برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1321 100 1

capital gains

واژه capital gains در جمله های نمونه

1. He has climbed down on pledges to reduce capital gains tax.
[ترجمه ترگمان]او به تعهدات خود برای کاهش مالیات بر درآمد بالا رفته‌است
[ترجمه گوگل]او به تعهدات خود مبنی بر کاهش ماليات بر درآمد سرمايه وارد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He called for the reform of capital gains tax.
[ترجمه ترگمان]او خواستار اصلاح مالیات بر سود سرمایه شد
[ترجمه گوگل]او خواستار اصلاح مالیات بر درآمد سرمایه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Then when you sell it, you pay capital gains rates, capped at 28 percent.
[ترجمه ترگمان]سپس زمانی که آن را می‌فروشید، نرخ سود سرمایه به ۲۸ درصد می‌رسد
[ترجمه گوگل]سپس هنگامی که شما آن را به فروش می رسانید، نرخ بهره سود سرمایه را به میزان 28 درصد افزایش می دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The capital gains tax controversy coincides with another heated national debate affecting white people.
[ترجمه ترگمان]پایتخت، نزاع مالیاتی با بحث ملی داغ دیگری که بر مردم سفید تاثیر می‌گذارد، همزمان شد
...

معنی capital gains در دیکشنری تخصصی

capital gains
[حقوق] سود سرمایه ای

معنی کلمه capital gains به انگلیسی

capital gains
• capital gains are the profits that you make when you buy something and then sell it again.

capital gains را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید صفاری مقدم
سود سنواتی
گلی افجه
سود حاصل از خرید و فروش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی capital gains مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )