برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1155 100 1

cite

/ˈsaɪt/ /saɪt/

معنی: گفتن، ذکر کردن، اتخاذ سند کردن
معانی دیگر: (مطالب کتبی یا شفاهی را) نقل قول کردن، رونگاشت کردن، استناد کردن به، بازگشت کردن یا دادن به، رجوع کردن به، (حقوق) احضار کردن (به دادگاه)، فراخوانی، به صورت نقل قول ذکر کردن

بررسی کلمه cite

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cites, citing, cited
(1) تعریف: to refer to and acknowledge (a source) in writing or speaking.
مترادف: invoke, mention, refer to
مشابه: adduce, advert, allude, indicate, note, quote

- If you use a quotation from a book in your paper, you have to cite the book as your source.
[ترجمه ترگمان] اگر از یک نقل‌قول از یک کتاب در مقاله خود استفاده می‌کنید، باید کتاب را به عنوان منبع خود ذکر کنید
[ترجمه گوگل] اگر از نقل قولی از یک کتاب در مقاله خود استفاده می کنید، باید کتاب را به عنوان منبع خود ذکر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to quote or refer to as proof or illustration.
مترادف: adduce, instance, quote
مشابه: circumstantiate, excerpt, exemplify, extract, invoke, mention, note, present, specify

- His lawyer cited many cases where such a decision had been reached.
[ترجمه ترگمان] وکیل او موارد زیادی را ذکر کرد که در آن‌ها چنین تصمیمی گرفته شده‌بود
[ترجمه گوگل] وکیل او موارد متعددی را که در آن چنین تصمیمی گرفته شده است، ذکر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) ...

واژه cite در جمله های نمونه

1. The devil can cite the Scriptures for his purpose.
[ترجمه هاله] شیطان برای رسیدن به اهدافش به کتاب مقدس استناد می کند.
|

[ترجمه ترگمان]شیطان می‌تواند کتاب مقدس را برای هدفش برساند
[ترجمه گوگل]شیطان می تواند کتاب مقدس را برای هدفش بیان کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'll just cite some figures for comparison.
[ترجمه ترگمان]من چند رقمی را برای مقایسه ذکر می‌کنم
[ترجمه گوگل]من فقط تعدادی ارقام برای مقایسه را ذکر می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Can you cite another case like this one?
[ترجمه ترگمان]می تونی یه پرونده دیگه مثل این رو به خاطر بیاری؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید یک پرونده دیگری مانند این را بیابید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is important to cite examples to support your argument.
...

مترادف cite

گفتن (فعل)
utter , declare , relate , tell , inform , say , adduce , tongue , mouth , observe , cite , intimate , bubble , rehearse
ذکر کردن (فعل)
assign , mention , mingle , note , refer , specify , cite , mind , patter
اتخاذ سند کردن (فعل)
cite

معنی cite در دیکشنری تخصصی

cite
[حقوق] احضار کردن (به دادگاه)، نقل کردن، استناد کردن، تقدیر کردن، جریمه کردن

معنی کلمه cite به انگلیسی

cite
• quote; officially praise; summon to a court of law
• if you cite something, you quote it or mention it, especially as an example or proof of what you are saying; a formal word.
• in a legal case, to cite a person means to officially name them, and to cite a reason or cause means to state it as the official justification for your case; a formal word.

cite را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه فاطمه
یادکردن
سعید صفاری مقدم
(بعنوان چیزی) قلمداد شدن/کردن،تلقی شدن/کردن، برشمرده شدن، ذکر شدن، یاد شدن
Pouria
استناد کردن ، اشاره کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cite
کلمه : cite
املای فارسی : کیت
اشتباه تایپی : زهفث
عکس cite : در گوگل

آیا معنی cite مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )