انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1065 100 1

clarification

تلفظ clarification
تلفظ clarification به آمریکایی/ˌklerəfɪˈkeɪʃn̩/ تلفظ clarification به انگلیسی/ˌklærɪfɪˈkeɪʃn̩/

معنی: تصریح، وضوح، روشنی

بررسی کلمه clarification

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or process of clarifying.

- To be sure she understood his point, she asked for clarification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برای این که مطمئن شود منظور او را درک می‌کند، به روشنی از او سوال کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برای اطمینان از این که او نقطه او را درک کرد، او خواستار توضیح است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه clarification در جمله های نمونه

1. this matter needs further clarification
ترجمه این موضوع نیاز به روشنگری (توضیح) بیشتر دارد.

2. Employers are seeking further clarification of the proposals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارفرمایان به دنبال شفاف‌سازی بیشتر پیشنهادها هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارفرمایان در جستجوی اصلاح بیشتر این پیشنهادات هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I am seeking clarification of the regulations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به دنبال شفاف‌سازی مقررات هستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به دنبال روشن کردن مقررات هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The union has written to Zurich asking for clarification of the situation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اتحادیه به زوریخ نامه نوشته‌است و خواستار شفاف‌سازی وضعیت شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اتحادیه به زوریخ خواسته است تا روشن شود که وضعیت چگونه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I asked for clarification on the legal position.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من خواستار شفاف‌سازی در موضع قانونی شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من برای روشن شدن موقعیت قانونی خواسته ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Email us if you require further clarification on how to order.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر به توضیح بیشتر در مورد نحوه سفارش نیاز دارید، به ما ایمیل بفرستید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما نیاز به توضیحات بیشتر در مورد نحوه سفارش دارید، به ما ایمیل بزنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We need clarification from the Opposition about what their tax burden will be.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به شفاف‌سازی در مورد آنچه که بار مالیاتی آن‌ها خواهد بود، نیاز داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید از مخالفت در مورد میزان بار مالیاتی خود درمورد واکنش ها صحبت کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. If you ask for clarification then nine times out of ten you will get it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر خواهان شفاف‌سازی باشید، نه بار از ساعت ده شما آن را دریافت خواهید کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما برای روشن شدن بخواهید پس از نه بار از ده شما آن را دریافت خواهید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The exemption you refer to certainly needs clarification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معافیت شما به شفاف‌سازی نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معافیت شما به طور قطع نیاز به توضیح دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. On average in a meeting, seeking clarification and giving clarification amount to 44 percent of all the spoken behaviours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور متوسط در یک جلسه، به دنبال شفاف‌سازی و دادن مقدار توضیح به ۴۴ درصد از تمام رفتارهای گفتاری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور متوسط ​​در جلسه، به دنبال روشن شدن و دادن ابهام به 44 درصد از همه رفتارهای گفتاری می پردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I would like some clarification on this issue so that I can pass it on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من خواهان شفاف‌سازی در این موضوع هستم تا بتوانم از آن بگذرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می خواهم برخی از توضیحات در این موضوع به طوری که من می توانم آن را تصویب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Mr. Kirkwood I am grateful for that helpful clarification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آقای \"Kirkwood\"، من از این موضوع خیلی ممنونم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای کرکودو من از این توضیح مفید تشکر می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His concept of prayer, however, requires analysis and clarification in view of his expressed preference for an impersonal and formless Absolute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، مفهوم نماز او نیازمند تحلیل و توضیح در مورد ترجیح بیان‌شده خود برای یک مطلق و بی‌شکل مطلق است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، مفهوم او از دعا نیاز به تجزیه و تحلیل و روشن شدن دارد، زیرا او به ترجیح خود برای یک مطلق غیرممکن و بدون فرموله نیاز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Filner insisted yesterday that the federal letter of clarification has solved the problem, and state legislators will revise state law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Filner دیروز اصرار داشت که نامه دولت فدرال این مشکل را حل کرده‌است و قانونگذاران ایالتی قانون ایالتی را مورد بازبینی قرار خواهند داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلر روز گذشته تأکید کرد که نامه اصلاحیه فدرال این مشکل را حل کرده است و قانونگذاران ایالت قانون را اصلاح می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I asked Mr Berge for clarification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از آقای Berge درخواست شفاف‌سازی کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آقای Berge برای روشن شدن خواسته شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف clarification

تصریح (اسم)
affirmation , explanation , specification , stipulation , clarification , reiteration , gloss , definitude
وضوح (اسم)
light , clarification , lucidity , perspicuity , clarity
روشنی (اسم)
clarification , shine , irradiance , irradiancy , lucidity , perspicuity , clarity , expressiveness , glim

معنی clarification در دیکشنری تخصصی

[شیمی] تصفیه ، روشنى ، وضوح - تصفیه
[مهندسی گاز] ته نشین ن مودن رسوبات
[نساجی] روشنی - وضوح - شفافیت
[معدن] زلالسازی (جدایش)

معنی کلمه clarification به انگلیسی

clarification
• explanation, making clear
as a clarification
• as an aid to make a point more understandable, as something which clarifies an issue
requires clarification
• needs to be made clearer
sought clarification
• requested an explanation

clarification را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Mohammad ٢٣:٠٤ - ١٣٩٦/٠٦/١٥
شفاف سازی
|

ناظمی. غلامرضا ٢١:٢٦ - ١٣٩٦/١١/٢٨
روشنگری
|

نوید مردق ١٦:٠٠ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦
حوضچه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٢٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨
توضيح
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی clarification
کلمه : clarification
املای فارسی : کلریفیکیشن
اشتباه تایپی : زمشقهبهزشفهخد
عکس clarification : در گوگل


آیا معنی clarification مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )