انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 891 100 1

واژه ceremoniously در جمله های نمونه

1. the dead were entombed ceremoniously
ترجمه رفتگان را طی مراسم رسمی دفن کردند.

2. he got up and shook the lad's hand ceremoniously
ترجمه او برخاست و دست پسرک را با تشریفات فشرد.

3. They ceremoniously cut a piece of ribbon, declaring the exhibition open.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با تشریفات معمول یک تکه روبان را برید و نمایش را باز اعلام کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک قطعه روبان را به طور رسمی قطع کردند و اعلام کردند که نمایشگاه باز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He ceremoniously burnt the offending documents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با تشریفات تمام مدارک جرم را سوزاند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مراسم سوگواری اسناد متخلف را سوزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Dr North ceremoniously raised his glass to offer a toast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکتر نورث لیوانش را بالا برد تا به سلامتی بنوشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکتر North ceremoniously شیشه خود را برای ارائه تست بالا آوردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He shook hands ceremoniously with each of his supporters as they arrived.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که وارد شدند، او با تشریفات شاهانه با هر یک از حامیانش دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با هرکدام از هواداران خود دست و پنجه نرم میکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They early give their male children guns and ceremoniously teach them the rules of their use.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها زودتر به فرزندان خود اسلحه می‌دهند و تشریفات استفاده از آن‌ها را به آن‌ها آموزش می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به زودی اسلحه های مردانه خود را می دهند و به طور رسمی قوانین استفاده خود را به آنها آموزش می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. My mother advised her children ceremoniously.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مادرم با تشریفات خاصی به بچه‌ها توصیه کرد:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مادرم مراسم را به فرزندان خود توصیه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. To guide ceremoniously ; conduct or usher.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای راهنمایی و راهنمایی و راهنمایی کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای هدایت مراسم انجام یا اعتماد به نفس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Bring out each item at a time, very ceremoniously, even if it is only an old stock cube or a rubbery carrot or such.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر مورد را در یک زمان، خیلی تشریفاتی انجام دهید، حتی اگر فقط یک تکه کاغذ کهنه یا یک هویج سفید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر یک از آیتم ها را در یک زمان، بسیار متشکر، حتی اگر فقط یک مکعب قدیمی یا یک هویج لاستیک یا مانند آن باشد، بیرون آورید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. For a moment he was held, and then he was ceremoniously placed at the feet of the Prime Minister.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای لحظه‌ای او را نگه داشتند و سپس او با تشریفات خاصی کنار نخست‌وزیر قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای یک لحظه او برگزار شد، و سپس او به طور رسمی در پاهای نخست وزیر قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. There were always cream cakes and I would be brought mine ceremoniously on a plate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همیشه کیک خامه‌ای وجود داشت و من هم با تشریفات خاص خودم را روی یک بشقاب می‌انداختم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همیشه کیک های خامه ای وجود داشت و من می توانستم مراسم را بر روی یک صفحه بگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Bishop Tunstall preached a sermon against it at Paul's Cross, after which copies were ceremoniously burned.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسقف Tunstall خطابه‌ای علیه آن در صلیب پاول موعظه کرد، و پس از آن نسخه‌هایی با تشریفات فراوان سوزانده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسقف تونستال موعظه ای را علیه آن در صلیب پل موعظه کرد، پس از آن نسخه ها به طور رسمی سوخته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A big birthday cake came out for Sandra with eighteen candles which she ceremoniously blew out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کیک تولد بزرگ برای \"ساندرا\" با هجده شمع که با تشریفات خاص منفجر شده بود بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کیک تولد بزرگ برای ساندرا با هجده شمع که او به طور رسمی منفجر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Chin also came in, and the boys clasped their hands and bowed to her ceremoniously.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چین نیز وارد شد و بچه‌ها دست خود را به هم فشردند و با تشریفات خاص او تعظیم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چین نیز وارد شد و پسران دستان خود را به هم زدند و به او مراسم را جشن گرفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه ceremoniously به انگلیسی

ceremoniously
• in a ceremonious manner, formally

ceremoniously را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ceremoniously

فرهاد سليمان‌نژاد ٢١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠
با تشريفات، رسماً، به‌طوررسمي
|

پیشنهاد شما درباره معنی ceremoniously



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ceremoniously
کلمه : ceremoniously
املای فارسی : کرمنیوسلی
اشتباه تایپی : زثقثئخدهخعسمغ
عکس ceremoniously : در گوگل


آیا معنی ceremoniously مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )