برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

chuckle

/ˈtʃʌkəl/ /ˈtʃʌkəl/

معنی: خندیدن، پیش خود خندیدن، بادهان بسته خندیدن
معانی دیگر: هرهر خندیدن، خنده ی نخودی کردن، آرام خندیدن

بررسی کلمه chuckle

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: chuckles, chuckling, chuckled
(1) تعریف: to laugh softly or in a half-suppressed manner.

- The film was mildly funny, and we chuckled here and there.
[ترجمه A.A] فیلم خیلی بامزه بود و ما ( گله به گله )جاهای مختلف خندیدیم
|
[ترجمه ترگمان] فیلم کمی خنده‌دار بود و ما اینجا و آنجا بی‌صدا خندیدم
[ترجمه گوگل] این فیلم خفیف خنده دار بود و ما اینجا و آنجا شوکه شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She was annoyed that he merely chuckled when she told him her plans.
[ترجمه ترگمان] از اینکه او نقشه‌های خود را برای او تعریف کرد ناراحت شد
[ترجمه گوگل] او ناراحت شد که وقتی به او برنامه هایش را گفت، فقط از خواب بیدار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to cluck, as a hen.
اسم ( noun )
مشتقات: chucklingly (adv.), chuckler (n.) ...

واژه chuckle در جمله های نمونه

1. We had a chuckle about it afterwards.
[ترجمه ترگمان]بعد از آن همه خندیدیم
[ترجمه گوگل]پس از آن ما در مورد آن شگفت زده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She gave a chuckle of delight.
[ترجمه ترگمان]او از خوشحالی خندید
[ترجمه گوگل]او به شوخی لذت بخشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He laughed with a rich, throaty chuckle.
[ترجمه ترگمان]او با خنده‌ای بلند و از ته دل خندید
[ترجمه گوگل]او با یک شگفت انگیز غول پیکر خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He gave a chuckle in response to her question.
[ترجمه ترگمان]او به سوال او جواب داد
[ترجمه گوگل]او در جواب به سوال او به شوخی گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She gave a little chuckle.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف chuckle

خندیدن (فعل)
mock , burst into a laugh , laugh , chuckle , laugh at , titter , giggle , chortle , roar with laughter
پیش خود خندیدن (فعل)
chuckle
بادهان بسته خندیدن (فعل)
chuckle

معنی عبارات مرتبط با chuckle به فارسی

ادم خرف یابی کله

معنی کلمه chuckle به انگلیسی

chuckle
• low laughter, giggle
• laugh quietly, giggle
• when people chuckle, they laugh quietly. verb here but can also be used as an attributive adjective. e.g. he shook his head with a soft chuckle.
chuckle head
• (slang) one who has a large head; dunce; numskull

chuckle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیده زهرا برقعی
ریز ریز خندیدن
عبدالخلیل قوطوری

tʃʌkəl- Chuckle-En-چاکال-چاکگِل= خندیدن، پیش خود خندیدن، بادهان بسته خندیدن
معانی دیگر: هرهر خندیدن، خنده ی نخودی کردن، آرام خندیدن
Chuckle-Turk- چاککُل(چاکگُل)=تبسم، لبخند، خندۀ کم ولی کافی، خندیدن، پیش خود خندیدن، بادهان بسته خندیدن، و...
Chuckle چاککُل(چاکگُل)=با دهان کمی باز خندیدن، خندیدن(به اندازۀ کفایت)، خندۀ رضایت مندی، خندۀ کافی ولازم برای هر موقعیت،
مبادا لب تو بگفتار چاک--- سخن را هم اینجا فرو کن بخاک(فردوسی)
Chucچاک =شکاف، درز، دریده، پاره، کمی باز، و...
Chucچأک=به اندازۀ کافی ولازم، قناعت، اقناع، امساک، بسندگی، بسنده کاری، خرسندی، رضامندی، صرفه جویی، کف نفس، مناعت طبع، عزت نفس-چأکسیز منتدار=بیش از اندازه ممنون ومتشکرم
Chuckle چِکگُل=خندۀ کنترل شده، تبسم، لبحند
Chucچِک ازچِکیلمک=کنار کشیدن، کشیدن، خود را کنترل کردن و کنار کشیدن یا از انجام کاری اضافه وافراط به خاطر خجالت یا احترام خودداری کردن
Kle کُل یا گُل=فعل امر کُلمک یا گُلمک=خندیدن، خنده زدن، خنده کردن، ضحک، قهقهه زدن ، ابتسام، تبسم کردن، لبخند زدن، شکفتن، شکوفا شدن، وا شدن، مثل گُل باز شدن،و...-تبدیلات ک به گ یا به ق درلهجه ها و گویشها زیاد است : مثلاً خندیدن و خنده در لهجه های مختلف ترکی : ترکی استامبولی، آذربایجانی، ترکمنی G�lmək گُلمِک = خندیدن – قرقیزی күлүү کُلوی-قزاقی Күлу-کُلو- در فارسی: مثل گل شکفتن- گل در اینجا هم معنی خنده را می دهد
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک poladabady@blogfa.com
عباس نعمتی فر
نخودی خندیدن، ریز خندیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی chuckle
کلمه : chuckle
املای فارسی : چوککل
اشتباه تایپی : زاعزنمث
عکس chuckle : در گوگل

آیا معنی chuckle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )