برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1324 100 1

channeling


(احضار ارواح) روشی که طی آن (ادعا می شود) شخص مرده ای موقتا در شخص دیگری حلول می کند و درباره ی دوران خود و جهان باقی اطلاعات می دهد

واژه channeling در جمله های نمونه

1. He rarely does anything more strenuous than changing the channels on the television.
[ترجمه ترگمان]او به ندرت کاری بیش از تغییر کانال‌ها روی تلویزیون انجام می‌دهد
[ترجمه گوگل]او به ندرت چیزی بیشتر از تغییر کانال ها در تلویزیون می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All channels of communication need to be kept open.
[ترجمه ترگمان]همه کانال‌های ارتباطی باید باز نگه‌داشته شوند
[ترجمه گوگل]تمام کانال های ارتباطی باید باز نگه داشته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Channel Tunnel project is the biggest civil engineering project in Europe.
[ترجمه ترگمان]پروژه تونل کانال بزرگ‌ترین پروژه مهندسی عمران در اروپا است
[ترجمه گوگل]پروژه کانال تونل بزرگترین پروژه مهندسی عمران در اروپا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The commentary on the Olympic games was much better on the other channel.
[ترجمه ترگمان]گزارش بازی‌های المپیک بسیار بهتر از دیگر کانال‌ها بود
[ترجمه گوگل]تفسیر در بازی های المپیک خیلی بهتر از کانال د ...

معنی channeling در دیکشنری تخصصی

channeling
[عمران و معماری] هدایت مسیر
[نفت] رگه شدن

channeling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
مجرا، مسير، راه، طريق، جهت، معبر، بستر، كانال، شبكه، نهر، رود، جوي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی channeling
کلمه : channeling
املای فارسی : چننلینگ
اشتباه تایپی : زاشددثمهدل
عکس channeling : در گوگل

آیا معنی channeling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )