انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 915 100 1

بررسی کلمه characterization

اسم ( noun )
(1) تعریف: a representation or portrayal of a person's unique qualities.
مشابه: portrait

(2) تعریف: the act of describing a person's individual qualities.

(3) تعریف: the creation of convincing, realistic characters in fictional writing or drama.

واژه characterization در جمله های نمونه

1. The film's characterization of the artist as a complete drunk has annoyed a lot of people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توصیف فیلم از هنرمند به عنوان یک مستی کامل باعث آزار بسیاری از مردم شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توصیف فیلم این هنرمند به عنوان یک مستعمل کامل بسیاری از مردم را متزلزل کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Pilcher's books are full of humour, good characterization, and lively dialogue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کتاب‌های s پر از طنز، ویژگی‌های خوب، و گفتگوی زنده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کتابهای پیلچر پر از طنز، توصیف خوب و گفتگو پر جنب و جوش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Sculley, who hated neckties anyway, resisted this characterization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسکالی که به هر حال از کراوات نفرت داشت در مقابل این توصیف مقاومت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Sculley، که هر کدام از neckties متنفر بود، به این ویژگی متضرر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The new assumption we need is a characterization of the decision to enter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فرض جدید که ما به آن نیاز داریم، یک ویژگی از تصمیم برای ورود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرض جدیدی که ما نیاز داریم، توصیف تصمیم برای ورود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. But anyone seeking a fresh characterization or clever plot twist ought not to buy a ride on this Murphy vehicle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما هر کس که به دنبال یک ویژگی جدید یا تغییر نقشه هوشمندانه باشد نباید سوار بر این وسیله مورفی شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما هر کسی که به دنبال تعریف جدید و پیچیدگی پیچیده است، نباید در این وسیله نقلیه مورفی سوار شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The characterization of deliberative thinking as internal argument is a universal characterization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توصیف تفکر deliberative به عنوان آرگومان داخلی یک ویژگی جهانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشخصه تفکر مشورتی به عنوان استدلال داخلی یک مشخصه جهانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. So, too, may seem my characterization of physics as the study of simplicity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، ممکن است به نظر من شناسایی من از فیزیک به عنوان مطالعه سادگی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، ممکن است به نظر من فیزیک من به عنوان مطالعه سادگی ممکن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. However, there is a reasonable balance of characterization between them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، تعادل معقولی بین این دو وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، تعادل معقول مشخصی بین آنها وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. To be sure, plenty of homosexuals rejected this characterization, just as many had rejected the earlier characterization of sin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، بسیاری از همجنس گرایان این توصیف را رد کردند، همان طور که بسیاری از آن‌ها توصیف اولیه گناه را رد کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا، بسیاری از همجنسگرایان این ویژگی را رد کردند، درست همانطور که بسیاری از توصیف زودهنگام گناه را رد کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Valley residents will simply love the characterization of the area as a haven for working-class yahoos.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساکنان دره به سادگی می‌توانند مشخصات این منطقه را به عنوان بهشتی برای yahoos طبقه کارگر دوست داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساکنان دره به سادگی به توصیف این منطقه به عنوان پناهگاه یاهو در طبقه کارگر علاقه مند خواهند شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. An engaging blend of poetic characterization and deductive reasoning, it was delivered for the most part in a weary monotone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترکیبی جذاب از توصیف شاعرانه و استدلال استقرایی، برای اغلب اوقات به صورت یکنواخت و یکنواخت تحویل داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترکیبی جذاب از ویژگی های شاعرانه و استدلال قیاسی، بیشتر در یک تک تنه خسته کننده تحویل داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The extremist characterization frightened away mainstream civil rights organizations, which made Hampton even more vulnerable to attack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شناسایی افراط گرایان سازمان‌های اصلی حقوق مدنی را که Hampton را در برابر حمله آسیب‌پذیر ساخته‌است، به وحشت انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشخصه افراط گرایی سازمان های مدنی حقوق مدنی را تهدید می کند، که هامپتون را حتی برای حمله بیشتر آسیب پذیر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The characterization is believable, but it's still not a very good book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این توصیف قابل باور است، اما هنوز یک کتاب خیلی خوب نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توصیف ویژگی قابل اعتماد است، اما هنوز یک کتاب بسیار خوب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The characterization is wildly inconsistent. Outside the courtroom, Kevin is a tongue-tied lunkhead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشخصات آن وحشیانه متناقض است در بیرون دادگاه، کوین a بسته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشخصه ها به شدت متناقض است در خارج از دادگاه، کوین یک زبان لاتین گره خورده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. According to this characterization there can not be a society without social representations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با توجه به این ویژگی، نمی‌تواند جامعه‌ای بدون نمایش اجتماعی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به این مشخصه، جامعه ای وجود ندارد که نماینده های اجتماعی باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی characterization در دیکشنری تخصصی

[سینما] شخصیت پردازی
[ریاضیات] مشخص سازی، سرشت نمایی، مشخص کردن، سرشتی کردن، خصوصیت بخشیدن
[پلیمر] شناسایی
[آمار] مشخص سازی
[آمار] مشخص سازی توزیع
[برق و الکترونیک] مشخص سازی تابعی
[ریاضیات] مشخص کردن معادلات ریاضی

معنی کلمه characterization به انگلیسی

characterization
• character description; creation of characters in a play or novel etc. (also characterisation)

characterization را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی characterization

سارا ١١:٢٢ - ١٣٩٦/٠٥/٠٨
شناسایی
|

Ebs1358 ٢٣:٠٧ - ١٣٩٦/٠٩/١٣
مشخصه یابی
|

مصطفی ١٣:٣٢ - ١٣٩٧/٠١/٢٧
شناسایی
|

بهار قربانی ٠٩:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/٠٩
(شیمی) مشخصه یابی
|

reza ١٢:٢٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣
مشخصه یابی
|

Azad ١٥:٢٥ - ١٣٩٧/٠٥/٠٧
مشخصه يابي
|

مقداد سلمانپور ١٧:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٩
شناسایی، تعیین مشخصات و مولفه ها، تبیین ویژگی ها، تعیین احجام و مقادیر
|

مهندس راه آهن ١٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/١١
خواص
|

پری ١٤:٠٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٩
در مهندسی نساجی : شناسایی_مشخصه یابی
|

پیشنهاد شما درباره معنی characterization



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی characterization
کلمه : characterization
املای فارسی : چرکتریزتین
اشتباه تایپی : زاشقشزفثقهظشفهخد
عکس characterization : در گوگل


آیا معنی characterization مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )