برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

charger

/ˈt͡ʃɑːrdʒər/ /ˈt͡ʃɑːdʒə/

معنی: اسب جنگی
معانی دیگر: اسب رژه و مراسم تشریفاتی، پرکن، نسیه بر (رجوع شود به: charge)، (قدیمی) بشقاب، دیس، گنجانه ی بزرگ و مسطح، دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر مثل تفنگ

بررسی کلمه charger

اسم ( noun )
(1) تعریف: a thing or person that charges.

(2) تعریف: a device used to charge storage batteries.

(3) تعریف: a muscular horse suitable to ride in battle.

واژه charger در جمله های نمونه

1. magnetic charger
مغناطیس‌گر

2. The battery charger plugs into any mains socket.
[ترجمه ترگمان]شارژ باتری باتری به سوکت برق اصلی وصل می‌شود
[ترجمه گوگل]شارژر باتری به هر سوکت اصلی وصل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He forgot the charger for his mobile phone.
[ترجمه ترگمان]او شارژر تلفن همراهش را فراموش کرد
[ترجمه گوگل]او شارژر تلفن همراه خود را فراموش کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Charger sales took off after the film was released, and Chrysler became more enthusiastic about supplying cars to Warner Brothers.
[ترجمه ترگمان]بعد از انتشار فیلم، فروش Charger شروع شد و کرایسلر در مورد تامین ماشین برادران وارنر، مشتاق‌تر شد
[ترجمه گوگل]فروش شارژر پس از انتشار این فیلم آغاز شد و کرایسلر در مورد عرضه اتومبیل به برادران وارنر مشتاق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Your charger is outside.
[ترجمه ترگمان] charger بیرونه
[ترجمه گوگل ...

مترادف charger

اسب جنگی (اسم)
charger , war horse , destrier

معنی charger در دیکشنری تخصصی

[سینما] بارده / شارژر
[برق و الکترونیک] باتری پر کن؛ شارژ مدار یکسو کننده ای که برای پر کردن باتری انباره توان ای سی را به توان دی سی تبدیل کرد.
[سینما] بارده جریان ثابت
[برق و الکترونیک] شارژکن مغناطیسی شارژکنی که شدت میدان آهنربای دائمی را ، با اعمال میدان مغناطیسی قوی ناشی از عبور ناگهانی جریان مستقیم از آهنربای الکتریکی ، باز سازی یا تثبیت می کند .
[برق و الکترونیک] پر کننده ی تدیجی وسیله ای که باتری را با سرعت آهسته و به طور پیوسته پر می کند تا ان را کاملاً پر نگهدارد .
[سینما] کاست و بو [نوعی فیلمدان 5/9 م م ]

معنی کلمه charger به انگلیسی

charger
• cartridge clip; war-horse; device for charging and storing batteries
• a charger is a device used for charging or recharging batteries.
• a charger is also a strong horse that a knight in the middle ages used to ride in battle.
battery charger
• device for refreshing a battery's electrical charge

charger را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیدرضا معروضی
بار زن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی charger
کلمه : charger
املای فارسی : چارژر
اشتباه تایپی : زاشقلثق
عکس charger : در گوگل

آیا معنی charger مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )