انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1065 100 1

channeling

تلفظ channeling
تلفظ channeling به آمریکایی تلفظ channeling به انگلیسی

(احضار ارواح) روشی که طی آن (ادعا می شود) شخص مرده ای موقتا در شخص دیگری حلول می کند و درباره ی دوران خود و جهان باقی اطلاعات می دهد

واژه channeling در جمله های نمونه

1. He rarely does anything more strenuous than changing the channels on the television.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به ندرت کاری بیش از تغییر کانال‌ها روی تلویزیون انجام می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به ندرت چیزی بیشتر از تغییر کانال ها در تلویزیون می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. All channels of communication need to be kept open.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه کانال‌های ارتباطی باید باز نگه‌داشته شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام کانال های ارتباطی باید باز نگه داشته شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The Channel Tunnel project is the biggest civil engineering project in Europe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پروژه تونل کانال بزرگ‌ترین پروژه مهندسی عمران در اروپا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروژه کانال تونل بزرگترین پروژه مهندسی عمران در اروپا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The commentary on the Olympic games was much better on the other channel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزارش بازی‌های المپیک بسیار بهتر از دیگر کانال‌ها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفسیر در بازی های المپیک خیلی بهتر از کانال دیگر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Formal communication channels are usually vertical.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کانال‌های ارتباطی رسمی معمولا عمودی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کانال های رسمی ارتباط عمودی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She is the first woman who navigates a sail crossing the English Channel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او اولین زنی است که با کشتی از کانال انگلیس عبور می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اولین زن است که در حال عبور از دریای عبور از کانال انگلیسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Broadcasting Act allows ministers to proscribe any channel that offends against good taste and decency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون پخش به وزرا اجازه می‌دهد تا هر کانالی که در برابر سلیقه خوب و شایستگی آزار می‌دهد را از بین ببرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانون پخش، به وزرای اجازه می دهد تا هر کانال را که در برابر طعم و شایستگی خوب است، مجازات کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We're going to have a day-trip across the Channel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما قراره یه سفر هوایی تو کانال داشته باشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قصد داریم یک سفر روزانه در سراسر کانال داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The English Channel is between France and England.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کانال انگلیس بین فرانسه و انگلستان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کانال انگلیسی بین فرانسه و انگلستان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The workmen dug out a deep channel for the water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارگران کانال عمیقی را برای آب بیرون کشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارگران یک کانال عمیق برای آب کشف کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Clear water gushed into the irrigational channel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب تمیز در کانال irrigational جاری شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب پاک به داخل کانال آبیاری نفوذ کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The French constructed a series of fortresses from Dunkirk on the Channel coast to Douai.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرانسویان مجموعه‌ای از fortresses از دنکرک را در ساحل مانش به دوئه ساختند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانسوی ها مجموعه ای از قلعه ها را از دونکرک در ساحل کانال تا دوای ساختند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The Americans recognise that the UN can be the channel for greater diplomatic activity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آمریکایی‌ها می‌دانند که سازمان ملل می‌تواند کانالی برای فعالیت دیپلماتیک بیشتر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آمریکایی ها می دانند که سازمان ملل می تواند کانال فعالیت های دیپلماتیک بیشتری باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The news came through private channels.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خبر از طریق کانال‌های خصوصی صورت گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خبر از طریق کانال های خصوصی پخش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The Channel Tunnel was jointly funded by the French and British.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تونل کانال به طور مشترک توسط فرانسوی‌ها و بریتانیا تامین می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تونل کانال به طور مشترک توسط فرانسه و انگلیس تامین می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی channeling در دیکشنری تخصصی

channeling
[عمران و معماری] هدایت مسیر
[نفت] رگه شدن

channeling را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
مجرا، مسير، راه، طريق، جهت، معبر، بستر، كانال، شبكه، نهر، رود، جوي
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی channeling
کلمه : channeling
املای فارسی : چننلینگ
اشتباه تایپی : زاشددثمهدل
عکس channeling : در گوگل


آیا معنی channeling مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )