انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

بررسی کلمه capricious

صفت ( adjective )
مشتقات: capriciously (adv.), capriciousness (n.)
• : تعریف: tending to act on impulse; subject to whim or caprice; erratic and unpredictable.
مترادف: arbitrary, erratic, fanciful, fickle, unpredictable, wayward, whimsical
متضاد: consistent, steadfast
مشابه: changeable, crotchety, flighty, impulsive, mercurial, moody, skittish, temperamental, unstable, unsteady, variable

- The young prince was spoiled and capricious and could not be relied upon to carry out his duties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شاهزاده جوان پریشان و دمدمی‌مزاج بود و نمی‌توانست به انجام وظایفش متکی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شاهزاده جوان، خراب و فریب خورده بود و نمی توانست به وظایفش عمل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The gods of the ancients could be capricious, and their favor could be gained in one moment and lost the next.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خدایان باستانی می‌توانستند دمدمی باشند، و لطف آن‌ها در یک لحظه به دست آید و نفر بعدی را از دست بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خدایان قدیم می توانند فریبکارانه باشند و در یک لحظه می توانند به نفع آنها دست یابند و بعد از آن از دست می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The winds are capricious, so don't take the boat too far out from shore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باد بل هوس می‌کند، بنابراین قایق را زیاد از ساحل دور نکنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بادها فریبنده هستند، بنابراین قایق را از ساحل خارج نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه capricious در جمله های نمونه

1. a capricious market
ترجمه بازار بی‌ثبات

2. in march the weather became capricious again
ترجمه در ماه مارس هوا دوباره متغیر شد.

3. the people's support for him was very capricious
ترجمه حمایت مردم از او از روی هوس بود.

4. Those allowed to be capricious Scalled youth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسانی که اجازه داشتند جوان دمدمی مزاجی باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسانی که مجبور به جلب رضایت جوانان شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The novelist characterizes his heroine as capricious and passionate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نویسنده قهرمان زن خود را به عنوان هوس و هوس و هوس نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رماننویس قهرمان او را به عنوان فریبنده و پرشور توصیف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He was a cruel and capricious tyrant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ظالم و دمدمی مزاجی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک ستمکار بی رحمانه و فریبنده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Union accused Walesa of being capricious and undemocratic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتحادیه walesa را به capricious و غیردموکراتیک متهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتحادیه والسا را ​​متهم کرد که فریبکارانه و غیر دموکراتیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She was as capricious as her mother had been.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به اندازه مادرش بل هوس و دمدمی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همانطور که مادرش بود، فریبنده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I revelled in the capricious vegetation wrought in iron - even the sound of water running in the urinals was pleasing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از درون پوشش گیاهی بل هوس که در آهن به کار افتاده بود لذت می‌بردم، حتی صدای آبی که در the جاری می‌شد لذت بخش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در پوشش گیاهی فاسد شده در آهن نشان دادم - حتی صدای آب در حال عبور از رگهای خونی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A capricious and malevolent spirit, thing of shadows.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک روح هوس آلود و شیطانی، چیز سایه‌ها
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک روحیه فاسد و بدخواه، چیزی از سایه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. His feet turned capricious, slipping off at odd angles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاهایش کج و معوج شد و از زاویه عجیبی لغزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاهای خود را فریب داد و از زوایای عجیب بیرون زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The capricious and flighty Colette continued to see De Morny occasionally until the first world war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کو لت capricious و flighty بار دیگر به دیدن De تا اولین جنگ جهانی ادامه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Colette فریبنده و پر سر و صدا به طور مداوم تا زمانی که جنگ جهانی اول ادامه یافت De Morny
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His wife is very capricious.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زنش خیلی دمدمی‌مزاج است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همسرش بسیار فریبنده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. For instance, if environmental changes are capricious, the animal's migration viewed in isolation will also be capricious.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، اگر تغییرات محیطی capricious باشند، مهاجرت حیوانی که به انزوا نگاه می‌کند نیز دمدمی‌مزاج خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان مثال، اگر تغییرات محیطی فریب خورده باشد، مهاجرت حیوان به طور جداگانه مشاهده خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They want continuity of policy, not capricious or arbitrary decisions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار تداوم سیاست، نه تصمیمات capricious و یا خودسرانه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها پیوسته سیاست را دنبال می کنند، نه تصمیمات فریبکارانه و خودسرانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. They had indulged them with a capricious dominion, sometimes over the one, sometimes over the other object of desire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آنان با تسلط هوس آلودی به آنان تسلط یافته بودند، گاه بر سر یکی، گاه از سوی دیگر هوس
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها آنها را با حاکمیت فریبکارانه، گاهی اوقات بیش از یک، و گاهی اوقات بیش از دیگری از تمایل، تحمل کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Romantic heroines are often capricious.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قهرمانان سبک رومانتیک اغلب هوس بازی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قهرمانان رمانتیک اغلب فریبنده هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف capricious

هوس باز (صفت)
light , chimerical , capricious , pixilated
دمدمی مزاج (صفت)
flighty , erratic , capricious , pliant
بوالهوس (صفت)
flighty , fanciful , whimsical , freakish , capricious
لوس (صفت)
spoiled , fickle , facetious , capricious , gaudy , spoilt

معنی کلمه capricious به انگلیسی

capricious
• fickle, changeable
• a capricious person often changes their mind unexpectedly.
capricious nature
• fickle character, impulsive nature, unpredictable character

capricious را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی capricious



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی capricious
کلمه : capricious
املای فارسی : کپریکیوس
اشتباه تایپی : زشحقهزهخعس
عکس capricious : در گوگل


آیا معنی capricious مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )