انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 602 100 1

casually

تلفظ casually
تلفظ casually به آمریکایی/ˈkæʒ.uː.əl.i/   تلفظ casually به انگلیسی/ˈkæʒ.uː.əl.i/

تصادفا، بطورتصادف یااتفاق، ناگهان

واژه casually در جمله های نمونه

1. she was dressed casually.
ترجمه کاربر [ترجمه پیشفرض]او بطور معمولی لباس پوشیده بود.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او لباس عجیب و غریب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I casually mentioned that I might be interested in working abroad.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به طور معمول ذکر کردم که ممکن است علاقه مند به کار در خارج از کشور هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He threw the keys casually down on the table.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کلیدها را روی میز گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She picked up the package and casually tossed it into her bag.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بسته را برداشت و به راحتی آن را به کیسه اش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His arm was draped casually around her shoulders.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازو او به طور معمول در اطراف شانه هایش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They were smartly but casually dressed; possibly students.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها باهوش بودند اما به طور معمول لباس پوشیدند؛ احتمالا دانش آموزان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I didn't see him, except casually, in two months.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من او را ندیدم، مگر به طور معمول، در دو ماه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He casually flicked away some dust from his jacket.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طرزی غافلگیرانه از گردنش دور گردید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She was dressed casually in jeans and a sweatshirt.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور معمول در شلوار جین و لباس ورزشی لباس پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She leaned casually over the railings.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر روی نردهها بطور غریزی ملحق شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She was dressed casually in shorts and a T-shirt.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور معمول در شلوار و تی شرت لباس پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Good form dictated that she should dress more casually in the country.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرم خوب مستلزم آن است که او باید به طور معمول در کشور لباس کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He casually waved over the waitress and settled the bill.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور معمول بیش از پیشخدمت دستپاچه شد و این لایحه را پرداخت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He sauntered casually through the door.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از طریق درب به طور تصادفی ساکت شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. 'Where do you work?' she asked casually.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'شما كجا كار مي كنيد؟' او بلافاصله پرسید:
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه casually به انگلیسی

casually
• randomly; informally (dressed)
casually dressed
• dressed in informal clothes, dressed in everyday clothes (like jeans, etc.)
dress casually
• dress informally, wear casual clothes

پیشنهاد کاربران درباره معنی casually

حسام مهدوی ١٩:٢٠ - ١٣٩٦/١١/٢٢
گاه گاهی
|

عاطفه .موسوی ٠٨:٤٢ - ١٣٩٦/١١/٢٥
خودمانی
|

حسین رضایی ١٦:٥٦ - ١٣٩٧/٠١/٠٤
با بی توجهی
|

ریحانه منصوری ١٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥
به طور تصادفی
|

Parvaneh Azimi ٠٢:١٤ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
بی قائده ،بی نظم ،نامرتب
|

Parvaneh Azimi ١٢:٣٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
بی قاعده ،بی نظم ،نامرتب
|

پیشنهاد شما درباره معنی casually



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی casually
کلمه : casually
املای فارسی : کسواللی
اشتباه تایپی : زشسعشممغ
عکس casually : در گوگل


آیا معنی casually مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )