy caliber artillery shells
گلوله‌های توپ سنگین

2. what is the caliber of this handgun?
کالیبر این هفت تیر چیست‌؟

3. we intend to hire high caliber professors
خیال داریم استادان سطح بالایی را استخدام کنیم.

4. the soldiers had rifles of the same caliber
سربازان تفنگ‌های هم کالیبر داشتند.

5. There are few workers left of her caliber.
[ترجمه ترگمان]هنوز چند تا کارگر باقی مونده
[ترجمه گوگل]تعداد کمی از کارکنانی که از کالیبر وی باقی مانده اند، وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He is a statesman of the highest caliber.
[ترجمه ترگمان]او یک رجل عالی‌مقام است
[ترجمه گوگل]او یک دولتمدار از بالاترین درجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The paintings were of the highest caliber.
[ترجمه ترگمان]ان تابلوها بسیار کالیبر بالا بودند
[ترجمه گوگل]نقاشی ها بالاترین درجه را داشتند
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف caliber

استعداد (اسم)
susceptibility , aptitude , capacity , amplitude , art , liability , verve , brilliance , tendency , ingenuity , shift , turn , talent , flair , gift , caliber , aptness , property , knack , genius , faculty , predisposition
گنجایش (اسم)
aptitude , capacity , inclusion , burden , content , caliber , module
کالیبر (اسم)
caliber , calibre
قطر گلوله (اسم)
caliber , calibre
قطر دهانه تفنگ یا توپ (اسم)
caliber , calibre

معنی caliber در دیکشنری تخصصی

caliber
[ریاضیات] قطر داخلی لوله، قطر دهانه ی لوله

معنی کلمه caliber به انگلیسی

caliber
• diameter (of a gun barrel, artery, etc.); quality; importance
cannon caliber
• width of a cannon barrel
rifle •22 caliber
• weapon that fires bullets that are .22 inches in diameter
shell caliber
• size of a shell

caliber را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان سنگین آبادی
عمران : واسنجی
Melek
بازده ، کارآمدی
فواد بهشتی
کیفیت، چگونگی - قابلیت، توانایی
رضا زنگی‌آبادی
مقام
اهمیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی caliber
کلمه : caliber
املای فارسی : کلیبر
اشتباه تایپی : زشمهذثق
عکس caliber : در گوگل

آیا معنی caliber مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )