برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1283 100 1

cited

/ˈsaɪt/ /saɪt/

(verb transitive) ذکر کردن، اتخاذ سند کردن، گفتن

واژه cited در جمله های نمونه

1. the passages cited by him . . .
قطعاتی که او نقل قول کرده بود . . .

2. to prove his point, he cited several scientific articles
او برای اثبات نکته‌ی خود به چندین مقاله‌ی علمی استناد کرد.

معنی کلمه cited به انگلیسی

cited
• quoted; referenced to

cited را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hesam
محل رجوع شده - ارجاع شده - مرجع
سامان نصیری
ذکر شده - اشاره شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cited
کلمه : cited
املای فارسی : کیتد
اشتباه تایپی : زهفثی
عکس cited : در گوگل

آیا معنی cited مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )