انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1081 100 1

cavil

تلفظ cavil
تلفظ cavil به آمریکایی/ˈkævəl/ تلفظ cavil به انگلیسی/ˈkævəl/

معنی: عیب جویی، خرده گیری، عیب جویی کردن، خردهگیری کردن، عیب گرفتن، عیب گرفتن از
معانی دیگر: بهانه گیری کردن، (بدون دلیل کافی) خرده گیری کردن، غر زدن، نق زدن، محاجه کردن (بیشتر با at و about به کار می رود)، خرده گیری بی جا، غرولند

بررسی کلمه cavil

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: cavils, caviling, caviled
• : تعریف: to make petty criticisms or objections; carp (usu. fol. by "at" or "about").
مترادف: carp, nitpick, pick, quibble
مشابه: bicker, crab, haggle, nag, niggle

- He tried to discuss his plans with his father in private, knowing his mother's tendency to cavil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او سعی کرد درباره برنامه‌های خود با پدرش در بخش خصوصی صحبت کند و از تمایل مادرش به cavil خبر داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او سعی کرد طرح های خود را با پدرش به صورت خصوصی درنظر بگیرد، که می دانست گرایش مادرش به جوشیدن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Senators of the opposite party caviled at the plan put forward by the junior senator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سناتورها از حزب مخالف که در این نقشه کار می‌کنند، از طرف سناتور سوم به جلو حرکت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سناتورهای حزب مخالف در برنامه ای که توسط سناتور کمیته پیشنهادی ارائه می شود، مخفی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to raise petty objections to; quibble about.
اسم ( noun )
مشتقات: cavilingly (adv.), caviler (n.)
• : تعریف: a petty and irritating objection.
مترادف: quibble
مشابه: beef, bellyache, bitch, gripe

واژه cavil در جمله های نمونه

1. when their cavil ended, the train had already left
ترجمه هنگامی که محاجه‌ی آنها تمام شد ترن رفته بود.

2. Let us not cavil too much.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما از این حرف نمی‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه ندهید که ما بیش از حد نگران باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I don't think this is the time to cavil at the wording of the report.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر نمی‌کنم که این وقت کسی باشد که از متن گزارش انتقاد کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر نمی کنم این زمان برای بیان گزارش باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The one cavil I have about the book is that it is written as a diary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نکته‌ای که در مورد کتاب دارم این است که آن به صورت یک دفتر یادداشت نوشته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از مواردی که من در مورد این کتاب می دانم این است که آن را به عنوان یک دفتر خاطرات نوشته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. However, my purpose here is not to cavil, nor to review the exhibition as a whole.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، هدف من در اینجا این نیست که به طور کلی نمایشگاه را بررسی و بررسی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، هدف من در اینجا این است که نه به کاویل و نه برای بررسی نمایشگاه به طور کلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Although Chief Constables cavil occasionally they treat circulars as commands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر چند که constables cavil گهگاه دستورالعمل‌هایی را به عنوان دستور درمان می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر چه Chief Constables گاهی اوقات cavil آنها درمان مدار به عنوان دستورات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. No one could cavil with that, either then, or in historical retrospect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آن هنگام هیچ‌کس نمی‌توانست با آن یا به گذشته تاریخی بیندیشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس نمی تواند با آن، یا پس از آن، و یا در تاریخ گذشته نگاهی بیندازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Even he could find nothing to cavil about.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی در این مورد چیزی به نظر نمی‌آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی او چیزی برای پیدا کردن چیزی نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Anne, far from wishing to cavil at the pleasure, replied, "I can easily believe it. "
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن، که از صمیم قلب آرزو می‌کرد با کمال میل موافقت کند، پاسخ داد: \" من به آسانی می‌توانم آن را باور کنم \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن، دور از خواسته به لذت بردن از خنده، پاسخ داد: 'من به راحتی می توانم آن را باور '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Most practitioners reject the idea of a " new science " and cavil even at the word futurology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثر افراد حرفه‌ای ایده \"علم جدید\" و \"cavil\" را حتی در کلمه \"futurology\" رد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر تمرینکنندگان ایده ی 'علم جدید' را رد می کنند و حتی در واژه ی futurology می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There was a time when people loved to carp and cavil at the post-1980s generation, either referring to them as the "beat generation" or claiming they were wet behind the ears.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی بود که مردم عاشق کپور و cavil در نسل بعد از دهه ۱۹۸۰ بودند، یا به آن‌ها به عنوان \"نسل کتک‌خورده\" اشاره می‌کردند و یا ادعا می‌کردند که پشت گوش‌ها تر هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمانی بود که مردم در سالهای پس از 1980 میلادی قارچ را دوست داشتند و یا به آنها �نسل بیت� اشاره می کردند و یا ادعا می کردند که در پشت گوش ها مرطوب هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف cavil

عیب جویی (اسم)
reproach , denunciation , criticism , cavil
خرده گیری (اسم)
cavil
عیب جویی کردن (فعل)
impeach , criticize , carp , cavil , find faults , nag , vituperate
خردهگیری کردن (فعل)
fuss , cavil
عیب گرفتن (فعل)
cavil , red-pencil
عیب گرفتن از (فعل)
cavil , find fault

معنی کلمه cavil به انگلیسی

cavil
• complain, criticize, find fault
• if someone cavils, they complain about things that are unimportant; a formal word.

cavil را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عبدالخلیل قوطوری ٠٤:٤٩ - ١٣٩٨/٠٨/٠٢

k�vəl- Cavil-En- کأوُل = عیب جویی، خرده گیری، عیب جویی کردن، خردهگیری کردن، عیب گرفتن، عیب گرفتن از
معانی دیگر: بهانه گیری کردن، (بدون دلیل کافی) خرده گیری کردن، غر زدن، نق زدن، محاجه کردن (بیشتر با at و about به کار می رود)، خرده گیری بی جا، غرولند
Cavil-Turk-کاوُل= عیب جویی، خرده گیری، عیب جویی کردن، خردهگیری کردن، عیب گرفتن، عیب گرفتن از، به هر بهانه ای کسی را از خود راندن، با (عیب جویی، خرده گیری، عیب جویی کردن، خرده گیری کردن، عیب گرفتن و...)کسی را طرد کردن، و...
Cavil –کأوُیل=جستجوشده، کاویده شده، -کأوُلمک=جستجو شدن، مورد جستجو قرار گرفتن، حفر شدن، مورد تفحص و بررسی قرار گرفتن، و...
کأومک= تفحص کردن، جست وجوکردن، کاوش کردن، کندن، حفر کردن، کندوکاو کردن، دنبال عیب و بهانه گشتن، به خاطر کینه یا کدورت دنبال عیب دیگران گشتن و کند وکاو کردن، بحث و جدل و نق و غر زدن، با کاویدن و جستجو در احوال دیگران آنها را به قول وعمل آزار رساندن، [ گفت : با کسی مکاوید و بر کسی بهانه و زحمت منهید روزی شما میرسد بدان خرسند باشید ] . ( انجیل معظم)
کسی نیز بر اترط کینه جوی --- نیارست کاویدن از بیم اوی(فردوسی)
چو نامه بخوانی بیارای ساو--- مرنجان تن خویش ، با بد مکاو(فردوسی)
Cavil کاوُل(کاویل)=به بهانه ای رانده شده، طرد شده، پس زده شده، دور شده، مطرود- کاوُل فعل امر کاوُلماق=رانده شدن، طرد شدن، با توپ وتشر و غرولند و فحش و بد و بیرا یا عیب جویی و خرده گیری و به هر بهانه ای دیگر کسی را راندن و از پیش خود طرد کردن – اصولاً عمل طرد شدن یا طرد کردن با بهانه گیری و عیب جویی( چه با دلیل کافی یا بدون دلیل کافی )صورت می گیرد، برای قطع رابطه وطرد شخصی که از او خوشمان نمی آید احتیاج به دلیل کافی نیست بلکه می توان به هر بهانه ای او را از خود راند و ارتباط را قطع کرد evden kavmaq- اِودن(أویدن) کاوماق=از خانه راندن
کاو فعل امر کاوماق= راندن، طرد کردن، دور کردن، واپس زدن، پیچ وتاب دادن، چرخیدن، به سرعت وشتاب دویدن، و...
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی poladabady@blogfa.com
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cavil
کلمه : cavil
املای فارسی : کویل
اشتباه تایپی : زشرهم
عکس cavil : در گوگل


آیا معنی cavil مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )