برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1326 100 1

calm down

/kɑm daʊn/ /kɑːm daʊn/

آرام شدن یا کردن، فروکش کردن، فرو نشاندن

بررسی کلمه calm down

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to become calm or calmer.

- I told the angry child to calm down.
[ترجمه ترگمان] به کودک خشمگین گفتم که آرام شود
[ترجمه گوگل] من به کودک عصبانی گفتم آرام باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه calm down در جمله های نمونه

1. He just needs to calm down a wee bit.
[ترجمه ترگمان]او فقط باید کمی آرام شود
[ترجمه گوگل]او فقط نیاز به آرام کردن کمی عصبی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Calm down! I've said I'm sorry.
[ترجمه ترگمان]! آروم باش گفتم: متاسفم
[ترجمه گوگل]آرام باش! من گفتم متاسفم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Just calm down, stop gabbling, and tell me what has happened.
[ترجمه ترگمان]فقط آرام باش، چیزی نگو و به من بگو چه اتفاقی افتاده
[ترجمه گوگل]فقط آرامش بخشید، گنگی را متوقف کنید، و به من بگویید چه اتفاقی افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Calm down for a minute and listen to me.
[ترجمه ترگمان] یه دقیقه آروم باش و به من گوش کن
[ترجمه گوگل]یک دقیقه صبر کنید و به من گوش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه calm down به انگلیسی

calm down
• relax; make relaxed

calm down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رجبیعنی
فرار کردن
na
آروم باش
محمد علیزاده
To stop feeling upset,angry,or excited
ابراهیم محمدی نیا
ارام شدن, فروکش کردن,
علیرضا حیدری
ساکت باش،خفه شو
نرگس
I calmed them down
آرومش کردم.(آنها را آرام کردم.)
صادق محمدی راد
آرامش
عسکریان
فرونشاندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی calm down
کلمه : calm down
املای فارسی : کالم دون
اشتباه تایپی : زشمئ یخصد
عکس calm down : در گوگل

آیا معنی calm down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )