برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

chirography


معنی: خط نویسی، محرری
معانی دیگر: دستنویس، دستخط، خط، خوشنویسی، طالع بین

بررسی کلمه chirography

اسم ( noun )
• : تعریف: penmanship; handwriting.
مشابه: hand

واژه chirography در جمله های نمونه

1. Municipality Wei often Wei, portreeve Liu Wei's submittal:The chirography impregnation scholar releases the principle of pass, should be more and more good.
[ترجمه ترگمان]\"وی وی\" اغلب وی، portreeve لیو وی submittal: دانشمند آغشته سازی chirography، اصل عبور را آزاد می‌کند، باید بیشتر و بیشتر باشد
[ترجمه گوگل]شهرداری Wei اغلب Wei، portreeve ارسال شده توسط لیو Wei محقق impregnation chirography اصل اصل گذر را آزاد می کند، باید بیشتر و بیشتر خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Innovation of chirography precedes that of art.
[ترجمه ترگمان]نوآوری of مقدم بر هنر است
[ترجمه گوگل]نوآوری چیوگرافی پیش از هنر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After inquiry into this expect, the bird insect chirography in from the writing write beg beautifully go to the calligraphy art aware of self become process load of history cultural meaning .
[ترجمه ترگمان]پس از پرس و جو از این انتظار، حشره پرنده که از نوشتن نامه می‌نویسد به زیبایی به هنر خوشنویسی می‌رود و از خود آگاهی دارد که بار فرآیندی از معنای فرهنگی تاریخ شده‌است
[ترجمه گوگل]پس از تحقیق در این مورد انتظار می رود که کیهراگرافی حشرات پرنده در نوشتن، به زیبایی به هنر خوشنویسی بپردازد که آگاهی از خود بارگیری فرایندهای معنایی فرهنگی تاریخ است
[ترجمه شما] ...

مترادف chirography

خط نویسی (اسم)
chirography
محرری (اسم)
chirography

معنی کلمه chirography به انگلیسی

chirography
• handwriting

chirography را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال نجاریزدی
خط نویسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی chirography
کلمه : chirography
املای فارسی : چیرگرفی
اشتباه تایپی : زاهقخلقشحاغ
عکس chirography : در گوگل

آیا معنی chirography مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )