برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1291 100 1

caress

/kəˈres/ /kəˈres/

معنی: دلجویی، نوازش، عطوفت، دلنوازی کردن، در اغوش کشیدن
معانی دیگر: (با ملایمت و محبت) دست کشیدن بر، نوازش کردن، ناز کردن، در آغوش گرفتن و بوسیدن، راز و نیاز کردن، مغازله کردن، در آغوش گیری، ماچ و بوسه، (مجازی - در مورد موسیقی و آواز و صدا) روحبخشی، دلنواز بودن

بررسی کلمه caress

اسم ( noun )
• : تعریف: a soft or gentle touching, often to express affection or love.
مترادف: embrace, hug, stroke, touch
مشابه: cuddle, fondling, kiss, massage, pat, rub
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: caresses, caressing, caressed
مشتقات: caressingly (adv.), caresser (n.)
(1) تعریف: to touch or stroke gently, as with affection or love.
مترادف: cuddle, embrace, fondle, hug, pet, stroke
مشابه: feel up, nestle, nuzzle, pat, snuggle, touch

(2) تعریف: to touch as though with affection.
مترادف: embrace, massage

- The water in the lake is so soft it caresses you.
[ترجمه ترگمان] آب دریاچه آن قدر نرم است که شما را نوازش می‌کند
[ترجمه گوگل] آب در دریاچه آنقدر نرم است که شما را سرزنش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه caress در جمله های نمونه

1. a loving caress
نوازش عاشقانه

2. a tentative caress
در آغوش‌گیری دودلانه

3. He tingled with the desire to caress her soft neck, feel her struggling for life beneath the grip of his fingers.
[ترجمه ترگمان]او با میل به نوازش گردن نرم خود به مور مور افتاد و او را احساس کرد که در زیر انگشتان او تقلا می‌کند
[ترجمه گوگل]او با تمایل به نوازش گردن نرم خود را تکان داد، احساس می کند او تلاش برای زندگی زیر دست انگشتان دست خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Yet the caress of his meaning was delicate as the first green fronds of spring.
[ترجمه ترگمان]با این همه، نوازش معنایی که به معنی اولین برگ‌های سبز بهاری بود، ظریف بود
[ترجمه گوگل]با این حال، پرش از معنی او به عنوان اولین برگ سبز بهاری ظریف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. So light a caress to do so much!
[ترجمه ترگمان]پس این قدر دست و پا بزن که این کار و انجام بده!
[ترجمه گوگل]به طوری نجیب زدن به انجام خیلی زیاد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف caress

دلجویی (اسم)
affability , appeasement , propitiation , caress , mollification
نوازش (اسم)
caress , blandishment , endearment
عطوفت (اسم)
caress , tenderness , endearment , dearness
دلنوازی کردن (فعل)
caress
در اغوش کشیدن (فعل)
caress

معنی کلمه caress به انگلیسی

caress
• affectionate touch, kiss
• stroke lovingly, kiss softly, embrace
• if you caress someone, you stroke them gently and affectionately. verb here but can also be used as a count noun. e.g. ...a loving caress.

caress را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
ور رفتن با چیزی
setare marjan mohseni
دلنوازي كردن در آغوش نوازش
بهناز همتی
با عطوفت - عاطفی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی caress
کلمه : caress
املای فارسی : کرس
اشتباه تایپی : زشقثسس
عکس caress : در گوگل

آیا معنی caress مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )