برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1349 100 1

carpenter

/ˈkɑːrpəntər/ /ˈkɑːpɪntə/

معنی: نجار، درودگر، نجاری کردن
معانی دیگر: کتگر، سازنده ی خانه های چوبی و کشتی های چوبی، با چوب ساختن، کتگری کردن

بررسی کلمه carpenter

اسم ( noun )
• : تعریف: one who constructs or repairs wooden objects or structures.

- You'll need a carpenter to repair these cabinets.
[ترجمه ترگمان] شما به یک نجار احتیاج خواهید داشت که این cabinets را تعمیر کند
[ترجمه گوگل] برای تعمیر این کابینت ها نیاز به یک نجار دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The carpenter is meeting with the architect to discuss the house project next week.
[ترجمه ترگمان] نجار در حال ملاقات با معمار در مورد پروژه خانه در هفته آینده است
[ترجمه گوگل] نجار ملاقات با معمار برای بحث در مورد پروژه خانه در هفته آینده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: carpenters, carpentering, carpentered
• : تعریف: to build or repair wooden objects or structures.

- He loves to carpenter out in his workshop.
[ترجمه ترگمان] عاشق نجار در کارگاهش است
[ترجمه گوگل] او در کارگاه خود نجیب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه carpenter در جمله های نمونه

1. the carpenter wedges up the legs of the bench
نجار پایه‌های نیمکت را با گوه محکم می‌کند

2. a bench carpenter
مبل‌ساز،نجار میز و صندلی

3. an operative carpenter
نجار شاغل

4. he was a carpenter and practiced his craft with dexterity
او نجار بود و حرفه‌اش را با مهارت دنبال می‌کرد.

5. he was a carpenter by trade
پیشه‌ی او نجاری بود.

6. master ahmad, the carpenter
اوستا احمد نجار

7. reza was apprenticed to a carpenter at the age of fourteen
رضا در چهارده سالگی شاگرد نجار شد.

8. he quit school and became a carpenter
او مدرسه را ترک کرد و نجار شد.

9. the bony hands of the old carpenter
دست‌های استخوانی نجار پیر

10. He was indentured to a carpenter.
[ترجمه ترگمان]بر سر یک نجار خم شده بود
[ترجمه گوگل]او به نجار متصل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He has the skill to be a carpenter.
...

مترادف carpenter

نجار (اسم)
wright , carpenter , timberman
درودگر (اسم)
carpenter
نجاری کردن (فعل)
carpenter

معنی عبارات مرتبط با carpenter به فارسی

(جانور شناسی) مور درودگر (جنس camponotus)
(جانور شناسی) زنبور درودگر (زنبورهای تک زی از تیره ی anthophoridae که چوب را سوراخ می کند و در آن تخم می گذارد)، زنبورچوب سورا کن
استاد درودگر، استاد نجار

معنی carpenter در دیکشنری تخصصی

carpenter
[عمران و معماری] نجار

معنی کلمه carpenter به انگلیسی

carpenter
• woodworker, one who makes things out of wood
• a carpenter is a person whose job is making and repairing wooden things, such as furniture..
carpenter bee
• type of solitary bee that dig tunnels in wood and lay its eggs there

carpenter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

arshia
چوب بر
بهمن عنایتی کاریجانی
بسمه تعالی
با سلام ، در انگلیسی به معنی نجار هست.
با تشکر.
جلال نجاریزدی
نجار, شغل نجاری; که نیازمند هوش, دقت, و مهارت بسیار بالاست.
H.D
نجار کسی که با چوب کار می کند
a person who makes chairs and tables by using wood is

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی carpenter
کلمه : carpenter
املای فارسی : کرپنتر
اشتباه تایپی : زشقحثدفثق
عکس carpenter : در گوگل

آیا معنی carpenter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )